ابراهيم اصلاح عربانى
28
كتاب گيلان ( فارسى )
نشدند و بدينسبب در جنگ گائوگامل مىبينيم كه كادوسيان جزو اتباع و حتى متحدان شاه پارس ( ايران ) نبوده و فقط متحد ماديها و آتروپات - ساتراپ ايشان - مىباشند . . . داريوش سوم پس از آنكه تمام لشكريانش معدوم گشته يا وى را ترك گفتند آخرين اميد خويش را به كادوسيان بسته بود . گرچه كادوسيان از يارى با دستگاه استبدادى فروريخته هخامنشيان سر باززدند ولى همين چشمداشت كمك از كادوسيان و اينكه ايشان را لشكريان نيرومند و قابل اعتماد شمرده بود خود جالب توجه است . . . » « 37 » دياكونوف در مورد ابتداى كار كورش مىنويسد : « بنا به گفتهء كتسياس كورش در زمانى كه از طرف ايشنوويگو ( آستياگ ) به سفارت نزد پيشواى كادوسيان رفته بود با ايبار « 38 » مهتر ، كه پيش از آن برده مردى مادى بود ، برخورد كرد . صاحب ايبار وى را به خاطر خطائى سخت زده بود و ايبار كورش را برانگيخت كه توطئهاى بچيند و قدرت را از دست ماديها بيرون آورد و به پارسيان بسپارد . » « 39 » ريچارد فراى نويسنده « ميراث باستانى ايران » همينمطلب را از قول كتسياس در قالب ديگرى نقل كرده مىنويسد : « . . . كورش به خدمتى به دربار ماد راه مىجويد و از آنجا كارش بالا مىگيرد . وى خوابى ديده است كه پايگاه او بلند خواهد شد و هنگامىكه آستياك او را به سفارت نزد كادوسيان مىفرستد با مردى ايرانى به نام ابارس « 40 » برخورد مىكند و با او طرح شورش بر آستياك را مىافكند . . . » « 41 » ريچارد فراى در اثر خود ، ميراث باستانى ايران ، به استقلال ساكنان گيلان در دورههاى باستانى اشاره كرده است . در فصل سوم كتاب ضمن بحث از ايران و سرزمينهاى مغرب آن مىنويسد : « در شمال ارس كه مرز ماد بود كاسپيها و كادوسيان مىزيستند كه گويا جزو قلمرو ماد نبودند . » « 42 » بررسيهاى ريچارد فراى نشان مىدهد كه در دورههاى بعد از ماد نيز سرزمين گيلان و قسمتهاى وسيعى از كنارههاى درياى خزر داراى استقلال بودهاند . تحقيقات تئودور نولدكه نيز صحت اين نظريه را تأييد مىكند . وى كه تاريخ ايرانيان و عربها در زمان ساسانيان را به رشته نگارش كشيده است در همين اثر اشارهاى به وضع ديلميان در دوران پادشاهان هخامنشى دارد و مىنويسد : « ساكنان ناآرام ديلم ، كه در قسمت غربى كوهستانهاى جنوبى بحر خزر زندگى مىكردند ، به همان اندازه از ساسانيان سرپيچى مىكردند كه كادوسيان ساكن آن ناحيه در زمان هخامنشيان از اين خاندان نافرمانى داشتند . امّا برعكس به هنگام جنگ داوطلبانه به سپاه ايران مىپيوستند . . . به گفته بلاذرى خسرو دوم چهار هزار مستحفظ ديلمى داشت . رؤساى اين ديلميان ، كه سپاه مزدور بودند ، بعدها خود امرا و پادشاهان شدند . . . حتى گيلها ، كه سرزمين امروزى گيلان به نام ايشان ناميده شده است و در سواحل دريا زندگى مىكردند . . . بر شاپور دوم پادشاه مقتدر ساسانى پيروز شدند . » « 43 » همانطور كه گفته شد برخى از مورخان عهد باستان سرزمين كادوسيان را جزء اراضى تابع ايران به شمار نمىآوردند و در فهرست ساتراپنشينهاى آنان نامى از كادوسيان ديده نمىشود امّا تعدادى از مورخان اين خطه را يكى از ساتراپنشينهاى پادشاهان باستانى معرفى