ابراهيم اصلاح عربانى

128

كتاب گيلان ( فارسى )

اين نسبت در طى سالهاى بعد نيز روند فزونى يافت و در حال حاضر حدود 36 % از مصرف برنج كشور از خارج وارد مىشود . « 35 » افزايش سريع جمعيت كشور در فاصله 1355 تا 65 و به تبع آن بالا رفتن بيش از پيش تقاضاى برنج همراه با محدوديت واردات آن در طى سالهاى جنگ ، كشت و توليد برنج داخلى را در كشور و از آن جمله در گيلان تحرك بخشيد . قيمت برنج كه طى ساليان دراز افزايش چندانى نيافته بود از سال 1359 به بعد با سرعت ترقى كرد و خصلت تجارى كشت برنج سال‌به‌سال اهميت بيشترى يافت . از اين پس برنج نه فقط يك كشت تجارى بلكه نسبتا پولساز نيز بود . در اين فاصله كشاورزان با تغيير نوع كشت و تبديل آن به انواع مرغوب به جاى برنجهاى سنتى كوتاه مانند چمپا ، قريب ، آقايى به كشت انواع برنجهاى صدرى كه مقبوليت بيشترى در بازار داشت و به قيمت بيشترى نيز به فروش مىرفت مبادرت ورزيدند . شكوفائى كشت و تجارت برنج رغبت كشاورزان را به كاشت و توسعه كشتزارها تحريك كرده و در نتيجه كشت برنج و توليد آن از ركود سنتى بيرون آمد . در نتيجه چنين روندى نقدينگى خانوارهاى برنجكار افزايش يافته و با توجه به گسترش مناسبات خرده‌مالكى در ميان كشاورزان و وابستگى نسبتا كم آنان به توليدات شهرى بخشى از اين نقدينگى به صورت اندوخته درآمده است . تحول در ارزش اقتصادى برنج بيش از آن‌كه ناشى از توسعه سطح كشتزارها يا افزايش توليد آن در هكتار باشد از سير صعودى قيمت آن ناشى مىشود . قيمت شلتوك بر اساس منابع آمارى رسمى از 113 ريال در سال 1361 به كيلويى 456 ريال در سال 1366 در گيلان افزايش يافته است . به همين نسبت قيمت برنج نيز از حدود 170 - 200 ريال به 700 - 900 ريال از انواع مختلف رسيد . در سال زراعى 1369 قيمت انواع برنج در روستاهاى گيلان از حدود 450 ريال براى انواع نامرغوب و كوتاه تا 900 ريال براى انواع صدرى و بىنام و دمسياه در نوسان بود . اين در حالى است كه قيمت برنج داخلى نسبت به سال زراعى 1368 حدود 10 تا 15 درصد كاهش يافته است . بدين‌ترتيب مشاهده مىشود كه حتى با ثابت ماندن سطح زير كشت و عملكرد آن در هكتار درآمد كشاورزان برنجكار از نيمه دوم دهه سالهاى 1360 ، عملا به دليل افزايش قيمت برنج نسبت به آغاز دهه 1360 حدود 400 % افزايش يافته است . اگر توجه كنيم كه كشاورزان گيلانى براى نيازهاى كالايى خود كمتر به توليدات شهرى وابسته بوده و بخش قابل‌توجهى از نيازهاى غذايى را خود تأمين مىكنند ، براى توجيه وضعيت اقتصادى نسبتا خوب آنان دليل كافى وجود دارد . بدين‌ترتيب كه روستائيان گيلان توليدات كشاورزى خود را به قيمت نسبتا خوبى در بازارهاى شهرى كه مملو از كشش تقاضاست به سرعت مىفروشند . حتى توليدات جنبى آنان نيز از طريق بازارهاى هفتگى به راحتى قابل تبديل به پول است . از طرف ديگر نياز كالاهاى اساسى خود مانند قند ، چاى ، سيگار ، نفت و برخى اقلام ديگر را از طريق سهميه‌بندى اين كالاها به قيمت دولتى مىخرند . در كنار آن سهم نان در جيره غذائى روستائيان گيلان طى سالهاى گذشته به شدت افزايش يافته است . چرا كه نان به عنوان يك غذاى اصلى كه