ابراهيم اصلاح عربانى

131

كتاب گيلان ( فارسى )

وسيله كارخانه‌هاى برنجكوبى ( شاليكوبى ) از دور خارج شدند . بكارگيرى ماشين در زراعت برنج دور ناقصى دارد . بدين معنا كه با وجود گذشت بيش از 40 سال از ماشينى شدن ( مكانيزاسيون ) كشت و داشت و برداشت برنج ، كاربرد ماشين در مراحل توليد اين محصول هنوز كامل نيست . زيرا تنها شخم با نيروى ماشين انجام مىشود و تا برداشت محصول بقيه مراحل داشت و برداشت كماكان به روال سنتى صورت مىگيرد . كارهائى مانند نشاكارى ، وجين و درو هنوز به همان روش سنتى و با ابزار قديمى انجام مىشود . پس از برداشت محصول و حمل آن به انبار ، دانه‌هاى شلتوك به وسيله ماشين خرمنكوب كه نيروى محركه‌اش همان تيلر است و به وسيله يك تسمه لاستيكى به خرمنكوب متصل مىشود ، از ساقه و خوشه جدا مىگردد و ساقه خشك كه كولش ناميده مىشود ، براى تعليف دام در زمستان ذخيره مىگردد . ماشين خرمنكوب دومين وسيله ماشينى است كه جايگزين گوچين ، جوكوب و اسب شده است . سرانجام سومين وسيله ماشينى كه جاى پادنگها و آبدنگها را گرفته و به‌طور مطلق آنها را حذف كرده همان كارخانه‌هاى شاليكوبى است . كارخانه‌هاى شاليكوبى در آغاز كار با موتورهاى ديزلى كار مىكردند . اين موتورها بسيار پرسروصدا بوده و با آب خنك مىشدند . نمونه‌هائى از اين كارخانه‌هاى شاليكوبى هنوز نيز در مناطقى كه فاقد برق هستند كار مىكنند . در برخى موارد وجود آنها در حاشيه شهرها ضمن ايجاد سروصدا محيط اطراف را به شدت آلوده مىكردند ، زيرا در سيستم شاليكوبى با موتورهاى ديزلى ، پوسته سلولزى شلتوك كه فل ناميده مىشود ، بدون ملاحظات زيست‌محيطى در كنار اين كارخانه‌ها انبار شده و سپس آتش زده مىشد كه دود حاصل از آن نيز ساكنان اطراف اين كارخانه‌ها را آزار مىداد . از حدود 20 سال پيش الكتروموتورها جايگزين موتورهاى ديزلى شدند . با گسترش شبكه برق‌رسانى به سطح روستاها بسيارى از كارخانه‌هاى شاليكوبى از نيروى محركه الكتريكى استفاده كردند . علاوه بر آن فل حاصل از پوست‌كن را با عبور دادن از دستگاه كانكا يا سفيدكننده مستقيما تبديل به سبوس مىكنند كه براى تهيه خوراك دام و طيور به مصرف مىرسد . در سالهاى اخير به دليل گرانى لاستيك پوست‌كن برخى از كارخانه‌ها با اضافه كردن يك كانكاى ديگر ، كار پوست‌كنى و سفيد كردن را مستقيما از طريق كانكا و در طى دو مرحله انجام مىدهند . برنجكوبى در كارخانه‌ها نيز به تدريج مراحل تكاملى را پشت سر مىگذارند و با گذشت زمان سيستم كار آنها روزبه‌روز كاملتر مىشود . اين كارخانه‌ها در آغاز فعاليت خود ابتدا به روش تركوبى كار مىكردند . در روش تركوبى شلتوك مستقيما وارد دستگاه شده و به برنج تبديل مىشد . بدين‌جهت كشاورزانى كه قبلا شلتوك را خشك كرده بودند ، برنج بهترى به دست مىآوردند . روش خشك كردن شلتوك به چند طريق انجام مىگرفت : نخست اين‌كه شلتوك را پس از خرمنكوبى در هواى آزاد با استفاده از گرماى خورشيد خشك كرده و بلافاصله به كارخانه حمل مىكردند ، دوم آن‌كه درزها يا بسته‌هاى دسته‌بندى شده را بدون باز كردن ، از تيرهاى چوبى محكمى آويزان كرده و در رديفهاى منظمى زير سقف انبار يا اطاق مخصوص اين