ابراهيم اصلاح عربانى

558

كتاب گيلان ( فارسى )

سالهاى سال ، گل على * صبح برمىخاست و گله را براى چرا مىبرد در صحرا مىماند . . . * تا غروب‌هنگام در صحرا به چوپانى مشغول مىشد * يك روز * كه هوا آفتابى بود ، باد بهار آدم را زنده مىكرد و زندگى تازه مىبخشيد * گل على زير درخت نشسته بود * چشمانش را بسته بود رفته بود پاك توى خيال . . . * در ميان خيالات خود غوطه مىخورد ناگهان ، * چيزى مانند فرفره به او اصابت كرد و بعد دويد و دور شد . . . * گل على چشمانش را باز كرد گل على چه چيز ديده بود ؟ * - يك « گنجه بانو » از آن درخت به پائين آمده بود . . . * داشت مىرفت به لانه و جايگاه و مسكن خويش * گل على اين موضوع را مىدانست و خبر داشت : * هرجا « گنجه بانو » لانه داشته باشد آنجا گنج بزرگى مدفون است * گل على با ذوق و شعف چست‌وچالاك از جا پريد و بيل نوك تيز برداشت * « گنجه بانو » را تعقيب كرد رسيد كنار لانهء « گنجه بانو » * مشغول به كار شد : لانهء « گنجه بانو » را نفس‌زنان با بيل كند * ناگهان مشاهده كرد تا كشالهء ران توى آب مانده ! ديگر فهميد كه آنجا چيزى وجود ندارد * با خود گفت : اين شانس را ندارم بيهوده اين چاله را كندم * بى خود نقب زدم به خدا ، خاك خدا را گويا بنظرم آمده « گنجه بانو » * مرا خيالات برداشت و در صحرا خيالاتى شدم « گله » را جمع كرد و شكر خدا گفت و به خانه‌اش رفت * گل على مدت زيادى است كه زير خاك مدفون است * روى گورش همه‌ساله علف و سبزه در وقت بهار مىرويد ولى حالا و در اين زمان * هركس كه از آن راه عبور مىكُنَد خسته و تشنه كه مىشود * به آنجا كه مىرسد ، در ميان آن صحرا . . . كه گل على كنده بود چاله به خاطر يافتن گنج * يك چاه مىبيند آب زمزم از آن چاه براى نوشيدن برمىدارد * عطش و تشنگى خود را فرومىنشاند و از آب آن چاه سيراب مىشود خدايش را صدا مىزند . . . * كه بيامرزد آن آدمى را كه اين چاه آب را اينجا احداث كرده است * اى برادر بزرگ . . . * گل على ناآگاهانه و بىآنكه بداند بعد از مرگ خويش * بهتر از « گنجه بانو » براى مردم بيادگار گذاشت آن چيست ؟ برايت بگويم : * دعا و نذورات مردم . . . كه آن سوگند به خدا ، براى آدميزاده گنج بزرگى است شاعران ديگر نمونهء اشعار نادر زكىپور لنگرودى شوروم را رادواره سرخه‌رام ، روشنى دومبال موجنم * امه آفتو و گومابو ، داغه‌شو وِجى سوجَنم مو شوروم را جى بومام ، وُشكسه مىديم خووِجى * يه زبيل تلخه نَقَل مىامرا باردم شو وِجى خوندگى ديل دره اره ژگله دَم نى زِنِه * شادى شبنم تى مچهّ سايته نَم نى زِنه مونى يم وانگه گولى ، ترشه كنوس داره بيبن * مو ، مىچشمه جى بيدم شاغوزه وزگانه بىچن يه پراقوت گله سر تيتّى بيدم لشك و لَوَر * يته كش پاره شى باردم شيمه به ، تلخه خبر مَه سيفيدكى دِنَه اوجا مىدوخون اگه سيا * موكو ميرابه بگوم ديل مىشى گورشه كيميا مو شوروم را جى بومام وُشكسه مىديم خووَجى * يه زبيل تلخه نَقَل مىامره باردَم شو واجى اره گه كوكوره كو ، خروسه عُمره زنه تؤر * اره گه جوره خوانى جير بگى ، جيره بگى جور اره گه آفتووه ديم دولوس دَبسّه يخه جى