ابراهيم اصلاح عربانى

572

كتاب گيلان ( فارسى )

گرفت فتنه همى شهسوار را به ميان * به روز هشتم ماه صفر ، به آدينه نمونه‌اى ز قيامت پديد گشت و عيان * برون شدند چو ديوانگان گروه‌گروه ز بيم جان همه از شهر بىسروسامان * زنان بيوه و اطفال بىپدر همگى دوان ز بيم اسيرى ، ز ديده اشك فشان * همه وداع وطن گفته با دلى پرخون همه گذشته ز ملك و ز خانه و دكان * زنان گمشده فرزند جفت ناله و آه ز هرطرف پى گمگشتگان چو اشك روان * پسر ز حال پدر بىخبر كه تا چون شد پدر ز حال پسر روز و شب همىپرسان * ز بيم ، خواب ز چشم همه گريخته بود كه شب چه زايد ، اين مادر سيه‌پستان * خراب گشت همه شهرهاى چون مينو ز ظلم از پى آبادى رى و تهران . . . درتاج - حسين حسين درتاج به سال 1320 در لنگرود متولد شد . تحصيلات خود را در گيلان و تهران ادامه داد و به كار تدريس در دبيرستانها پرداخت . غزل‌سراست و به شيوهء نيمائى نيز شعر مىسرايد . كجا گذشتِ زمان طبع شستشو دارد ؟ * هنوز خاطر من عطر ياد او دارد اگر بيايد و پائى دوباره پيش آرد * دو ديده اشك تمنا سبوسبو دارد غريو سلسله بر پايم از خزر بشنو * كه بغض كهنهء من بسته در گلو دارد درون سينهء تنگم چه مىكنى اى عشق ! * كجاى اين قفست جاى هاىوهو دارد اگرچه سكه به نامم نزد هنوز اقبال * حواله‌اى كه نوشتند پشت‌ورو دارد حديث دفتر خوش‌طرح گل بخوان « درتاج » * كه شرح ميل دل غنچه موبه‌مو دارد دلخوشنواز - جواد جواد دلخوشنواز در شهرستان رشت متولد شده و ليسانسيهء علوم بانكى است . ترانه‌سراست و به شيوهء متقدمان شعر مىسرايد : زائرى آشفته‌حالم روسياهى پرگناهم * كن نظر اى مظهر حق لحظه‌اى بر اشك و آهم رهروى گم‌كرده منزل خسته جانى ناتوانم * غم نصيبى بىشكيبم ، دردمندى بىپناهم نشنوى گر ناله‌هاى زار من در نيمه شبها * ننگرى ور هاىهاى گريهء هرصبحگاهم رو به صحن پاكت آرم ترسم اين سيل سرشكم * تيره آن زرّينه گنبد گردد از اين دودِ آهم گر بر افلاكم بود ره سر نهم در زير پايت * اى كه اندر پيش پايت كمتر از هرخاك را هم دلخوشنواز - هاشم هاشم دلخوشنواز در رشت متولد شده و تحصيلات خود را تا اخذ درجهء فوق ليسانس ادامه داده است . چندين تصنيف و تأليف دارد كه عبارتند از : نغمه‌هاى شاعر - طريقهء نگارش - اثبات علمى وجود خدا - پيشتازان دين اسلام و تفسير قرآن به شعر مثنوى . غزل زير از اوست : علم اگر در خدمت مردم بود غوغا شود * زن چو بد زايد چه بهتر از ازل نازا شود علم اندك‌اندك اندر سينهء خود جمع كن * قطره‌ها چون جمع گردد لاجرم دريا شود شاه مردان گفت : كودك را بده فهم زمان * غنچه چون نيكو به رشد و شوق آيد ، واشود اينهمه آثار حق گر چشم ديد و شك نمود * بهتر آن چشمان حق‌نشناس نابينا شود گفت پيغمبر ، عبادت كسب علم و دانش است * تيغ با سوهان اگر سائيده شد بُرا شود درويش - فشتمى محمد حسين محمد حسين فشتمى متخلص به درويش به سال 1304 در رشت متولد شده و از دانشگاه تهران در رشتهء زبان و ادبيات فارسى فارغ التحصيل گرديده است . غزل زير از اوست : خستى دلم اگرچه ز خار نيازها * خالى مباد گلبن حسنت ز نازها اى شاخ پرشكوفهء آزرم ، دور باد * از دامن وجود تو دست نيازها چون شام تيره‌اى كه به محراب بامداد * زلفت كند به مرمر دوشت نمازها آن را كه در جهان هوس ننگ و نام نيست * انديشه كى كند ز نشيب‌وفرازها پر كن ز باده ساقى آزاده ، جام را * تا بگذرم به بال يقين از مجازها خرم دمى كه قالب كثرت رود به باد * جان گيرد از وحيد به وحدت جوازها درويش گيلانى - محمد بشرى محمد بشرى متخلص به درويش گيلانى شاعر ، محقق و گيلان‌شناس فاضل و گرانمايه در رشت به دنيا آمد . بشرى از سالهاى دورودراز گذشته ، در زمينهء شعر و ادب گيلكى و مردم‌شناسى و گيلان‌شناسى تحقيق مىكند و مقالات