ابراهيم اصلاح عربانى

278

كتاب گيلان ( فارسى )

مذهب تصرفات كرد و اصطلاحات تازه استعمال نمود از جمله خاك را نقطه مىخواند و پيروان او را نقطويه لقب كردند و او مىگفت كل حيوانات و نباتات و جمادات را كه من مىبينم مىدانم كه در نشئه انسانى چه بوده‌اند و در اين جهنم به اين صورت شده‌اند . . . » « 32 » آراء و عقايد محمود پسيخانى در بسيارى از موارد با اصول و مبانى دين اسلام مغايرت داشت . به طور كلى عقايد او مبتنى بر « انسان خدائى » بود . وى عالم را قديم مىدانست و به اصل تكامل موجودات توجه مىكرد . آراء و عقايد نقطويان صرفنظر از اعتقاد به بقاى روح از بسيارى جهات با فلسفه ماترياليسم نزديك بود . محمود روز جزا و معاد را انكار مىكرد و معتقد بود كه هرچه هست در اين دنياست . انسان بايد كيفر و پاداش اعمال خود را در اين دنيا بازيابد : « اگر انسان قبول كند كه تكيه‌گاهى جز نيروهاى خود ندارد كاربرد صحيح آنها را در برخورد با طبيعت و مشكلات خواهد آموخت و بىآن‌كه چشم به آسمانها داشته باشد در برخورد با واقعيتهاى دشوار با انديشه و عملى زمينى روبرو خواهد شد . . . » « 33 » نويسنده جنبش حروفيه و نهضت پسيخانيان در مورد آراء و عقايد پسيخانيان مىنويسد : « در مركز آئين پسيخانى انسان قرار دارد نه نيروهاى موهوم و ملكوتى ، اين آئين از انسان نمىطلبد كه به زانو درآيد و به نيايش بايستد و اطاعت و پرهيزگارى را پيشه خود كند بلكه مكتب پسيخانى عزت و استقلال انسان را توصيه مىكند . . . محمود پسيخانى به انسان و نيروهاى خلاق و نهفته انسان ايمان و اعتقاد دارد و براى پىريزى سعادت و خوشبختى بشر تأكيد مىكند : استعن بنفسك الذى لا الله الا هو - از خويشتن يارى جوى زيرا كه غير از تو نيرو و خدائى نيست . » « 34 » مؤلف دبستان مذاهب در شرح مفصلى كه راجع به نقطويان و آئين محمود نگاشته مىگويد : « محمود خود را شخص واحد نامد و مهدى موعود داند كه نبى بر ظهور او خبر داده و گويد كه دين محمد منسوخ شده اكنون دين ، دين محمود است چنان‌كه گفته‌اند : رسيد نوبت رندان عاقبت محمود * گذشت آن‌كه عرب طعنه بر عجم مىزد و پيروان او در ربع مسكون متفرقند و در جميع ممالك ايران‌زمين بسيارند . . . » « 35 » محمود دهدار مؤلف نفائس الارقام ، كه از دشمنان و مخالفان سرسخت نقطويان بود در مورد آنان مىنويسد : « . . . و طايفه دوم از منكران وجود واجب ملاحده تناسخيه‌اند كه خود را نقطويه مىخوانند ، آنها خود را خدا مىدانند و مىگويند انسان تا خود را نشناخته بنده است و چون خود را شناخت خداست . . . و كلمهء ايشان اين است كه لا الله الا المركب المبين انسان است . . . و از جمله اصول پسيخانيان يكى آن است كه موجود نيست مگر مركب و محسوس . . . و ايشان منكر وحدت و بساطت هستند . . . و تصور را كواذب مىدانند . » از خلال مطالبى كه پيرامون پسيخانيان نوشته شده چنين برمىآيد كه عده‌اى از شاعران و نويسندگان در زمان حيات محمود و پس از وى به آئين نقطوى پيوستند . در اين زمينه مؤلف جنبش حروفيه و نهضت پسيخانيان مىنويسد : « از ويژگيهاى نهضت پسيخانيان شركت و فعاليت بسيارى از شاعران و نويسندگان مترقى در اين نهضت بود . اين شاعران و روشنفكران به عنوان مبارزان فرهنگى عقايد مترقى و انسان خدائى پسيخانيان را تبليغ و ترويج مىكردند . . . » « 36 » برخى از شاعران و نويسندگان و متفكرانى كه آئين نقطوى اختيار كرده بودند عبارتند از : مولانا نثرى گيلانى ، محمد شريف وقوعى نيشابورى ، على اكبر تشبيهى ، محمد صوفى آملى ، حكيم عباد الله كاشانى ، عبد الغنى يزدى و مير شريف آملى . مولانا نثرى گيلانى از شاعران و نويسندگان قرن دهم هجرى بود . صادقى كتابدار مؤلف مجمع الخواص ضمن تأكيد بر نبوغ و قصه‌خوانى نثرى مىنويسد : سخنان ملحدانه از وى سرمىزد ، گويا از شئامت و بداعتقاديش بود كه به دست مختار سلطان نابود گرديد . ابيات ذيل از اوست : همه‌شب رهزن خواب دو جهانم كه به خواب * نرود طفل خيال تو در آغوش كسى فتنه هرجا هست گاهى چشم برهم مىنهد * فتنه چشم تو را نازم كه هيچش خواب نيست على اكبر تشبيهى نيز از شاعران خوش قريحه بود كه اشعارى نغز و لطيف سروده است . مؤلف منتخب التواريخ مىنويسد تشبيهى چندبار به هندوستان سفر كرده و مردم را دعوت به كيش پسيخانى نموده است . عبد القادر بداونى ، تشبيهى را ملحد معرفى كرده و نوشته است در رساله‌اى كه تشبيهى به وى داده محمود پسيخانى را خدا دانسته است . اشعار زير از اين شاعر خوش‌قريحه است : كليد خلد مىدادم بهاى مژده وصلش * كسى گر مىخريد اينجا متاع آن جهانى را كف پا به هرزمينى كه رسد تو نازنين را * به لب خيال بوسم همه عمر آن زمين را به اين يك مىفروشد عشوه ز آن يك مىخرد حيرت * به ذرات جهان خورشيد من گرم است بازارش بحر كرمم منّت جود كه برم * محو عدمم نام وجود كه برم گويند سجود پيش حق بايد كرد * چون من همه حق شدم سجود كه برم

--> ( 32 ) . روضة الصفاى ناصرى ، رضا قلى خان هدايت ، كتابفروشى مركزى ، تهران 1339 ، جلد هشتم ، صفحه 273 . ( 33 ) . جنبش حروفيه و نهضت پسيخانيان ، على مير فطروس ، انتشارات كار ، تهران 1356 ، صفحه 84 . ( 34 ) . همان كتاب ، صفحه 81 - آنچه در آثار محمود پسيخانى نظير رساله‌هاى سؤال و جواب ، ميزان عرفان الله و مفاتيح غيوب آمده چنين است : « استعين بنفسك الذى لا إله الا هو » يعنى از نفس تو يارى مىخواهم كه خدائى جز او نيست . مؤلف جنبش حروفيه و نهضت پسيخانيان فعل مضارع استعين را به فعل امر استعن تبديل كرده و ترجمه‌اى مورد پسند خود به دست داده است . ( 35 ) . دبستان مذاهب ، كيخسرو اسفنديار ، كتابفروشى طهورى ، تهران 1362 ، جلد اول ، صفحه 276 . ( 36 ) . جنبش حروفيه و نهضت پسيخانيان ، على مير فطروس ، انتشارات كار ، تهران 1356 ، صفحه 113 و 114 .