ابراهيم اصلاح عربانى
333
كتاب گيلان ( فارسى )
مىگيرد ، زيرا در بناى خانه كارآئى و عملكرد بيشترى دارد و به علاوه دهقان گيلانى به آسانى مىتواند آن را از محيط اطراف خود به دست آورد يا به قيمت ارزان تهيه نمايد . چوبهاى سخت و مقاوم مانند بلوط ، توت ، خرنوب و آزاد به طور سنتى براى ساختن اجزاى نگهدارندهء ساختمان به كار مىرود ؛ به عنوان مثال براى پىسازى از تيرهاى كلفت چوبى و تنهء درختان و براى چوببست ديوار و سوار كردن خرك بام از تيرها و تيرچههاى حامل استفاده مىشود . چوبهائى كه وزن سبكتر و مقاومت كمترى دارند مانند تبريزى ، توسكا و ممرز براى ساختن تختههاى توفال به كار مىروند . در برخى نقاط گيلان از الوار يعنى تخته چوبهاى سطبر و قطور براى بناى ديوار استفاده مىكنند . شيوهء به كار بردن الوار براى ساختن ديوار انواع مختلف دارد ؛ يكى از شيوههاى مزبور چيدن الوارها بر روى يكديگر است ؛ بدينترتيب كه انتهاى يك الوار را گود مىكنند و سر يكى را در انتهاى ديگرى قرار مىدهند . به اينروش « زگمهاى » يا « ورجينى » گفته مىشود . در مناطقى كه مىتوان با سهولت به الوارهاى ساختمانى دست يافت روش زگمهاى مورد استفاده قرار مىگيرد . روشهاى ديگر در ساختن ديوار « زيگالى » يا « سكتسرى » است كه به شكل متمايز از داربستها اطلاق مىشود و رايجترين شيوهء ديوارسازى در معمارى روستائى گيلان است . در گذشته الياف گياهى و كلش يعنى ساقه خشك شدهء برنج نيز در معمارى روستائى و بومى گيلان نقش فوق العاده مهمى ايفا مىكرد كه هنوز هم كموبيش ادامه دارد . تصور مىرود نجّاران محلى قبلا به فن سوار كردن قطعات تخته با زبانه و كامه چندان آشنا نبوده و براى مهار كردن چوببستها از الياف گياهى نرم استفاده مىكردند . زنان روستائى در حال حاضر طنابهائى از پوست درختان و ساقههاى برنج مىبافند كه جهت بستن و مهار كردن تختههاى افقى به داربست بامها و بستن دستههاى پوشال مخصوص پوشش بامها به كار مىرود . يكى از ويژگيهاى معمارى روستائى شمال ايران استفاده از پوشال و سبوس و بهطور كلى ساقههاى خشك برنج است . در نواحى جنوبى و مركزى ايران از پوشال گندم و جو براى ساختن كاهگل استفاده مىشود حال آنكه در شمال چون گياه برنج كشت غالب است فرآوردههاى آن مورد استفاده قرار مىگيرد بدين ترتيب كه پوشال يا سبوس و يا غلاف دانه برنج را روى گل ريخته كاملا لگدمال مىكنند و به جاى كاهگل « كلشگل » ساخته آن را براى پوشش ديوارها و برخى موارد ديگر به كار مىبرند . كلشگل را بايد يكى از مصالح اصلى معمارى روستائى گيلان به شمار آورد . تركيب مادهء كلشگل از ابتدا تا امروز يكسان بوده است . كلشگل چنانكه از اسم آن برمىآيد از گل و كلش تركيب مىشود . كلش يا كاه برنج در تمام نقاط گيلان فراوان است . الياف كلش ماده گل را به هم مىكشد و به آن استحكام مىبخشد همانطوركه آهن بتون را مسلح مىكند . با وجودى كه كلشگل مانند كاهگل در نهايت سادگى ساخته مىشود ولى چگونگى اختلاط كلش با گل و هماهنگى مقادير آنها داراى اهميت زياد مىباشد ، زيرا اگر اختلاط اين دو ماده به درستى انجام نشود و مقدار كلش با گل متناسب نباشد ، كلشگل مطلوب به دست نخواهد آمد . اگر مقدار كلش