ابراهيم اصلاح عربانى
580
كتاب گيلان ( فارسى )
يافت . كتاب « شكوفههائى از ادبيات مازندران » تأليف اوست . هر سر كه به سوداى تو در شور و شرى نيست * چون شاخه خشكى است كه او را ثمرى نيست گشتم به پى گوهر مقصود به هركوى * ديدم ز لب لعل تو خوشتر گهرى نيست رو علم و عمل جوى مكن فخر به انساب * اين راه كمال است ، طريق دگرى نيست گر عيب خلايق تو بپوشى هنر اين است * ور عيب كسان جمله بجوئى هنرى نيست سوداى پر از سود به جز مهر و وفا نيست * در كوى وفا كوردلان را گذرى نيست « صفارى » اگر ديده و دل را بگشائى * بينى شب سودازدگان را سحرى نيست صوفى سياوش - امان الله امان الله صوفى سياوش به سال 1295 شمسى در املش متولد شد . به شيوهء متقدمان شعر مىسرايد . ستمى كاين دل از آن سخت كمان مىبيند * حاصلى هست كه از كشتهء خود مىچيند هرچه گفتم طمع از خوبرخان هيچ مدار * پند نشنيد ، سزايش كه به خون بنشيند پاىبند دل ديوانه شدن ، بىخردى است * عاقل آن است كه همصحبت بد نگزيند من اگر محرم يارم چه پريشان گويند * گوهر ار پاك نباشد ، كه به زر ننشيند « صوفى » آن آب زلال است كه افرشته و ديو * هركه در او نگرد صورت خود مىبيند طاعتى - دكتر عبد العلى دكتر عبد العلى طاعتى در 1297 خورشيدى در رشت به دنيا آمد . ابتدائى و متوسطه را در آن شهر به پايان رساند و در تهران ليسانسيهء زبان و ادبيات فارسى شد و خدمات فرهنگى را برگزيد . با مرحوم على اكبر دهخدا در كار لغتنامه همكارى كرد و همگام با آن ، دورهء دكتراى زبان و ادبيات فارسى را در دانشكدهء ادبيات تهران به پايان رسانيد . تصحيح لغتنامهء « صحاح الفرس » ، حاصل كار اين سالهاست ، رسالهء « ديندارى دكاندارى نيست » و كتابهاى داستان « دفاع استالينگراد » و « حديث سعدى » از او چاپ و منتشر شده است . به شيوهء نو و مرسوم گشت بار دگر عيد مهرگان * آنسان كه بود رسم ، در ايام باستان بار دگر به پيروى از شيوهء سلف * ايرانيان كنند به پا جشن مهرگان بار دگر نداى سرافرازى قديم * زين دأب باستانى آيد به گوش جان اينك نشان فركيانى همى دهند * زان پس كه كس نداد از او قرنها نشان اينروز مهر ، باز به دل مىدهد نويد * كاخر جمال مهر سعادت شود عيان اين ملك را نگهبان غير از من و تو نيست * آرى وطن ندارد ، جز ما نگاهبان طالبزاده - سيد حسين سيد حسين طالبزاده به سال 1341 شمسى در رودسر متولد شد . بايد شبيه شعرهاى خويش باشم * در عاشقى ، يك گام از خود پيش باشم بگذار اى ميل گرايشهاى خاكى * اين عمر باقىمانده را درويش باشم ما را عيار آتش پروانه بس نيست * در سوختن مىخواهم از او بيش باشم اى مظهر هراتفاق عاشقانه * آغوش وا كن تا زلالانديش باشم رفتم كه با سِحر سلام صافى عشق * آئينهدار لحظههاى خويش باشم طاهر غزال - محمد حسين حقيقى محمد حسين حقيقى متخلص به طاهر غزال در رشت به دنيا آمد . كتابهاى « ماه در دره نيلوفرها » و « نىلبك طلائى من » از اوست . رباعيهاى گيرا و دوبيتيها و غزلهاى دلنشين دارد . يك شاخه نگه ز ديدهات چيدم من * يك عمر به غم ترا پرستيدم من گفتم چون روم سفر ، روى از يادم * گشتم همهء جهان ، ترا ديدم من * گل رفت ، گلى كه دلسرايش كردم * او رفت ، كسى كه جان فدايش كردم ديديد گرش ، ز من بگوييد به او * باران باران ، گريه برايش كردم * گل سرخم ، گل سرخ نويدم * پر از عطرم كن ، از عطر اميدم ! نويدم ده كه نزدم خواهد آمد * پرستويم ، پرستوى سپيدم