كار قرار مىدادند . سپس چند روزى در اين اطاق آتش ملايم و دودزائى روشن مىكردند ؛ گرماى حاصل از آتش ، شلتوك را بر روى ساقه خشك مىكرد و به همين دليل به راحتى خرمن مىشد و دود حاصل نيز از پوسته شلتوك به دانه نفوذ كرده ، ضمن تغيير رنگ برنج ، بوى مخصوصى به آن مىداد . اين برنج همان برنج معروف دودى است كه مشتاقان زيادى براى مصرف دارد . به دليل شرايط آب و هوائى مرطوب و بالا بودن رطوبت نسبى زياد در گيلان ، همچنين مشكلات خشك كردن از طريق آتش و دود ، امروزه عمل خشك كردن نيز با دستگاههاى خشك‌كن در كارخانه انجام مىگيرد . اين نوع برنجكوبى را اصطلاحا خشك‌كوبى نيز مىگويند . خشك‌كنها دستگاههاى ساده‌اى هستند كه با يك مشعل و يك دستگاه مكنده كار مىكنند . سوخت آنها نفت يا گازوئيل است كه حرارت قابل تنظيمى توليد كرده و از طريق آن شلتوك را قبل از تبديل به برنج ، خشك مىكنند و بلافاصله به دستگاههاى كانكا يا سفيدكننده انتقال مىدهند . امتياز دستگاههاى خشك‌كن كه در داخل كارخانه‌ها نصب مىشوند به خشك‌كنهاى خارج از محيط كارخانه و يا روش خشك كردن سنتى اين است كه شلتوك بلافاصله به كانكاها منتقل مىشود . از اينرو فرصت جذب رطوبت پيدا نمىكند ، در حالىكه شلتوكهائى كه در خارج از محيط كارخانه و يا به روش سنتى خشك مىشوند ، به دليل طولانى شدن نوبت در كارخانه‌ها و يا افزايش رطوبت نسبى و بارش ممكن است مجددا رطوبت را جذب كرده و برنج حاصل از آن ، كيفيت موردنظر را نداشته باشد . خشك‌كنهاى حرارتى با وجود امتيازات زيادى كه دارند ، هنوز از نظر فنى داراى معايب زيادى هستند . در اين خشك‌كنها كارگران پيوسته بايد شلتوك را در داخل اطاق فلزى آن زيرورو كرده و بهم بزنند . اين عمل هرچند كه با جديت انجام گيرد ، باز هم به علت حجم زياد شلتوك به صورت كامل انجام نمىشود . به همين دليل شلتوكها به‌طور يكنواخت خشك نمىشوند و قسمتهاى سطحى حرارت كمترى مىبيند . از طرف ديگر تنظيم دقيق گرما و رطوبت در اين خشك‌كنها به تناسب زمان مورد نياز چندان عملى نيست و اغلب آنها فاقد دستگاههاى گرماسنج و رطوبت‌سنج هستند . خشك‌كنهاى جديدى كه طراحى شده‌اند ، متحرك بوده و به شكل استوانه ساخته شده‌اند . اين استوانه‌ها به دور محور حركت دورانى دارند . با چرخش استوانه كه همان مخزن خشك‌كن بشمار مىرود ، عمل برهم زدن شلتوك خود به خود و بدون نياز به كارگر انجام مىگيرد و تقريبا تمامى شلتوكها به‌طور يكنواخت در مقابل حرارت قرار مىگيرند . علاوه بر آن اين خشك‌كنها مجهز به دستگاه گرما و رطوبت‌سنج هستند و مىتوان گرما و رطوبت موردنظر را براى شلتوك تنظيم كرد . بر اساس اظهار نظر كارشناسان كشاورزى رطوبت مطلوب براى شلتوك قبل از تحويل به كانكاها 11 % و دماى مطلوب 35 درجه سانتيگراد است . در حال حاضر كليه دستگاههاى مورد نياز كارخانه‌هاى برنجكوبى در كارگاههاى صنعتى استان گيلان ساخته مىشوند . اين همپيوندى ميان صنعت و كشاورزى از جمله نمونه‌هاى بسيار نادر در گيلان و حتى در كشور است زيرا كارگاههاى صنعتى موجود در استان گيلان كه در كار ساختن اين نوع ماشينها داراى تجربه زيادى هستند توانسته‌اند با بهره‌گيرى از دانش فنى و تجربه خود ،