ابراهيم اصلاح عربانى
261
كتاب گيلان ( فارسى )
شد . چون تلاش آنها براى وصول بهرهء مالكانه بىنتيجه مانده بود مىكوشيدند از اختلافات سياسى و عقيدتى مردم دو دهستان همسايه ( لشتنشا و خشكبيجار ) براى درهم شكستن نيروى دهقانان استفاده كنند . زمانىكه نمايندگان دهقانان لشتنشا براى مذاكره با دهقانان خشكبيجار به آنجا مىروند آنها شايع مىنمايند كه در خشكبيجار نمايندگان لشتنشا را دستگير و زندانى كردهاند . 5 هزار روستائى خشمگين و به هيجان آمده از چپكچكه به طرف خشكبيجار به راه مىافتند . رهبرى راهپيمايان را سيف الله تيهو به عهده داشت . او كه حوادث ناخوشآيندى را پيشبينى مىكرد در چند موضع ضمن سخنرانى از دهقانان خواست كه بردبارى و آرامش خود را حفظ كنند و در برخورد با مردم خشك - بيجار از انجام هرنوع اقدامى كه موجب بدنامى دهقانان گردد خوددارى نمايند . اما جمعيت به هيجانآمده پس از رسيدن به خشكبيجار هشدارها را فراموش كرد و به اعمال خشونتآميزى دست زد . اين حادثه موجب فرود آمدن ضربات سختى بر پيكرهء قيام دهقانى مردم لشتنشا گرديد ، سرانجام در كودتاى 28 مرداد 1332 لشتنشا از مناطقى بود كه تضييقات و خسارات بيشترى را تحمل نمود . اقداماتى كه تا اين زمان در جهت رفاه حال دهقانان گيلانى انجام گرفت بسيار اندك و ناچيز بود . انصارى كه در اين دورهء بحرانى استاندار گيلان بود در يك نامهء رسمى ضمن اشاره به اوضاع دهقانان مىگويد : رسوماتى را كه از رعيت گرفته مىشد موقوف كردم . عدهاى از مالكين بزرگ به طيب خاطر حاضر شدند حتى 25 درصد از سهميهء برنج خود را به نفع زارع تخفيف بدهند « 91 » . اين اقدام همان است كه ايوانف مىنويسد : در بهار سال 1946 در گيلان موافقتنامهاى به امضاء رسيد كه طبق آن 25 درصد از سهم مالكين كاسته شد و عوارض نيز لغو گرديد . نويسنده آن را ناشى از رشد مبارزات دهقانى مىداند كه تصميم مىگيرند براى حفظ حداكثر منافع خود از حداقلى صرفنظر نمايند « 92 » و در حقيقت بايد گفت مسألهء دهقانان كه از مدتها پيش به صورت يك مسئلهء اجتماعى درآمده بود با رشد مبارزات سالهاى بعد از جنگ جهانى نمىتوانست ناديده باقى بماند . دولتها مجبور بودند براى پيشرفت كار خود وعدههائى به دهقانان بدهند . دولت قوام نيز 15 درصد افزايش سهم دهقانان را در برنامهء كار خود قرار داد ، هرچند كه به آن عمل نكرد ، اما بارها اعتراف مىنمود كه وضع دهقانان خوب نيست و از طرف مالكان نسبت به آنها ظلم مىشود . قوام با آنكه از مالكان بزرگ بود اين حقيقت را انكار نمىكرد ، امّا قدرت و نفوذ مالكان كه با منافع دربار هماهنگ بود مانع از برداشتن گام مثبتى در اين زمينه بود . سرانجام موضوع فروش املاك به زارعين از سال 1328 آغاز گرديد ولى جنبشهاى دهقانى پايان نپذيرفت . از كودتا تا انقلاب جنبشهاى دهقانى « 93 » از سال 1332 تا سال 1357 دهقانان و رهبران جنبشهاى دهقانى پس از كودتاى 28 مرداد 1332 بيشترين زندانيان سياسى گيلان بودند . در سال 1333 زندانيان سياسى شهربانى رشت را در داخل بندهاى خود به گلوله بستند ، در نتيجه 5 نفر كشته و تعدادى ( حدود 30 نفر ) از زندانيان به سختى مجروح