ابراهيم اصلاح عربانى

270

كتاب گيلان ( فارسى )

قيام ناصر الكبير الاطروش اما سلطهء سامانيان بيش از سيزده سال نپائيد و قيام تازه‌اى به رهبرى حسن بن على معروف به اطروش « 12 » آغاز گرديد . وى از اعقاب امام زين العابدين ( ع ) و ملقب به ابو محمد الناصر الكبير الاطروش بود . در بعضى از مآخذ نام او ابو الحسن على العلوى ذكر شده است . وى مردى عالم و فقيه و سياستمدار و شاعر بود كه بر بسيارى از علوم زمان خود تسلطى شگفت‌انگيز داشت و در مراتب فضل و تقوى و دادگرى كسى با وى برابر نبود . طبرى مىنويسد : « مردم جهان كسى را همتاى اطروش در دادگرى و حسن سيرت و برپاداشتن حق نديده‌اند » . زركلى مؤلف اعلام تعداد مؤلفات او را سيصد كتاب ذكر كرده كه قبول آن مشكل است ، اما ترديدى نيست كه تصانيف متعددى از وى به‌جاى ماند مانند تفسير قرآن مجيد در دو جلد ، كتابى در امامت ، كتاب طلاق ، كتاب سير و كتاب بساط در علم كلام . اين مرد متقى و عالم پس از كشته شدن محمد بن زيد از مخفيگاه خود در ديلم خارج شد و بر ضد حكومت سامانيان قيام كرد . اطروش به يارى قشرهاى مختلف جامعه مخصوصا قشرهاى پائين مجددا دولت علويان را در كرانه‌هاى درياى خزر احياء كرد و چون طبرستان از تسلط وى بيرون شده بود در گيلان اقامت گزيد . او زمينها را بين كشاورزان بىبضاعت تقسيم كرد . در سال 301 هجرى لشكرى از ديلميان ترتيب داد و به طبرستان حمله برده آن سرزمين را به زير فرمان خود كشيد و به ناصر الكبير ملقب گرديد . اطروش براى گسترش دين اسلام در گيلان و طبرستان زحمات فراوانى متحمل شد . مؤلف الدرّ الفاخر نوشته است كه قريب دو هزار تن از مردم ديلم و گيل و جز آن به دست وى مسلمان شدند . اما قاضى نور اللّه شوشترى اين رقم را به يك ميليون مىرساند « 13 » و مىگويد هنگام خروج اطروش جماعت كثيرى كه هزار بار هزار نفر شماره شده‌اند بر او بيعت كردند و به تأثير انفاس متبركهء او از طريق زردشتى به دين محمدى انتقال يافتند . مجاهدات و كوششهاى اطروش براى نشر عقايد اسلامى در گيلان و طبرستان مورد تأييد تمام مورخان و محققان است . شمس الدين محمد انصارى در نخبة الدهر مىنويسد : « همواره ديلم و ختل بر دين زردشت بودند تا اين‌كه ابو الحسن على العلوى معروف به اطروش در اواخر سال 230 « 14 » نزد آنان آمد و سيزده سال پيش آنان ماند و همگان را به دين اسلام فراخواند . بسيارى از آنان به وى گرويدند و ابو الحسن نزد آنان مسجدها برپا ساخت و آنان نيز از ابو الحسن فرمانبردارى كردند و سپاهى از اين مردمان براى او گرد آمد كه به وسيله آنان ابو الحسن پس از سال 300 بر شهرهاى طبرستان و جرجان چيرگى يافت . » « 15 » در تاريخ ايران از اسلام تا سلاجقه نيز به همين معنى اشاره شده است : « اطروش براى دعوت ديلمان شمال البرز و گيلها به قبول دين اسلام جستان را ترك گفت و به نوبت در گيلاكجان درهء پلورود ، در ميان ديلمان و در هوسم ( رودسر كنونى ) در ميان گيلها رحل اقامت افكند . اطروش بيشتر ديلمان دور از ساحل و گيلهاى مشرق سفيدرود را - كه با لقب پادشاهى ناصر الحق او را به امامت خود برداشته بودند - به دين اسلام درآورد . » « 16 » اطروش در سال 301 هجرى با سپاهى عازم طبرستان شد و بر لشكر سامانيان چيره گرديد و آمل را تصرف كرد . در سال بعد حملهء متقابل سامانيان او را مجبور به عقب‌نشينى ساخت . امّا وى كه تا چالوس عقب‌نشينى كرده بود بعد از چهل روز دشمن را بيرون راند و سراسر طبرستان و موقتا گرگان را زير سلطهء خود درآورد . ناصر الكبير يا حسن الاطروش ضمن تبليغ آئين مقدس اسلام براى تأمين رفاه مردم خصوصا طبقات روستائى و كارگر به يك سلسله اصلاحات عميق دست زد به طورىكه مورخان به تأثير فراوانى كه اقدامات وى به جاى گذاشت اشاره كرده‌اند . بارتولد محقق نامى در تذكرهء جغرافياى تاريخى ايران مىنويسد : « نهضت شيعيان به سال 914 ميلادى تجديد شد . از قرارى كه ابن اثير مىنويسد اين دفعه حسن بن على ( اطروش ) ، سكنهء طبرستان را به شورش عليه فرمانرواى سامانى و سكنهء ديلم و گيلان را به شورش بر ضد جستانيان و قبول دين اسلام دعوت نمود و در ضمن آنان را به معافيّت از ماليات عشر وعده داد . از گفته‌هاى بيرونى مورخ قرن يازدهم ، جنبهء دموكراسى اين شورش واضحتر و روشنتر مىشود . بيرونى ، حسن بن على را متهم مىكند كه وى آئين اجدادى را كه فريدون ، پهلوان افسانه‌اى مؤسس آن بود برهم زد . از همين زمان است كه ديلمان رسما مسلمان شناخته شدند . . . تأثيرات شديد و خاطرات عميقى كه از اصلاحات حسن باقى ماند ، از گفته‌هاى مورّخان معلوم مىشود كه گويند مردم در هيچ زمانى اينطور حكومت عادل نديده بودند . . . » « 17 » پطروشفسكى مؤلف اسلام در ايران نيز ضمن شرح قيام حسن اطروش شخصيت و اقدامات او را مورد تمجيد قرار داده ، مىگويد : « پس از گذشت سيزده سال . . . قيام عمومى روستايى تازه‌اى وقوع يافت و امام علوى ، حسن بن على ، ملقب به اطروش . . . كه قبلا در ديلم پنهان شده بود و پيرمردى بسيار جدى و مقبول العامه بود در رأس قيام‌كنندگان قرار گرفت . وى به يارى قشرهاى پائين مردم طبرستان و گيلان و ديلم به استقرار مجدد دولت علويان در كرانه‌هاى درياى خزر توفيق يافت . احياى دولت علويان اين‌بار تنها با طرد لشكريان سامانى همراه نبوده ، بلكه فئودالهاى محلى يا دهقانان نيز از آن سامان رانده شدند . . . » « 18 » آنچنان‌كه در تاريخ ايران از اسلام تا سلاجقه آمده اطروش بيشتر ديلمان دور از ساحل و گيلهاى مشرق سفيدرود را به دين اسلام درآورد . زيدى ديگرى

