ابراهيم اصلاح عربانى
463
كتاب گيلان ( فارسى )
هيچگونه مانع طبيعى و يا عارضهء بازدارنده وجود ندارد . ارتفاعات درفك يا دلفك در جنوب لاهيجان نيز با غارهاى طبيعى خود از جمله ديدنيهاى كوهستانى گيلان است كه متأسفانه كمتر مورد توجه قرار گرفته است . اين غارها كه تاكنون كمتر مورد شناسائى قرار گرفتهاند ، علاوهبر اهميت ورزشى ، از نظر مطالعاتى و تحقيقات علمى نيز ارزش فراوانى دارند . شناسائى غارها و آبشارهاى گيلان چه به عنوان جاذبههاى جهانگردى منطقه و چه به عنوان پديدههاى علمى به تحقيقات گستردهاى نياز دارد . اين پديدهها در دورنماى چشمانداز توريستى منطقه مىتوانند سهم قابل توجهى بر عهده داشته باشند . از همينرو مىتوان آنها را توانهاى بالقوه طبيعى منطقه براى توسعه توريسم در آينده تلقى كرد و مسلما نسلهاى آينده فرصت تماشا و لذت بردن از آنها را به دست خواهند آورد . 2 - 3 - جاذبههاى يادمانى و تاريخى گيلان جاذبهها و بناهاى يادمانى و تاريخى گيلان را مىتوان از يك نظر به سه دسته تقسيم كرد : نخست كليه آثارى كه به دورهء پيش از تاريخ مربوط مىشوند ؛ دوم آثار برجاىمانده از دورهء باستان و ديگر آثارى كه از دورهء بعد از اسلام در گيلان برجاى ماندهاند . ذكر اين نكته نيز ضرورى است كه بسيارى از بناهاى تاريخى در گيلان به سبب شرايط اقليمى مرطوب و استفاده از مصالح ساختمانى كمدوام قدمت چندانى ندارند . حتى بناهائى كه از مصالح بادوام مانند آجر و سنگ ساخته شدهاند ، در گذر زمان به علت رويش انواع گياهان و درختان در لابلاى ملاط آنها و نفوذ ريشهء اين گياهان در ميان مصالح ساختمانى به تدريج فرسوده شده و از بين مىروند . با تمام بىمهرى طبيعت نسبت به مظاهر هنرى و فرهنگى و تاريخى گيلان ، هنوز آثار قابل توجهى از دورههاى مختلف تاريخى در گيلان برجاى مانده است . 1 - 2 - 3 - جاذبههاى ديدنى مربوط به پيش از تاريخ مىدانيم كه ناحيهء جلگهاى گيلان از نظر تاريخ استقرار انسان و سكونت در مقايسه با نواحى ديگر ايران سابقه چندانى ندارد . وجود جنگلهاى انبوه و بيشهزارها ، گسترش زمينهاى باتلاقى و از همه مهمتر شرايط آبوهوائى نامطبوع و امكان شيوع انواع بيماريها به ويژه مالاريا در نواحى جلگهاى گيلان ، استقرار انسان را در اين ناحيه با مشكلات زيادى مواجه كرده بود . قرنها طول كشيده تا انسان توانسته است بر اين موانع فائق آمده يا به نوعى ممكن خود را با شرائط موجود تطبيق دهد . از اينرو قديمىترين بناهاى تاريخى و يادمانى گيلان را عمدتا مىتوان در نواحى كوهپايهاى و كوهستانى مشاهده كرد . ليكن با وجود اين شرائط سخت و محدودكنندهء طبيعى ، هنوز نيز در نواحى جلگهاى ، نشانههائى از آثار و بناهاى باارزش برجاى مانده است . آثار مربوط به عصر پيش از تاريخ در گيلان عموما در بخش كوهپايهاى و كوهستانى قرار دارند و اين نواحى به دليل فقدان راه و پوشيده بودن از جنگل غالبا دور از دسترس هستند ؛ به همين دليل بسيارى از آنان تاكنون ناشناخته ماندهاند . قدر مسلم آن است كه هنوز در نواحى كوهستانى گيلان تعداد زيادى غار و