ابراهيم اصلاح عربانى

250

كتاب گيلان ( فارسى )

بود نجات دادند . همچنين در چند برخورد با مأموران اعزامى دولت به جنگل پيروز شدند و عده‌اى از مأموران را به قتل رسانده يا به اسارت خود درآوردند . در اندك‌مدتى نهضت جنگل توسعه و گسترش يافت و عدهء قابل توجهى از طبقات مختلف مردم حتى افراد مرّفه به اين نهضت پيوستند و سيل كمكهاى مالى را به سوى جنگليها سرازير ساختند . رئيس نظميّهء رشت موسوم به مفاخر الملك باتفاق عده‌اى از افراد مسلح عازم سركوبى مبارزان جنگل شد ، ولى در نبردى كه بين آنان رخ داد گروه اعزامى شكست خورد و رئيس نظميّه دستگير شد و به قتل رسيد . بعد از اين واقعه نصرت اللّه خان تالش نايب الحكومهء فومنات به اتفاق برادرش سالار شجاع مأمور سركوبى نهضت شد ، امّا او نيز كارى از پيش نبرد . كنسول روسيه در رشت كه از اقدامات ايرانيان مأيوس شده بود 300 قزاق روس را همراه 50 تن سرباز ايرانى به فرماندهى ياور ابو الفتح خان به جنگل روانه ساخت . نيروى اعزامى پس از عبور از كسما در قريهء ماكلوان با جنگليها برخورد كرد . مبارزان جنگل كه در تپه‌هاى گسكره سنگربندى كرده بودند با شجاعت و از جان‌گذشتگى به نبرد پرداختند و با آنكه تعداد آنان بيش از 70 نفر نبود توانستند گروه 350 نفرى دشمن را كه مجهّز به توپ و تفنگ و نارنجك بود دچار شكست سازند . از اين گروه فقط 134 تن موفق شدند از چنگ مجاهدان جنگل گريخته خود را به صومعه‌سرا برسانند بقيهء افراد كشته يا زخمى شدند . اين پيروزى اعتبار و نفوذ جنگليها را افزايش داد و موجب گرديد كه تعداد قابل توجهى از مردم گيلان به نهضت جنگل بپيوندند . ديرى نگذشت كه 4000 قزاق سوار و پياده به فرماندهى كالچوكف افسر روس مأمور سركوبى جنگليها شدند . اين سپاه به كمك افراد امير مقتدر تالشى و برهان السلطنه طارمى و نيز يك گروه 700 نفرى ديگر به فرماندهى مامانوف از چند طرف مبارزان جنگل را محاصره كردند . جنگ سختى آغاز شد ، اما جنگليها كه آذوقه و مهمات كافى نداشتند دچار شكست شدند . عده‌اى به قتل رسيدند ؛ گروهى اسير شدند و بقيه به غارها و كوهها پناه برده مخفى شدند اما بعد از 3 ماه بار ديگر به دور هم جمع شدند و فعاليت چريكى را از نو آغاز كردند . قزاقان روس به جبهه‌هاى ديگر اعزام شده بودند و قواى دولتى نيز به حملهء مهمى دست نيازيد . روسها كه از بازسازى نهضت جنگل دچار بيم و هراس شده بودند مستوفى الممالك رئيس الوزراى وقت را تحت فشار قرار دادند تا كانون جنگل را متلاشى سازد ، اما وى كه مردى نيك‌نفس بود و باطنا به عقايد جنگليها احترام مىگذاشت چنين مصلحت دانست كه به فرماندار رشت دستور دهد تا از طريق مذاكره ، با ميرزا كوچك خان به توافق برسد و مبارزات مسلحانه خاتمه يابد . رئيس الوزراى بعدى ، سپهسالار تنكابنى ابتدا تصميم به سركوبى جنگليها گرفت ، اما بعدا ناچار شد فرمان احمد شاه را دائر به توافق با مبارزان جنگل به مرحله اجرا بگذارد . در مذاكرات بين حشمت الدوله فرماندار رشت - كه باطنا طرفدار جنگليها بود - با نمايندگان جنگل موافقتهائى حاصل شد ، اما حشمت الدوله از سمت خود بر كنار گرديد و در همين اثنا تصادمى بين قزاقان روس و افراد جنگل رخ داد و موضوع مذاكره و توافق منتفى شد . مالكان