ابراهيم اصلاح عربانى
506
كتاب گيلان ( فارسى )
گيلكى نيز سخن مىرود ، نخستينبار در سال 1835 ميلادى به دست پروفسور برزين استاد دانشگاه غازان تدوين و طبع مىگردد . در اين كتاب همچنين چند متن حاوى گفتوشنود به زبان گيلكى و 25 ترانه گيلكى درج شده است . در سال 1865 ميلادى ، ايرانشناس معروف آكادميسين درن به گيلان سفر كرد و يادداشتهايى در باب مختصات زبان گيلكى ، دستور زبان گيلكى ، فرهنگ عاميانه ، داستانها و ترانههاى گيلكى گرد آورد . اين مجموعه در سال 1898 ميلادى منتشر شد . در سال 1863 ميلادى ، ملگونف ، چند تصنيف و ترانهء گيلكى را به روسى ترجمه و طبع كرد و در سال 1868 ميلادى كتاب تلخيص « دستور زبان گيلكى و مازندرانى » به اضافهء صورتى از لغات آن دو زبان و همچنين گفتوشنودها و ترانههاى گيلكى را منتشر نمود . لودويگ ويلهلم گايگر ( 1943 - 1856 ) ايرانشناس آلمانى ضمن بررسى زبانهاى كنارهء درياى خزر به تشريح مختصات زبان گيلكى ، اعم از آواشناسى و ساختار دستورى و واژههاى گيلكى پرداخت . از كار باارزش و محققانه گايگر سه دهه گذشته بود كه در سال 1930 ميلادى اثر جالب و جذاب كريستنسن دانشمند دانماركى دربارهء گويشهاى ايرانى نشر يافت . اين دانشمند به اتكاى تحقيق و پژوهشهاى خستگىناپذير و با گردآورى يادداشتهاى علمى ، ساختار دستور زبان گيلكى را بر پايهء گويش متداول در رشت تدوين كرد و فرهنگ گيلكى كوچكى به آن افزود . در سال 1953 ميلادى چند ايرانشناس روسى از جمله ساكالووا ، زاويالووا ، و پاخالينا ، بررسى و تحقيق در زبان گيلكى را از جملهء وظايف مستمر علمى خود قرار دادند و نتايج پژوهشهاى علمى خود را در طى چند سال به صورت رساله و مقاله در مجلات وزين مسكو منتشر كردند . در سال 1964 ميلادى دانشگاه هامبورگ در آلمان موفق شد با همكارى بخش ايرانشناسى و گروه آموزشى زبانشناسى ، يك سمينار آزمايشى و تحقيقاتى به منظور بررسى و مطالعه گيلكى برگزار نمايد . در برنامه اين سمينار كه تحت سرپرستى پروفسور ولفگانگ لنتس Wolfgang Lentz ايرانشناس و پروفسور ورنر وينتر Werner Winter زبانشناس اداره مىشد گيلكى موضوع درس و بحث علمى دانشجويان قرار گرفت و دكتر عبد الكريم گلشنى به عنوان مدرس و پاسخگوى سؤالات مربوط به دستور گيلكى تعيين گرديد . اين براى نخستينبار بود كه يكى از لهجههاى خزر در يك گروه بزرگ دانشگاهى به طور مستقل و به عنوان يك درس مورد مذاكره و تبادل نظر علمى واقع مىشد . « 2 » در سال 1971 ميلادى چند ايرانشناس روسى از جمله راستارگويووا ، كريمووا ، پىرىكو ، ادلمان و محمدزاده با همكارى ناصرانى و نويسندهء اين سطور كتاب « دستور زبان گيلكى » را در 318 صفحه منتشر كردند كه در آن چند فصل پيرامون مختصات دستورى اعم از آواشناسى و صرف و نحو ، به اضافهء تمرينهايى به گيلكى گرد آمده است . در پى طبع اين دستور سه تن از آنها : راستارگويووا ، كريمووا و محمدزاده فرهنگ گيلكى به روسى را كه « فرهنگ گيلكى » ستوده از منابع عمده و اصلى آن بود ( در مقدمه به اين معنى تصريح شده است ) طبع و منتشر كردند و به پيروى از روش صحيح كريستنسن دانماركى ، گويش رايج در رشت را به عنوان محور اصلى گردآورى فرهنگ برگزيدند . البته در اين