ابراهيم اصلاح عربانى
638
كتاب گيلان ( فارسى )
سرشارى بود و در شعر دانش تخلص مىكرد . وى روز سهشنبه بيستم جمادى الاول 1346 هجرى قمرى برابر 1307 خورشيدى دعوت حق را لبيك گفت و به ابديت پيوست . پيكرش را به قم منتقل كرده به خاك سپردند . غزل زير از اوست : غبار خط ، به رخت خط رد كشيد آخر * بهار حسن ترا ، دى ز پى رسيد آخر شه جمال تو از اسب رخ به زير افتاد * وزير ناز پياده شد و دويد آخر ترا كه افعى زلف سياه بود پناه * چه شد كه عقرب سبز خطت گزيد آخر نگفتمت كه برون كن ز پاى دل خارى * برون نكردى و خارت به رخ خليد آخر هزار طوطى جان را ز شكرين لب خويش * تو دور كردى و مورى و رامكيد آخر ز بسكه نسيه رخت دل ببرد و بوسه نداد * دبير دهر حساب ورا كشيد آخر رقيب جامه دانش همى قبا كردى * خداى بين كه ورا پيرهن دريد آخر حسن بن فيروزان ابو نصر حسن بن فيروزان از سلسلهء فيروزانيان اشكورى بود . اين امير اشكورى معاصر وشمگير زيارى بوده و بر نواحى اشكور ، ديلمان ، طبرستان و گرگان حكومت داشته است . حسن بن فيروزان جنگهاى متعددى با وشمگير بن زيارى داشت . هنگامى كه وى حاكم سارى بود نخستين جنگ او با وشمگير اتفاق افتاد كه منجر به شكست حسن شد . وى از سارى فرار كرده نزد على بن محتاج ( صاحب الجيوش ) به خراسان رفت و از سپهسالار خراسان جهت دفع وشمگير كمك خواست . اين تقاضا مورد موافقت على بن محتاج قرار گرفت و حسن با حمايت امير خراسان در جنگ دوم توانست وشمگير را شكست داده و سارى مركز حكومت خود را از چنگ امير زيارى بيرون آورد . به دنبال شكست وشمگير در اين جنگ كه بعدها به صلح انجاميد ، وشمگير پسرش « سالار » را به گروگان نزد على بن محتاج فرستاد . پس از چندى بين حسن بن فيروزان اشكورى و على بن محتاج بر سر متصرفات امير سامانى ، كار به اختلاف و جنگ كشيده شد و حسن بن فيروزان توانست على بن محتاج را شكست داده گرگان و دامغان و سمنان را جزو متصرفات خويش درآورد . همچنين با وشمگير از در صلح درآمده و سالار را نزد پدرش برگرداند ؛ وشمگير در قبال آزادى فرزندش تعهد نمود چنانچه در آينده لشكر خراسان به جنگ حسن بن فيروزان اشكورى برخيزد ، وى را يارى دهد . وشمگير بعدها به عهد خويش وفا ننموده و در سال 333 هجرى به همراه لشكر امير نوح سامانى و با همراهى لشكريان « تكين » سردار ديگر سامانى و على بن محتاج بر سر حسن بن فيروزان اشكورى در مازندران تاخته و به رغم رشادت بسيارى كه اين امير اشكورى در جنگ از خود نشان داد بر او پيروز شدند . حسن بن فيروز به علت كثرت سپاهيان مهاجم تاب مقاومت نياورده از گرگان به سمت كوهستان و اشكور فرار نمود . 3 سال بعد يعنى در سال 336 هجرى قمرى ، حسن بن فيروزان پس از گردآورى لشكر ، بار ديگر جهت دفع وشمگير به گرگان لشكركشى نمود و جنگى عظيم بين طرفين با كشتارى زياد رخ داد . در اين جنگ وشمگير شكست خورده منهزم گرديد و بار ديگر حسن بر گرگان و طبرستان و تمامى آن نواحى مستولى گشت . در اين جنگ حدود 100 نفر از سران سپاه وشمگير به حسن بن فيروزان پيوستند . « 1 » در سال 337 هجرى وشمگير كه به خراسان گريخته بود مجددا با يارى و مدد « منصور قراتكين » به گرگان حمله نمود و پس از جنگ مختصرى بين منصور قراتكين و حسن بن فيروزان اشكورى صلح برقرار گرديد در 341 هجرى بار ديگر حسن بن فيروزان اشكورى به همراه ركن الدوله ديلمى داماد خود و همچنين على بن كامه بر وشمگير تاخته و سبب شكست وشمگير و فرار او از مازندران گرديد . عاقبت كار حسن بن فيروزان اشكورى و سال مرگ او به درستى روشن نيست . حسن بويه ركن الدوله بويه مردى متوسط الحال و از بازماندگان شاهان ساسانى بود كه با سه پسرش على و حسن و احمد به خدمت ماكان بن كاكى در گيلان روزگار مىگذرانيد و چون ماكان از اسفار بشكست و مرداويج مقام والايى در ميان سپاهيان او بيافت اين سه برادر به او پيوستند . شوكت اسفار نيز ديرى نپاييد و پسر زيار به پايگاهى سترگ دست يافت و شهرها را يكى پس از ديگرى بگشود ، آنگاه كه آهنگ اصفهان داشت پسران بويه را به تسخير كرج فرمان داد . سه برادر به صوب مأموريت شتافته و پس از تسخير آنجا به لرستان روى نهادند . در اينزمان « ياقوت با دو هزار مرد بديشان بازخورد و ديلمان را سيصد مرد بود و دويست با سيصد ديگر از لران بديشان پيوسته در ارجان با هم جنگ كردند ، ياقوت منهزم شد ، على بن بويه و برادران به فارس رفتند و فارس در ضبط آوردند . « 1 » » و در اينهنگام خبر كشتن مرداويج از اصفهان رسيد ، برادران به منظور تشكيل خاندان شاهى به كنكاش نشسته و على را به شاهى و فرمانروايى برگزيدند و استقلال خود را اعلام نمودند . على بىدرنگ حسن را به تسخير عراق و احمد را براى گشودن كرمان مأمور ساخت . در مورد پيروزى خاندان بويه ، تواريخ پيشآمدهاى نادرى را متذكر شدهاند ولى حقيقت آنست كه در اينها خوى و خصلت سرورى وجود داشت و به همان انگيزه نيز خطر پذيرفته و مهترى را بهرهء خويش ساختند . ياقوت چون از على و برادرانش بشكست به نزد خليفه رفت و الراضى لشكرى گران به جنگ برادران بويه فرستاد و اين سپاه بعد از يك نبرد خونين
--> ( 1 ) . تاريخ طبرستان ، ابن اسفنديار ، به كوشش عباس اقبال ، كلالهء خاور ، تهران 1320 ، صفحهء 294 - 291 . 1 . تاريخ گزيده ، حمد الله مستوفى ، به كوشش دكتر عبد الحسين نوائى ، انتشارات امير كبير ، تهران 1364 ، صفحهء 41 .