--> ( 12 ) . اطروش ، به مفهوم كر و گرانگوش است . حسن بن على را بدان جهت اطروش مىخواندند كه به علت اصابت شمشير حسّ شنوايى او آسيب ديده بود . ( 13 ) . به هيچيك از اين دو رقم مخصوصا رقم يك ميليون نمىتوان اعتماد كرد . اختلاف فاحش آنها با يكديگر خود دليل روشنى بر اين مدعاست . ( 14 ) . تاريخ فوق درست نيست . در اغلب مآخذ از جمله لغت‌نامه دهخدا سال تولد اطروش 230 و وفاتش 304 هجرى ذكر شده است . ( 15 ) . نخبة الدهر فى عجايب البر و البحر ، شمس الدين محمد انصارى ، بنياد فرهنگستانهاى ايران ، تهران 1357 ، صفحه 433 . ( 16 ) . تاريخ ايران از اسلام تا سلاجقه ، ر . ن . فراى ، انتشارات اميركبير ، 1363 ، صفحهء 181 . ( 17 ) . تذكره جغرافياى تاريخى ايران ، و . بارتولد ، انتشارات توس ، چاپ دوم ، 1358 ، صفحهء 237 . ( 18 ) . اسلام در ايران ، پطروشفسكى ، ترجمهء كريم كشاورز ، انتشارات پيام ، 1354 ، صفحه 266 و 267 .