فرهنگ نقيصهها كم نيست . در گفتگو از ايرانشناسانى كه به بررسى و تحقيق گويش گيلكى پرداختهاند ذكر اين نكته ضرورى است كه حتى برخى از سياستمداران بيگانه در دورهء خدمات سياسى خود در ايران به فراگرفتن زبان گيلكى و تحقيق دربارهء مختصات دستورى و لغوى آن مىپرداختند . مثلا نيكيتين Nikitine كنسول سابق روس در ايران در كتاب « خاطرات و سفرنامه » خود چنين آورده است : « ابتدا به اين فكر افتادم كه طريقهء حرف زدن گيلكى را ياد بگيرم . زيراكه دهقانان گيلان مخصوصا زنان آنها به جز زبان گيلك زبان ديگرى نمىدانند . شنيده بودم كه مجموعهء اشعارى به زبان گيلكى است كه نامش نيزار است . . . بر آن شدم كه اشعارى را از كسانىكه خوشلهجه بودند شنيده و يادداشت نمايم . آشپزى داشتم رضا نام كه گيلك بود و من به وسيلهء او توانستم قطعات كوچك اشعارى را جمع كنم . از صرفونحو اين زبان هم يادداشتهايى كردم . . . بالاخره توانستم به صرف افعال آن آشنا شده و تا اندازهاى حرف زدن را بفهمم . . . يادداشتهايى كه خودم داشتم همه را دادم به پروفسور ژكوفسكى و تصور مىكنم اكنون در آرشيو موزهء آسيايى سنپطرزبورگ موجود باشد . » « 3 » زبانشناسان معاصر اعم از دانشمندان اروپايى يا ايرانى كه سالها دربارهء زبانها و گويشهاى متداول ايرانى به بررسيهاى دقيق پرداختهاند زبانها و گويشهاى ايران معاصر را در قالب 3 گروه جا دادهاند بدينترتيب : 1 - گروه شمال غربى . 2 - گروه جنوب غربى . 3 - گروه شرقى . گيلكى را به گروه شمال غربى منسوب مىدارند . گروه شمال غربى شامل چند زبان است از جمله زبانهاى كنارهء بحر خزر مانند گيلكى ، مازندرانى ، تالشى ، گورانى و غيره . . . « 4 » بايد متذكر شد كه از گيلكى در منابع قديم نيز - اگرچه به اشاره و تلخيص - ياد شده است كه به نقل دو منبع معتبر اكتفا مىشود : 1 - ابو اسحق ابراهيم بن محمد الفارسى الاصطخرى در كتاب « المسالك و الممالك » چنين آورده است : « ديلميها زبانى دارند كه غير از فارسى و عربى است و در بعضى از كوهستانهاى آن ناحيه طايفهاى هستند كه زبانشان از زبان جيلى ( گيلكى ) و ديلمى جداست « 5 » . » 2 - ابو عبد الله محمد بن احمد المقدسى كه در عصر سامانيان مىزيست ( قرن 4 هجرى ) در كتاب « احسن التقاسيم فى معرفة الاقاليم » از گيلكى چنين ياد مىكند : « گيلكان در تلفظ خود حرف خاء به كار مىبرند . » تأكيد مقدسى كه گيلكان در تلفظ حرف خاء به كار مىبرند هماكنون از مختصات گويش فومنى است ، چنانكه سرتيپپور در كتاب « ويژگيهاى دستورى و فرهنگ واژههاى گيلكى » آورده است هماكنون در گويش فومنى حرف خ به جاى ه به كار
--> ( 2 ) . مجموعهء مقالات چهارمين كنگرهء تحقيقات ايرانى ، انتشارات دانشگاه پهلوى ، شيراز 1354 ، صفحهء 140 . ( 3 ) . خاطرات و سفرنامهء نيكيتين ، ترجمهء على محمد فرهوشى ( مترجم همايون ) با مقدمهء ملك الشعراى بهار و دكتر بهرام فرهوشى ، چاپ دوم ، انتشارات كانون معرفت ، تهران 1356 ، صفحهء 160 . ( 4 ) . زبانشناسى و زبان فارسى ، دكتر پرويز ناتل خانلرى ، چاپ چهارم ، تهران 1361 ، صفحهء 76 - 75 . ( 5 ) . تاريخ زبان فارسى ، دكتر پرويز ناتل خانلرى ، انتشارات بنياد فرهنگ ايران ، تهران 1352 ، جلد 2 ، صفحهء 26 .