مسكن مربوط به پيش از تاريخ وجود دارند كه تاكنون از ديد مطالعات علمى به دور ماندهاند . اما چند محل ديدنى به عنوان برجستهترين نشانههاى تمدن پيش از تاريخ در گيلان كه هم از نظر علمى اهميت زيادى دارند و هم از جهت يك جاذبه توريستى مىتوانند مورد توجه باشند ، براى علاقمندان به تاريخ تمدن گيلان و ايران در زير معرفى مىشوند : الف - تپههاى مارليك : اين تپهها در حقيقت مجموعهاى از تپههاى باستانى مربوط به دورهء پيش از تاريخ هستند كه در حوالى روستاى نصفى يا نضفى از توابع رحمتآباد رودبار قرار دارند . كاوشهاى علمى در اين تپهها از سال 1340 خورشيدى شروع شد و حاصل آن گنجينههاى نفيسى از وسائل زينتى ، اسلحه ، لوازم منزل ، ظروف و مجسمههاى گلى و فلزى است كه امروزه زينتبخش موزهء ايران باستان شدهاند . قدمت اشياء يافته شده در اين تپهها به اواخر هزاره دوم و اوائل هزاره اول قبل از ميلاد مىرسد . تپههاى مارليك در اطراف دهكده نصفى قرار دارند . اين دهكده در شرق سفيدرود و در فاصلهء بين رودبار و رستمآباد واقع شده است . قرار گرفتن نصفى و يادمانهاى موجود در آن ، در خارج از مسير جاده اصلى رودبار - رشت ، دسترسى به آن را تا سالهاى اخير مشكل مىكرد . ليكن با احداث پل جديد ميان رستمآباد و توتكابن مىتوان به راحتى از رودخانه گذشت و به سمت شرق سفيدرود رسيد . مجموعهء مارليك از بهترين نمونههاى برجاىمانده از آثار پيش از تاريخ در ايران است . اهميت آن علاوهبر قدمت و تاريخ بسيار طولانى در مهارت و هنرى است كه در زمان خود از بالندگى زيادى برخوردار بوده است . هرچند كه يافتههاى مارليك امروزه در موزههاى شخصى و يا عمومى ايران و جهان نگهدارى مىشوند و در خود محل آن نمىتوان اشياء به دست آمده را مشاهده كرد ، ليكن ديدار از محلى كه مردمان ساكن در آن ، روزگارى در عصر خود ، از طلايهداران تمدن بشرى بودهاند ، براى هيچ بينندهاى خالى از لطف نيست . مارليك با همين حالت امروزى خود ، يعنى انبوهى از تلهاى شن و ماسه و خاك كه به صورت تپهماهورهاى بزرگ و كوچك در اطراف نصفى پراكنده است ، يك سند هويت تاريخى گيلان و ايران است . وجببهوجب خاك آن نشانهء دوران پرعظمت و يادگار انسانهائى است كه بر روى آن قدم نهاده و با زندگى خود مدنيت و تاريخ بشر را به پيش بردهاند . مارليك در همين شكل خود نيز يك موزهء باز ملى و تاريخى كشور است و سند پرافتخارى از مردمان گيلان زمين و تمدن تاريخى آنان بشمار مىرود . ب - مساكن ماقبل تاريخ مريان : روستاى مريان كنار يكى از سرچشمههاى كرگانرود قرار دارد . اينروستاى ييلاقى از طريق يك راه فرعى اتومبيلرو كه در امتداد رودخانه كشيده شده است ، به شهر تالش دسترسى دارد . مريان از روستاهاى قديمى تالش است و خود روزگارى مقر حاكمنشين تالش بوده است . بقاياى ساختمانهاى حكومتى كه امروزه به صورت مخروبه درآمدهاند به نام آقاولر ناميده مىشوند و متأسفانه به غلط به جاى مريان به كار برده شده است . بازار مريان به عنوان مركز تجارى آن در مجاورت ساختمانهاى حكومتى واقع شده است و توسعهء مسكونى در اطراف