كم باشد كلش گل ترك برمىدارد و اگر مقدار گل يا خاك كم باشد الياف كلش مانع روانى آب باران مىشود . يكى از فوايد اساسى كلش گل عايق بودن آن است . صدا و سرما و گرما در آن نفوذ نمىكنند ؛ از همه مهمتر اينكه ارزان و باصرفه است و هركس مىتواند آن را با كمى دقت بسازد . با آنكه ماده فشردهاى نيست ولى دوام و استحكام زيادى دارد . كلش گل از روئيدن خزه بر روى ديوار جلوگيرى مىكند . آن را معمولا با نمك و گاه نيز با آهك مخلوط مىكنند زيرا نمك مانع رويش خزه مىشود و آهك استحكام لايهء پوششى را افزايش مىدهد . از ويژگيهاى قابل توجه معمارى محلى گيلان كرسى بلند بودن بناهاست . رطوبت زياد منطقه موجب شده است كه تماس بناها را با زمين تا حد امكان كاهش دهند . طى چند دههء اخير قسمت همكف يا كرسى برخى از بناها به صورت باز ساخته مىشود و اين فضاى خالى به صورتهاى مختلف مورد استفاده قرار مىگيرد ؛ به عنوان مثال لانهء ماكيان يا توقفگاه وانت روستائى مرفّه مىشود . ميزان بلندى كرسى برحسب رطوبت قشر خاك در نقاط مختلف تفاوت دارد ؛ در برخى نقاط پر گلولاى مانند جلگهء باتلاقى دلتاى سفيدرود فاصلهء كف بنا تا سطح زمين به 1 تا 2 متر مىرسد حال آنكه در ديگر نقاط جلگه اين فاصله كاهش مىيابد و گاه به 50 سانتيمتر بالغ مىگردد . معمولا كرسى بناها در روستاهاى گيلان بدين طريق ساخته مىشود كه ابتدا زمين را هموار يا به اصطلاح تسطيح مىكنند و آن را با ابزار خاصى به نام جاكوب يا جاكو « 9 » مىكوبند و كرسى را با سنگچين پايهگذارى مىنمايند . سپس فضاى خالى بين سنگها و روى آنها را كلشگل مىپوشانند . بدينترتيب پايهء اصلى يا كرسى بنا گذاشته مىشود . حال براى جلوگيرى از سرايت رطوبت ، رديفى از تنهء درختان يا تيرهاى پايهء ساختمان را روى كرسى مىچينند و الوارهاى قطور را بر روى آنها قرار مىدهند . روش ديگرى نيز در ساختن كرسى بناها متداول است بدينشرح كه ابتدا محل مورد نظر را حدود نيم تا يك متر گود مىكنند و تيرهاى كوتاهى را به طور قائم در گودال قرار داده آنها را با استفاده از كلشگل يا ملاط شن و آهك محكم مىنمايند . چهار تير قطور را كه به آنها زيرنال ( زيرنعل ) گفته مىشود روى تيرهاى قائم سوار مىكنند . اين تيرهاى قطور پايهء بنا را شكل مىدهند . در معمارى روستائى گيلان بامها به اشكال مختلف و با مصالح گوناگون ساخته مىشوند . از نظر شكل و فرم چند نوع بام وجود دارد : 1 - بام دو شيبى كه ابتدائىترين شكل بامسازى در معمارى روستائى گيلان است . معمولا كومهها و تلمبارها را با بام دو شيبى مىسازند . بدينترتيب كه خرك ساده و سبكى را انتخاب مىكنند و آن را بر روى يك رديف تيركهاى عمودى نصب شده روى زمين مىخوابانند و نيهائى به صورت مورب در دو سوى تير مىبندند ، لذا بام كومه به طور مستقيم روى زمين قرار مىگيرد . 2 - بام چند كله يا بام چهارشيبى با دو شيب مثلثى شكل كه در آن قاعده چوببست بام از 4 تير افقى تشكيل شده است ( عكس 3 سياه و سفيد ) . خرك بام و سرچوبها يعنى لنگه خرپاها روى ستونهاى مركزى و ديوارهاى بنا گذاشته مىشود .
--> ( 9 ) . جاكوب يا جاكو چوبى است كه با آن شلتوك را مىكوبند ؛ اين واژه از دو كلمهء جا و كوب درست شده است .