ابراهيم اصلاح عربانى
454
كتاب گيلان ( فارسى )
2 - 1 - 3 - تالابها و مردابها تالابها يا لاگونهاى « 3 » ساحلى كه برخى به غلط آنها را مرداب نيز مىنامند ، از جمله جاذبههاى طبيعى استان گيلان هستند . اين پديدهها را به سبب ارتباط با دريا و تغذيه از رودخانههاى آب شيرين ، بايد اكوسيستمى زنده و فعال به حساب آورد . تا زمانىكه تعادل بيولوژيكى در آنها به هم نخورده ، محيط زيستى مطلوبى براى انواع آبزيان ، پرندگان ، گياهان و ديگر حيوانات سازگار با محيط بشمار مىروند . مهمترين تالاب استان گيلان تالاب انزلى است كه در جنوب شهرستان مزبور واقع شده است . اين تالاب به وسيلهء پنج آبراه يا « روگا » با اسكلهء بندر انزلى و از آنجا با درياى خزر مربوط مىشود . چهار روگا در شرق شبهجزيره « ميانپشته » و يك روگا در غرب آنكه روگاى « تازهبكنده » ناميده مىشود ارتباط تالاب را با دريا برقرار مىسازند . شبهجزيرهء ميانپشته كه در محل اتصال روگاها با دريا به وجود آمده است ، در فاصلهء ميان انزلى و غازيان قرار گرفته و از زيباترين مناظر طبيعى و ساختمانى برخوردار است . بازار هفتگى شنبهبازار بندر انزلى كه در كنار روگاى تازهبكنده تشكيل مىگردد ، با انبوه قايقهايى كه در روگا رفتوآمد مىكنند از ديدنيهاى بسيار زيباى اين شهر به شمار مىرود . تالاب انزلى كه ويژگيهاى طبيعى و خصوصيات حياتى آن در فصل مربوط به خود خواهد آمد ، از جمله زيباترين مناظر آبى گيلان است . اهميت اين تالاب ، كه محل تخمريزى آبزيان و پناهگاه و مأمن پرندگان بومى و مهاجر است تنها مربوط به ارزشهاى اقتصادى و بيولوژيكى و برقرار كردن ارتباط ميان روستاهاى حاشيهء آن با بندر انزلى نيست بلكه از نظر توريستى نيز واجد ارزش و اهميت فراوان است . در داخل تالاب جزاير زيبايى وجود دارند كه بر قابليت توريستى آن مىافزايند . دو شهر زيباى انزلى و آبكنار در ساحل آن قرار گرفتهاند . در گذشته شهر پيربازار نيز به عنوان پيشبندر شهر رشت در فاصلهء نزديكترى با تالاب انزلى قرار داشت و كشتيهاى حامل بار و مسافر كنار آن لنگر مىانداختند . ليكن به دليل كاهش سطح آب و پسروى آن ، و همچنين تجهيز انزلى ، بندر پيربازار به تدريج از رونق افتاد . از نظر توريستى تالاب انزلى ديدنيهاى فراوانى دارد . انبوه گلهاى نيلوفر آبى است كه غنچهها و برگهاى آن سر از آب برآورده و سطح وسيعى از تالاب را مىپوشانند ، منظره بديع و زيبايى به وجود مىآورند . مسافران و مشتاقانى كه در فصل رويش گلهاى نيلوفر آبى سوار بر قايقهاى پارويى از ميان آنها مىگذرند و با لذتى خاص آنها را لمس مىكنند ، در حالت رويايى و شاعرانهء خود احساس مىكنند كه بر فراز ابرها به پرواز درآمدهاند . اين حالت به ويژه هنگامى دلانگيزتر است كه تصوير تودههاى ابرهاى سفيد ، همراه با رنگ آبى آسمان شفاف در ميان آبهاى آرام انعكاس يابد و انسان در حالىكه تصوير آسمان و ابرها را زير پاى خود تماشا مىكند ، حركت آرام خود را بر روى آب ادامه مىدهد . در چنين لحظاتى است كه انسان خود را به عنوان جزئى از طبيعت بازمىيابد . اينجا تمام اجزاى طبيعت با يكديگر بر سر مهرند و ديگر از خشونت مربوط به ماشين و زندگى ماشينى اثرى نيست . در ميان گلزارهاى نيلوفر تالاب همهچيز با آرامش احساس مىشود و انگار كه فلسفهء زندگى در عين حيات و زيستن با آرامش آميخته است . اين لحظات در تالاب انزلى هنوز دستيافتنى است ، اما اينكه