بزرگ و متنفذين گيلان كه از نهضت جنگل دچار ترس و نگرانى بودند در صدد چاره‌جوئى برآمدند . حاجى محسن خان امين الدوله مالك عمدهء لشت‌نشا نيز براى مبارزه با جنگليها به طرح نقشه و تهيهء مقدمات پرداخت ، امّا قبل از آغاز عمليات ، افراد جنگل به لشت‌نشا حمله كرده او را دستگير نمودند . از آن‌پس شرق گيلان نيز تحت تسلط جنگليها درآمد و دكتر حشمت كه مسئوليت ادارهء امور اين منطقه را به عهده گرفته بود لاهيجان را مركز عمليات خود قرار داد . امين الدوله با پرداخت 000 ، 70 تومان آزادى خود را بازيافت و اين وجه به مصرف خريد اسلحه و تجهيزات براى افراد جنگل رسيد . جنگليها كه به قدرت رسيده بودند تشكيلات خويش را وسعت بخشيدند و در گوراب زرميخ يك مدرسهء نظامى تأسيس كردند كه رياست آن با ماژورفون پاشن آلمانى بود و چند افسر خارجى نيز شاگردان مدرسه را تعليم مىدادند . در كسما كميسيون جنگ تشكيل شد ؛ در لاهيجان نظام ملّى تأسيس گرديد و هيئت اتحاد اسلام به كميته‌اى تبديل شد كه داراى 27 عضو بود . وقتى در اكتبر 1917 انقلاب روسيه به ثمر رسيد طرز رفتار روسها عوض شد . قواى روسيه از ايران احضار گرديد و دشمنى و خصومت روسهاى تزارى خاتمه پيدا كرد . افسران ارتش انقلابى سرخ روش دوستانه در پيش گرفتند . براى آنكه سربازان روس در مراجعت به ميهنشان دچار مزاحمت نشوند موافقت‌نامه‌اى بين فرماندهان روس و نمايندگان جنگل به امضا رسيد . از اين تاريخ قواى قزاق و ژاندارمرى و نظميّه در اختيار سران جنگل قرار گرفت و مسئولان امور گيلان و رؤساى ادارات از طرف جنگليها انتخاب شدند . اما از سوى ديگر نيروى متمركز انگلستان غالبا با جنگليها درگيرى داشت . هرروز 2 هواپيماى انگليسى از قزوين برمىخاست و جنگل را بمباران مىكرد . همچنين 2 زره‌پوش مواضع جنگليها را زير آتش مىگرفت . يك بار نيز مبارزان جنگل پادگان انگليسيها را در رشت مورد حمله قرار دادند . بالاخره قرارداد صلحى بين طرفين منعقد شد كه طبق آن جنگليها تعهد كردند قواى انگليس را مورد حمله و تهاجم قرار ندهند و در راه عبور آنها از قزوين به انزلى مانعى ايجاد نكنند . همچنين افسران خارجى را كه كشورشان با انگلستان در حال جنگ است از خدمت اخراج نمايند . انگليسيها نيز متقابلا متعهد شدند در امور داخلى ايران مداخله نكنند و بر ضد مقاصد كميتهء اتحاد اسلام اقدامى ننمايند . چندى نگذشت كه وثوق الدوله به عنوان رئيس الوزراء زمام امور را در دست گرفت و براى پايان دادن به نهضت جنگل اقداماتى را آغاز كرد . در نتيجهء اقدامات او حاجى احمد كسمائى كه از ياران نزديك ميرزا كوچك خان بود با دريافت امان‌نامه تسليم شد . قواى دولتى با كمك انگليسيها چندبار مبارزان جنگل را مورد حمله قرار داد . دكتر حشمت كه از مبارزه خسته شده بود و ادامهء مجاهدت را بىحاصل تصور مىكرد فريب وعده‌هاى نمايندگان دولت و مأموران وثوق الدوله را خورده با افراد خود تسليم گرديد ، اما فرماندهان نظامى بر خلاف تعهدات خود او را در يك محكمهء نظامى كه كمترين شباهتى به دادگاه نداشت محكوم به اعدام كردند و آن مرد آزاده و ميهن‌پرست را به چوبهء دار آويختند . ميرزا كوچك خان در برابر تمام اين مصائب و ناملايمات مقاومت مىكرد و به مبارزه ادامه مىداد .