ابراهيم اصلاح عربانى
605
كتاب گيلان ( فارسى )
كلاهم را در علفها گم كردهام * و خواب با دستمالى آبى ذهنم را خنك مىكند عشق رهگذرى است * كه از باران به خانه پناه مىبرد * در باران آوازى ديگر دارم مرگ عريان مىگذرد * در غفلت ماه ، جگنها بر آب سايه مىزنند * كوچهاى با پنجرههاى بسته و بوى سرگردان شن * سخن از چشمان گياهىِ تو نيست طيارى - محمود محمود طيارى به سال 1317 در رشت به دنيا آمد . او داستاننويس ، نمايشنامهنويس و شاعر نوپرداز ( گيلكىسرا و فارسىگوى ) گيلان است . سالهاست با مطبوعات ايران همكارى دارد . از طيارى ، كتابهاى زير منتشر شده است : خانه فلزى ( 1341 ) - طرحها و كلاغها ( 1344 ) - كاكا ( 1346 ) - گلبانگ ( 1350 ) - مار خانگى ( 1358 ) و نارنجستان . ميرزا جنگل ، بىتو ، گمنام است و * پرنده را آوازهاى نيست . درخت ، بايد ايستادن را * از تو بياموزد ميرزا - ميرزا . . . زمستان ، * تكرار برف است و برف . تكرار سرخ شرم . . . * آنك بر قتلگاه تو توفان چه غمگنانه نشسته است . * كيستى پاتاوهپوش پير ! * با گيسوان جنگلى انبوه اينسان كه تو * به مسلخ تاريخ رفتهاى لبهاى ما را * بر گلوگاه تو بوسهاى دوباره بايد ! عبدلى - على على عبدلى به سال 1330 شمسى به دنيا آمد و در رضوانشهر زندگى مىكند . عبدلى شاعر و محقق است و اخيرا به دريافت « دكتراى افتخارى » از باكو نايل شده است . كتابهاى تحقيقى : تالشيها كيستند ؟ - فرهنگ تاتى و تالشى - ترانههاى شمال - كتاب جنگل و جنازه ( شعر ) از او منتشر شده است . برزخ خنياگر شيداى عشق را * گلو بر آماسيدهست * اما نه از نيش زمستان و از عقوبتى كه از كدام ريسمان * و يا از كدام پنجه فرسوده است خنياگر دلتنگ عشق را بگو * كه ما را ديگر وارهيدن * در برزخ سكوت بهتر كه اكنون * از تف نيمروز غربت اگر زنده به گلبرگ سايهاى باشى * باغ دريغت مىدارد بيشه دريغت مىدارد فخر ياسرى - ف . لنگرودى از ديار « ديارجان - ديلمان » است . كتاب « زمستانى داغ » ( مجموعهء شعر ) از او منتشر شده و با نوسرايان همگام است . بخشى از شعر زرافشان زرافشان ! * زر بيفشان ! در دشتهاى گندمزار ديارجان « 13 » * و درو كن ايمان را با انگشتهاى ظريف تاولبستهات * در امواج گندمزار عاشورآباد « 14 » * زرافشان ! * اى دختر زيباى روستا ! در ميدانهاى شهر * همهجا و همهجا ، نام تو بود . آنروز كه خشم توفندهء خلق * در جامهء انقلاب با ستيز چاروداران * از سوى لارنه و ليارو
--> ( 13 ) . ديارجان : آبادى ، در شرق ديلمان . ( 14 ) . عاشورآباد : روستائى در غرب ديارجان .