آيا فرداها هم خواهد بود ، بستگى به آگاهى و درك ما از اهميت چنين نعمت طبيعى دارد . گشتوگذار بر روى تالاب از بندر انزلى و غازيان امكانپذير است . تعداد زيادى قايقهاى پارويى و موتورى كه به گشتهاى تفريحى اختصاص دارند ، مسافران را در مسيرهاى مختلف بر روى تالاب گردش مىدهند . متأسفانه در سالهاى اخير استفاده از قايقهاى موتورى به مقدار زيادى آرامش محيط تالاب را برهم زدهاند . اين نوآورى كه بههيچوجه با آرامش طبيعت و نياز توريست به آن سازگارى ندارد ، ناآگاهانه در خدمات مربوط به گشتهاى روى تالاب عموميت پيدا كرده و به مقدار زيادى از ارزش تفريحى تالاب كاسته است . مسافرانى كه از اينگونه وسيله استفاده مىكنند ، بيشتر شوق قايقسوارى دارند تا ذوق لذت بردن از طبيعت تالاب . در بهرهگيرى از توان فراغتى و تفريحى تالاب اصلى بر حفظ آرامش حاكم بر محيط تالاب است و سزاوار نيست كه با صداى گوشخراش موتورهاى بزرگ و كوچك آرامش طبيعى كه پشتوانه و سرمايهء اصلى تالاب است مخدوش شود . چشمانداز ديگر تالاب كه از نظر گيلانگردى اهميت شايانى دارد ، نيزارهاى آنست . رويش نى در تالاب هرچند كه از نظر اكولوژيكى مشكلات زيادى براى آن ايجاد كرده است ، اما در جاى خود يكى از مظاهر اصلى اكوسيستم طبيعى تالاب به شمار مىرود . رويش سريع و تكثير خارق العادهء نى از يك طرف روند خشكيدن تالاب را سرعت مىبخشد ، اما از طرف ديگر همين تودههاى انباشته نى مناسبترين محل امن براى پرندگان دريايى و تالابى مانند مرغابى ، خوتكا ، غاز و قو به شمار مىرود . نيزارها در طول رويش خود با تكثير سريع سطح قابل توجهى از تالاب را مىپوشانند . تودههاى آنكه اغلب به صورت جزاير منفرد يا متصل به هم ديده مىشوند ، چشمانداز بديعى به تالاب مىبخشند . انبوه پرندگان در اين نيزارها زندگى كرده و ضمن تهيه غذاى خود به تخمگذارى و توليدمثل در آنها ادامه مىدهند . تالاب به همان نسبت كه براى پرندگان بومى محيطى سرشار از آرامش و فراوانى غذاست ، براى پرندگان مهاجر نيز زيستگاه مطلوبى به شمار مىرود . همهساله هزاران هزار پرندهء مهاجر از عرضهاى شمالى براى زمستانگذرانى و ادامهء حيات به تالاب انزلى روى مىآورند . زيرا در زمستان سخت و پوشش ضخيم برف و يخ عرضهاى شمالى درياچهها و تالابها با سطح يخزدهء خود قادر به تغذيهء مهمانان
--> ( 3 ) . كلمهء لاگون Lagoon از واژهء يونانى Lacuna گرفته شده است و در زبانهاى فرانسوى و انگليسى به ترتيب Etang , E ? tang و در آلمانى Haff يا همان Lagune لاگون درياچهء كمعمقى است كه در سواحل پست و هموار به وجود مىآيد و به وسيلهء نوار باريكى از دريا جدا مىشود . لاگونهاى سواحل درياى سياه را ليمان Liman مىنامند . لاگونها بر خلاف درياچههاى ساحلى با دريا مربوط هستند و جريان مبادلهء آب شيرين و شور ميان آنها برقرار است . تالابها يا لاگونها به تناسب ميزان مواد رسوبى وارده به تدريج كمعمق مىشوند و سرانجام طى يك سلسله فرايند ابتدا به مرداب و سپس به خشكى تبديل مىگردند . وجه تمايز ميان تالاب و مرداب مربوط به فعاليت بيولوژيكى آنهاست . براى اطلاع بيشتر در مورد اين اصطلاحات مىتوان به منابع زير مراجعه كرد : Herder Lexikon , Geographie , 1974 . Das Gesicht der Erde , Prof . Dr . E . Neef ( HERSG ) , 1974 . فرهنگ بزرگ گيتاشناسى ( اصطلاحات جغرافيايى ) ، مهندس عباس جعفرى ، انتشارات گيتاشناسى ، تهران 1366 .