ابراهيم اصلاح عربانى

608

كتاب گيلان ( فارسى )

است . در اينجا شعر معروف او را تحت عنوان باران مىخوانيد : باران باز باران * با ترانه با گهرهاى فراوان * مىخورد بر بام خانه من به پشت شيشه تنها * ايستاده در گذرها * رودها راه اوفتاده شاد و خرم * يك دو سه گنجشك پرگو باز هردم * مىپرند اين‌سو و آنسو مىخورد بر شيشه و در * مشت و سيلى آسمان امروز ديگر * نيست نيلى يادم آرد روز باران * گردش يك روز ديرين خوب و شيرين * توى جنگلهاى گيلان كودكى ده سال بودم * شاد و خرم نرم و نازك * چست و چابك از پرنده * از چرنده از خزنده * بود جنگل گرم و زنده آسمان ، آبى چو دريا * يك دو ابر اينجا و آنجا چون دل من * روز ، روشن بوى جنگل تازه و تر * همچو مى هستى دهنده بر درختان مىزدى پر * هركجا زيبا پرنده بركه‌ها آرام و آبى * برگ و گل هرجا نمايان چتر نيلوفر درخشان * آفتابى سنگها ، از آب جسته * از خزه پوشيده تن را بس وزغ آنجا نشسته * دمبدم در شور و غوغا رودخانه ، * با دو صد زيبا ترانه زير پاهاى درختان * چرخ مىزد چرخ مىزد همچو مستان چشمه‌ها چون شيشه‌هاى آفتابى * نرم و خوش در جوش و لرزه توى آنها سنگ‌ريزه * سرخ و سبز و زرد و آبى با دو پاى كودكانه * مىدويدم همچو آهو مىپريدم از سر جو * دور مىگشتم ز خانه مىپراندم سنگ‌ريزه * تا دهد بر آب لرزه بهر چاه و بهر چاله * مىشكستم « كردخاله « 15 » » مىكشانيدم به پائين * شاخه‌هاى بيدمشكى دست من مىگشت رنگين * از تمشك سرخ و مشكى مىشنيدم از پرنده * داستانهاى نهانى از لب باد وزنده * رازهاى زندگانى هرچه مىديدم در آنجا * بود دلكش ، بود زيبا شاد بودم * مىسرودم روز ! اى روز دلارا ! * داده‌ات خورشيد رخشان اين‌چنين رخسار زيبا * ورنه بودى زشت و بيجان اين درختان * با همه سبزى و خوبى

--> ( 15 ) . كردخاله - دوخاله‌چو - دوخالنگ : چوب دو شاخه به شكل عدد 7 كه يك شاخه‌اش بلند است . با آن از چاه آب مىكشند يا شاخهء درختان را به زير مىآورند .