كردهاند . موضوع قابل توجه آن است كه اين مورخان نيز براى سرزمين كادوسيان يا گيلان ارزش و اهميت خاصى قائل شدهاند و به امتيازات و استقلال آن اشاره كردهاند . گزنفون مورخ يونانى مىنويسد كورش فرزند خود برديا يا تانائوكسار را به ساتراپى ارمنستان و سرزمين كادوسيان منصوب كرد اما كادوسيان باج و خراج كمى مىپرداختند و نفوذ ساتراپ مزبور در سرزمين ايشان ظاهرى بوده است . كريم كشاورز مؤلف كتاب گيلان به نقل از كرستومانى مؤلف متون باستانى مىنويسد : « نام كادوسيان و يا گلان و يا امردان در فهرست قبايلى كه به داريوش اول ماليات و يا خراج مىدادهاند نيامده است و فقط از كاسپيان و مردم قفقاز ياد شده است . در كتيبه داريوش اول در نقش رستم هم ، كه كاملترين فهرست اسامى سرزمينهاى تابع داريوش در قرن پنجم قبل از ميلاد است ، نامى از كادوسيان و گلان و يا امردان يا ساكنان شمال كوه البرز وجود ندارد . » « 44 » مؤلف كتاب « ايران در عهد باستان » مىنويسد : « قبل از انوشيروان ايران را مرزبانان اداره مىكردند و از ميان ايشان چهار مرزبان خيلى اهميت داشتند : 1 - ارمنستان 2 - خوارزم 3 - حدود روم 4 - خزرها و آرانيها . به مرزبانها تخت نقره مىدادند به استثناى مرزبان حدود خزر كه تختى از زر داشت . . . در زمان انوشيروان ايران داراى چهار پاذگس ( قسمت ) بود كه آنها را به جهات چهارگانه آورده بودند . قسمت اول مغرب ايران ( خوروان ) . قسمت دوم نيمروز يا ولايات جنوبى . قسمت سوم باختر يا شمال . قسمت چهارم خراسان يا ولايات شرقى . گيلان جزء قسمت سوم بود . » « 45 » از آنچه دكتر گيرشمن محقق معاصر نيز نوشته مىتوان استنباط كرد كه سرزمين كادوسيان از ساتراپنشينها بوده است . وى مىنويسد : « اردشير با ثبات بسيار اغتشاش كادوسيان و عصيان شهربانان را سركوب كرد . » « 46 » از نوشته وى در جاى ديگر چنين برمىآيد كه كادوسيان غالبا با قدرتهاى پادشاهى مقابله مىكردند : « داريوش دوم هرگز پايتختهاى خود را براى فرماندهى سپاهيان خويش در جنگها ترك نگفت و فقط نزديك آخر عمر سفر
--> ( 37 ) . تاريخ ماد ، ا . م . دياكونوف ، ترجمه كريم كشاورز ، انتشارات پيام ، تهران 1357 ، چاپ دوم ، صفحه 411 و 412 . ( 38 ) . ايبار به ضم الف بر وزن مردار . ( 39 ) . تاريخ ماد ، ا . م . دياكونوف ، ترجمه كريم كشاورز ، انتشارات پيام ، تهران 1357 ، چاپ دوم ، صفحه 387 . ( 40 ) . Oibaras - Eubare ? s ، همان ايبار است . ( 41 ) . ميراث باستانى ايران ، ريچارد فراى ، ترجمه مسعود رجبنيا ، بنگاه ترجمه و نشر كتاب ، تهران 1344 ، صفحه 130 . ( 42 ) . همان كتاب ، صفحه 120 . ( 43 ) . تاريخ ايرانيان و عربها در زمان ساسانيان ، تئودور نولدكه ، ترجمه عباس زرياب ، انجمن آثار ملى ، تهران 1358 ، صفحه 732 ( ضمائم ) . ( 44 ) . گيلان ، كريم كشاورز ، انتشارات شركت سهامى كتابهاى جيبى ، چاپ دوم ، تهران 1356 ، صفحه 17 . ( 45 ) . ايران در عهد باستان ، دكتر محمد جواد مشكور ، انتشارات اشرفى ، چاپ چهارم ، تهران 1363 ، صفحه 17 . ( 46 ) . ايران از آغاز تا اسلام ، ر . گيرشمن ، ترجمه دكتر محمد معين ، بنگاه ترجمه و نشر كتاب ، چاپ چهارم ، 1353 ، صفحه 227 .