ابراهيم اصلاح عربانى
610
كتاب گيلان ( فارسى )
گورگين - تيمور تيمور گورگين به سال 1313 شمسى در چولاب رشت به دنيا آمد . روزنامهنگار ، پژوهشگر ، نويسنده ، ترانهسرا و شاعر ( گيلكىسرا - فارسىگوى ) است . در همهء زمينههاى شعر آثار زيادى دارد . ترانههايش با صداى گرم خوانندگان راديو سالهاست كه پخش مىشود . اشعار گورگين با نامهاى مستعار : مورچه رشتى - بىمخ ميرزا - مقروض الشعرا - كاسگول گيلهمرد - مولانا رشتى ، جوجهشاعر و . . . در مطبوعات چاپ شده است . كتابهاى دختر رشتى ، گلبانگ گيلان ( شعر گيلكى ) ، امروز چه كسى مىتواند شاعر باشد ، طاغوت در تابوت ، چهار ديوان ، بررسى شعرهاى زرگر ، فايز ، كفاش و شاطر عباس از او منتشر شده است . اين است پهلوان او پهلوان نبود . . . * هرگز ، به عمر خويش ، ميدان پهلوانى مردان نديده بود * بر سينهاش نبود ، هرگز مدالهاى طلائى افتخار ! * اما . . . او پهلوان زندگى سخت خويش بود : * هرروز با « اميد » با « كار » ، نان ز كورهء خورشيد مىربود ! * شبها كه تن به روزن كاشانه مىكشاند ، فرياد شادمانى فرزند و همسرش * پر مىكشيد بار دگر سوى آسمان : - آورد « قرص نان » * اين است پهلوان . . . تهران 1368 گيلان ذهن من بارانىست . . . * همهء فكرم را جنگل و سبزه و رود و دريا ، پر كرده است ! * آى گيلان ، گيلان ! باز آئينه و جام تو به دستم افتاد . * عشق و ياد شيرينت ، بال پرواز خيالم را وسعت داد ! لمعه - منوچهر منوچهر لمعه شاعر ، محقق ، مترجم و نويسنده به سال 1317 در رشت به دنيا آمد و در 1360 شمسى پس از 43 سال زندگى ، رخ در نقاب خاك كشيد . كتابهاى « فرهنگ عاميانهء عشاير بويراحمدى و كهكيلويه » ( 1349 ) و « همراهان » داستان ( 1355 ) و « بازى » از ساموئل بكت ، ترجمه ( 1350 ) حاصل عمر كوتاه و پربار اين فرزند گيلان است . شمالى در خون من ستارههاى همه عالم مىلولند * و اگر هرانسانى را * ستارهايست من تمام ستارگان را دوست مىدارم * روح من سيال است و تبارش به ابرها مىرسد * - هرلحظه به شكلى - و در ترك روحم نسيم مىوزد و باد مىآيد * و سرانجام تو مىآئى تو كه چون قطرهى باران * تو كه چون ذرهى شبنم در لابهلاى روحم خلوت گزيدهاى * بايد خوشههاى تبآلود برنج را آبيارى كنم * و از ملخهاى بىترحم صادقانه بخواهم تا مزارع اولادانم را نيالايند محمدىپور - فرامرز فرامرز محمدىپور به سال 1341 شمسى در لنگرود به دنيا آمد و در همانجا زندگى مىكند . در شعر ، همراه نوپردازان است . آستان عشق در ابتداى ظلمت شب * اى دوست يادت ، ستارهاىست * در آسمان خالى بخت من . و من ، * شرقىترين ترانهى حافظ را در آستان عشق * با نام نازنين تو مىخوانم شايد ، آرامشى بيابد * ديوانهى هميشگىام دل ! مرادى - غلامرضا غلامرضا مرادى ، شاعر ، نويسنده و پژوهشگر به سال 1327 شمسى در صومعهسرا به دنيا آمد . ليسانسيه فلسفه از دانشگاه تهران شد . وى در همهء شيوههاى شعر آثار زيادى دارد و از گويندگان نامدار گيلان است . غزل ، گرچه در نهانخانهء دل او بيشتر راه مىيابد ، اما به شعر نو ، شيفتگى ويژهاى نشان مىدهد . خورشيد بر بام شرف ، لحظههاى آبى عشق ، گهوارگى خواب ، مجموعهء