ابراهيم اصلاح عربانى

112

كتاب گيلان ( فارسى )

در گيلان انسان خود جزئى از طبيعت است و انگار كه طبيعت نيز جزئى از مجموعه وجودى انسان مىباشد . چرا كه اساس حيات وى بر آنچه كه طبيعت در اختيار او گذاشته به شدت وابسته است . دريا و خاك با اندوخته بيكران خود غذاى انسان را فراهم مىسازند ، جنگل و گياه ابزار مورد نياز مسكن و سوخت او را تأمين مىكنند . آب يعنى اين سرچشمه حيات چه به صورت بارش و چه به صورت جارى و زيرزمينى در نهايت سهولت و فراوانى در دسترس او قرار دارد . مراتع طبيعى منبع تغذيه دامهائى است كه با كمترين زحمت پرورش يافته و شير و گوشت آنها مورد استفاده قرار مىگيرد . تجلى رابطه طبيعت با معيشت انسان را مىتوان در محدوده خانه و محوطه‌هاى روستايى به روشنى مشاهده كرد . خانوارهاى روستايى كه اغلب در كنار مزارع خود اسكان دارند ، با كشت انواع سبزى و صيفى در باغچه‌هاى خانگى نيازهاى غذايى خود را تأمين مىكنند . غاز و اردك و مرغ و خروس بدون اينكه براى تغذيه خود سربار خانوار روستايى باشند غذاى خود را از طبيعت تأمين مىكنند و دامهاى بزرگ نيز به همين ترتيب با چرا در فضاى آزاد به راحتى غذاى خود را پيدا كرده و به بركت غناى طبيعت ، بخش عمده سال را بىنياز از تعليف طويله‌اى به سر مىبرند . الياف گياهى به صورت حصير زيرانداز مسكن مىشود و يا كلاهى به عنوان سرپناه در مقابل آفتاب . در ميان كوه‌نشينان دامدار تارهاى پشم بز به شكل چادر سياه ، مسكن آنان را با قابليتى تمام در مقابل برف و باران و آفتاب تند حفاظت كرده و در همين حال دود حاصل از سوخت هيزم در اجاق درون چادر را به راحتى از منافذ خود خارج مىسازد . بازارهاى روزانه و هفتگى مملو از كالاها و توليداتى است كه در خود منطقه به دست مىآيد . حتى صنعت نيز در گيلان هويت و نشانى از طبيعت دارد و گويى كه خود زاييده اوست . اگر خاطره آبدنگها ، كوره‌هاى زغال‌پزى ، كارگاههاى نجّارى و خراطى ، حصيربافيها ، كارگاههاى كرجىسازى ، توربافيها ، سماكيها ، سفال‌سازيها ، آجرپزيها ، حريربافيها و گونىبافيها و دهها فعاليت صنعتى رايج ديگر را از گذشته به ياد داشته باشيم ، به خوبى ارتباط ميان نهاده‌هاى طبيعى و فعاليتهاى اقتصاد صنعتى را درك مىكنيم . شايد به جرئت بتوان ادعا كرد كه در گيلان كمتر فعاليتى وجود دارد كه به نوعى با طبيعت محيط مربوط نباشد . اين همپيوندى و سنخيت ميان نهاده‌هاى طبيعى و فعاليتهاى اقتصادى امروز نيز مهمترين اساس و شالوده چشم‌انداز معيشتى در منطقه گيلان است و هركس از هر راهى كه وارد گيلان مىشود به روشنى نقش طبيعت در نوع فعاليت و استقرار انسان را در پهنه محيط به چشم مىبيند و اگر آن را نوعى نظم طبيعى در اشكال دخل و تصرف انسان در طبيعت و رابطه انسان و محيط تعبير كنيم سخنى به گزاف نگفته‌ايم . 1 - كليات مراد از كشاورزى به عنوان يك فعاليت اقتصادى مجموعه بهره‌برداريهايى است كه انسان براى تأمين معيشت خود از نهادهاى طبيعى به عمل مىآورد . به همين دليل كشاورزى در مفهوم عام شامل فعاليتهاى اقتصادى زير است : - كشت - دامدارى و دامپرورى - صيد و شكار - بهره‌بردارى از منابع جنگلى اما به معنى خاص ، كلمه كشاورزى به مجموعه فعاليتهاى كاشت ، داشت و برداشت محصولاتى گفته مىشود كه براى اهداف معيشتى ( مصرف يا فروش ) صورت مىگيرد . در اين فصل كه تحت عنوان كشاورزى آمده است منظور فعاليتهاى مربوط به كشت و زرع است كه در اصطلاح عاميانه فلاحت نيز گفته مىشود . كشاورزى مهمترين شاخص فعاليت اقتصادى در گيلان است و زندگى و معاش بخش وسيعى از مردم اين استان از طريق فعاليتهاى كشاورزى تأمين مىشود . هرچند كه استان گيلان در كليت خود به عنوان يك سرزمين حاصلخيز و مناسب فعاليتهاى كشاورزى شناخته شده است ، ليكن شرايط محيطى از قبيل اقليم ، ارتفاع ، جنس خاك ، قابليت دسترسى به آب در همه‌جا به‌طور يكسان و يكنواخت فراهم نيست . مهمترين كانونهاى فعاليت كشاورزى در گيلان همان نواحى جلگه‌اى يا اراضى پست ساحلى هستند كه در ارتفاعى كمتر از 100 متر از سطح درياى آزاد قرار دارند . از اينرو جغرافياى كشاورزى گيلان را مىتوان از طرفى بر اساس عامل ارتفاع به محدوده‌ها و قلمروهاى زير تقسيم كرد : الف - اراضى جلگه‌اى : اين اراضى كه عمدتا ارتفاعى كمتر از 100 متر دارند به دليل مساعد بودن شرايط اقليمى ، خاكهاى آبرفتى و دسترسى به منابع آب مهمترين كانون فعاليت كشاورزى بوده و عموما زير كشت محصولاتى از قبيل برنج ، چاى ، توتون ، انواع سبزيها ، صيفى و مركبات قرار دارند . به همين دليل تمركز اصلى جمعيت در همين اراضى جلگه‌اى ديده مىشود . ب - اراضى كوهپايه‌اى : زمينهاى كوهپايه‌اى در بسيارى از نواحى گيلان پوشيده از جنگل بوده و تنها در حد ارتفاع محدودى به كشت چاى يا درختان ميوه اختصاص دارد . كشت برخى از محصولات خاص اراضى جلگه‌اى در امتداد دره‌ها و بر روى تراسهاى رودخانه‌ها تا جائى كه وسعت زمين و شرايط رويش اجازه دهد معمول است . دره رودخانه سفيدرود از رستم‌آباد تا حوالى منجيل و لوشان به كشت زيتون اختصاص دارد . پ - زمينهاى كوهستانى : در اين زمينها عمدتا كشت غلات ( گندم و جو ) ، گياهان علوفه‌اى و نيز برخى گياهان داروئى نظير گل‌گاوزبان معمول است . در منطقه رودسر و نواحى مختلف اشكور حدود 200 هكتار زمين در زير كشت گل‌گاوزبان قرار دارد . در سالهاى اخير كشت برخى محصولات تجارى مانند لوبيا و يا غرس درختان ميوه مانند سيب ، گلابى ، فندق ، گيلاس و آلبالو در روستاهاى كوهستانى رايج شده است . ليكن به دليل وسعت محدود هنوز اهميت اقتصادى قابل‌توجهى پيدا نكرده است .