ابراهيم اصلاح عربانى
675
كتاب گيلان ( فارسى )
كسب فيض پرداخت و به اندكزمان با كوشش وافر و استعداد ذاتى گوى سبقت از همگنان بربود ، آنگاه در خدمت عارف بلندپايه ملا حسن گيلانى به آموختن شفا و اشارات مشغول گشت و در علوم متداولهء عصر به رتبهء اجتهاد رسيد و استادى مسلم گرديد . حاج محمد گيلانى همگام دانشاندوزى به تزكيه نفس نيز پرداخت و معرفتى به سزا يافت . او مردى آزاده ، مردمدوست و برخوردار از خلقى پسنديده گرديد و اكثر تذكرهنويسان وى را به انسانيت و پاكبازى ستودهاند . در دوران كدخدايى كوچسفهان براى مردم آسايش و آرامش و امنيت كامل فراهم آورد و با چنين خصلت پسنديده عمر هفتادساله را به سر آورد . او طبعى حساس و ذوقى خاص داشت ، كم گوى و گزيده گوى و متخلص به حاجى بود ، لطافت مضامين در اشعار نغزش موج مىزند ، او راست : كند سنگ فلاخن اضطرابم خواب سنگين را * اگر صد بار گردانم چو تار سبحه بالين را به پيرى منع دل ، از خواهش دنيا بدان ماند * كه بعد از گل كسى كوتاه سازد دست گلچين را ندانستم دل كس در جهان چون جمع مىگردد * به دامن تا نياوردم فراهم اشك خونين را * * * از گداز شمع باشد ، شعله را پايندگى * مىكند از پهلوى مظلوم ظالم زندگى ما و قمرى خانهزاد سر و دلجوى توايم * مدتى شد در گلو داريم طوق بندگى گيلانى ، رضا مجتهد بلندپايه مولانا محمد گيلانى در اصفهان صاحب فرزندى گرديد كه به رضا موسوم نمود . اين پسر از كودكى ذوق و احساسى لطيف داشت كه در محضر پدر پرورش اساسى يافت . متأسفانه كوتهى عمر اجازه نداد تا نهالى تناور و سايهگستر شود در جوانى به سال 1135 هجرى قمرى درگذشت ، او را « در زمرهء علماء معدود » نوشتهاند كه « رغبت تمام به انشاء و شعر داشت . . . » چند بيت از غزلى را كه وى سروده است در زير مىخوانيد : هرگز طبيب ، فكر من مبتلا نداشت * گويا براى درد دل من ، دوا نداشت خلوتطلب براى چه مىگشت ، هر زمان * گر مدعى ز وصل تو ، صد مدعا نداشت محكم نگشت با تو اساس محبتم * از بس كه حرف سست تو هرگز بنا نداشت خاموشيم نبود ز آسودگى رضا * از بس كه تنگ بود دلم ناله جا نداشت گيلانى ، ملا حسن ملا حسن گيلانى ، عالمى متدين و فيلسوفى صاحبنظر و عارفى واقف و آشنا به معارف الهى بود كه زير نظر پدرى فاضل چون ملا عبد الرزاق فياض لاهيجى پرورش يافت . تمام عمرش را در قم گذرانيد و چون به سال 1121 هجرى قمرى درگذشت ، در شيخان قم مدفون گرديد . مزارش تا قبل از احداث جاده و خيابان زيارتگاه صاحبدلان مؤمن و فضلا بود . آثار زير به نام او ثبت شده است : آيينهء حكمت ، اثبات الرجعة ، اصول الدين ، الفة الفرقه در كلام ، بدايع الحكم ، تأليف المحبة او تزكية الصحبة . . . ، التقيّة ، جمال الصالحين . . . ، حاشيه وافى ملا محسن فيض ، روايع الكلام ، زواهر الحكم ، شمع اليقين ، مصابيح الهدى « 1 » . شعر خوب مىسرود ، چهاردانه زير اوراست : از كثرت داغ ، توأم افلاكم * وز زور لگدكوب حوادث خاكم باران نشاط اگر ببارد سنگم * ور آتش غم شعله كشد خاشاكم « 2 » گيلانى ، ميرزا ابو القاسم ميرزا ابو القاسم گيلانى معروف به محقق قمى و ميرزاى قمى فرزند حسن بن نظر على در اصل از مردم شفت گيلان بود كه نخست براى تحصيلات فقهى به خوانسار رفت و سپس در محضر استادانى مانند آقا محمد باقر بهبهانى علوم و معارف شيعه را به پايان برد و از مشهورترين و پركارترين فقهاى شيعه گرديد و مقامى و الا يافت . وى كتاب قوانين الاصول را كه از مهمترين متون درسى در حوزههاى مذهبى است نوشت و آثار ديگرش عبارتند از : مناهج و غنائم و جامع الشتات . به او بيش از هزار رساله ديگر نسبت مىدهند كه بعضى از آنها به چاپ نيز رسيده است . ميرزاى قمى در سال 1231 قمرى در قم وفات يافت و در گورستان شيخان به خاك سپرده شد . « 1 » لاهيجى ، ميرزا محمد باقر برخى از تذكرهنويسان ميرزا محمد باقر لاهيجى را در اصل اصفهانى دانسته نوشتهاند وطن او اصفهان و محل اقامتش لاهيجان بوده است . ميرزا محمد باقر از اكابر حكماى قرن سيزدهم و معاصر فتح على شاه قاجار بود . در حكمت و فلسفه و منطق و نجوم تبحرى بسزا داشت . مورخان معاصر او نوشتهاند از زايچه طالع ولادت جعفر خان زند استخراج نمود كه جعفر خان
--> ( 1 ) . ريحانه الادب ، محمد على مدرس چاپ دوم ، كتابفروشى خيام ، تهران 1347 ، جلد 4 ، صفحهء 363 . ( 2 ) . تذكرهء نصرآبادى ، ميرزا محمد طاهر نصرآبادى ، به كوشش وحيد دستگردى ، كتابفروشى فروغى ، تهران 1361 ، صفحهء 157 . 1 . نگاه كنيد به مجله بررسيهاى تاريخى ، سال 10 ، شماره 4 ، صفحه 256 . و نشريه انجمن آثار ملى شماره 2 ، صفحه 74 .