شدند كه چند تن از آنان رهبران جنبشهاى دهقانى بودند نظير اقدام دوست كه كوچكپور در خاطرات خود ضمن اشاره به حركت زرهپوشها به طرف فومن و سركوب قيام روستائى دهقانان آن ناحيه از وى نام مىبرد و او را جوانى احساساتى و افراطى و مخالف سازش با مالكان و زمينداران معرفى مىكند و بدون اشاره به جريان زندان مىگويد همين مسئله باعث قتل او شد « 94 » . پس از پيروزى كودتاچيان مالكان و زمينداران براى دستگيرى عوامل قيامهاى دهقانى همراه مأموران دولتى و براى همكارى بيشتر راهى روستا شدند به خصوص كه خبرهائى از مقاومتها و خلع سلاح ژاندارمها توسط دهقانان شايع شده بود . ايوانف در مورد تظاهرات دهقانان مىنويسد : در سالهاى پس از كودتاى 1953 تقريبا در همهء مناطق روستائى كشور تظاهرات دهقانى روى مىداد . روزنامهء اطلاعات در شمارهء 29 فوريهء سال 1956 دربارهء برخورد دهقانان 3 قريه در گيلان با مأموران جمعآورى ماليات و عوارض نوشت : دهقانان 3 تن از ژاندارمها را مضروب ساختند « 95 » . در حكومت ترور و وحشت ، زمينداران كه از مدتها پيش نگران آيندهء خود بودند به اميدهاى تازهاى براى ادامهء غارتگرى دست يافتند در پارهاى از مناطق از جمله در شرق گيلان مباشرت براى گرفتن مالياتها و عوايد مالكانه به مزايده گذاشته شده و دستبه دست مىگشت و بدينترتيب خاننشينهاى لاهيجان روستائيان را در تنگناهاى جديدى قرار داده آنان را به پذيرش افزايش حقوق اربابى و بيكارى مجبور مىكردند . اما ستمگريهاى آنان درگيريهاى جديدى به وجود آورد . در سال 1333 روستاى ديزبن ( دژبن يا دزبن ) به علت مقاومت دهقانان در برابر توقعات كارگزار مالك غارت شد و همين امر هشدارى براى دهقانان آن منطقه بود كه براى جلوگيرى از حملات احتمالى ايادى مالكين آماده شوند . در روستاى ديوشل كه تجاوز به حقوق دهقانان از مدتها پيش آغاز شده بود روستائيان براى حفظ كاشانه و زندگى خود به سازماندهى پرداختند حتى براى جلوگيرى از حملات احتمالى شبوروز به مراقبت و پايدارى مشغول شده راههاى حساس روستا و رفتوآمد افراد را زير نظر گرفتند . در اين سازماندهى مسئوليتهائى نيز به عهده زنان محول شده بود . حوادث ديزبن و ديوشل دهقانان نخجيركلا را براى مقابله با مالك به اتخاذ تصميم شديدترى واداشت . روزى كه مالك ، روستائيان را براى لايروبى استخر لاهيجان به
--> ( 91 ) . زندگانى من ، عبد الحسين مسعود انصارى ، انتشارات ابن سينا ، تهران 1352 ، جلد سوم ، صفحهء 252 . ( 92 ) . تاريخ نوين ايران ، صفحهء 115 . براساس يك بررسى از اشكال جنبشهاى دهقانى فقط 16 درصد به صورت تظاهرات خشونتآميز بوده است بقيه به صورت اعتراض ، تظاهرات و بستنشينى انجام مىگرفت . مسائل ارضى و دهقانى ، مقالهء « دهقانان ، زمين و انقلاب » ، نوشتهء احمد اشرف ، انتشارات آگاه ، تهران 1361 ، صفحه 27 . ( 93 ) . چون از جنبشها و حركتهاى سياسى اين دوره در فصل ديگرى از اين كتاب تحت عنوان « گيلان از پنج هزار سال پيش تا امروز » به تفصيل صحبت شده است از تكرار آنها صرفنظر شد . ( 94 ) . نهضت جنگل و اوضاع . . . ، صفحهء 151 . ( 95 ) . تاريخ نوين ايران ، صفحهء 209 .