مشمول « سوبسيد » دولتى است به قيمت بسيار ارزان در بسيارى از روستاها به فروش مىرسد و در حال حاضر حتى جاى دو وعده غذاى روز را كه در گذشته تماما از برنج تأمين مىشد گرفته است . در مواردى حتى به نكات ظريفتر اقتصادى نيز مىتوان برخورد كرد ، بدين‌ترتيب كه كشاورزان پس از كنار گذاشتن بذر مورد نياز سال بعد تمامى محصول مرغوب خود را به بهاى خوب فروخته و براى مصرف خود برنج درجه دو و يا سه را به قيمت ارزان مىخرند . اين‌گونه موازنه‌هاى اقتصادى كه به تدريج روستائيان از آن آگاهى يافته‌اند ، امكان انباشت سرمايه و افزايش نقدينگى را در كنار فعاليتهاى جنبى ميسر ساخته و يكى از مهمترين عوامل رفاه نسبى كشاورزان گيلان نسبت به ديگر مناطق كشور است . عملكرد اقتصادى افزايش نقدينگى را مىتوان در روند سريع نوسازى و بهسازى مسكن روستايى در روستاهاى گيلان مشاهده كرد . از اوايل دهه 1360 در روستاهاى گيلان نوسازى و بهسازى مسكن ابعاد قابل‌توجهى به خود گرفته است . بسيارى از خانه‌هاى پوشالى سنتى در اين فاصله جاى خود را به خانه‌هاى ساخته شده از بلوك سيمانى و يا آجر داده‌اند . چشم‌انداز مسكن و بافت و ساخت مساكن روستائى از نظم و موزونى بهتر برخوردار شده كه دليل اساسى آن را بايد در رونق اقتصادى بخش كشاورزى كه كشت برنج مهمترين شاخص آن است در گيلان دانست . حتى شهرها و شهركها نيز از اثرات اين تحول متأثر شده‌اند . چرا كه امروزه ديگر قدرت خريد در شهرها به گروه مصرف‌كنندگان مزدگير و كارمند اختصاص ندارد . بلكه روستائيان نيز با برخوردارى از امكانات دسترسى سريع به بازارهاى شهرى از جمله مصرف كنندگان كالاهاى عرضه شده در شهرها به‌شمار مىروند . اين افزايش طيف مشترى در بازارهاى شهرى به رونق بيشتر بخش تجارت در شهرها انجاميده است . به عبارت ديگر بهبود وضع كشاورزى در دو زمينه اثرات چشمگيرى بر جاى گذاشته است : نخست در زمينه بهسازى و نوسازى مساكن روستايى و ديگر تشديد روابط شهر و روستا در گيلان به عنوان يك چرخه مكمل يكديگر . 1 - 1 - 7 - انواع برنج در گيلان تا قبل از تنسيق نظام آبيارى در مزارع كشت برنج ، كشاورزان براى احتراز از خطرات خشكسالى به كشت برنجهائى مىپرداختند كه دوره رويش كوتاهى داشتند و اصطلاحا به برنجهاى زودرس معروف بودند . اين برنجها عمدتا عبارت بودند از قريب ، چمپا ، آقايى ، بىنام ، شصت‌رس و چمپاى رسمى . در مناطقى كه منابع تأمين آب مطمئن بود و امكان بروز خشكسالى ضعيف مىنمود كشت انواع مرغوب و ديررس برنج كه عمدتا از گروه برنجهاى صدرى هستند معمول بود . در سالهاى اخير تنسيق امور آبيارى كه از حدود 40 سال پيش به‌طور سنتى و بر اساس روابط عرفى انجام مىگرفت از نظم و هماهنگى بيشترى برخوردار شده است . علاوه بر آن ذخيره‌سازى آب در پشت درياچه سد سفيدرود و انتقال بخشى از آب مورد نياز كشاورزان فومن از طريق تونل تاريك به اين منطقه اطمينان بيشترى براى كشتهاى ديررس فراهم كرده است . در كنار آن حفر چاههاى كم‌عمق و معمولى و استفاده از موتور پمپ براى آبيارى كشت برنجهاى ديررس را از خطر كم‌آبى و بىآبى مصون

--> ( 35 ) . نگرشى اجمالى به زراعت برنج ، صفحه 27 .