ابراهيم اصلاح عربانى
248
كتاب گيلان ( فارسى )
انگليس رفته در آنجا متحصّن شدند . در اينموقع انجمنهاى سرّى از فرصت استفاده كرده به آنها پيوستند و تحصّن اختيار نمودند . متحصّنين تلگرافى به تهران مخابره كرده ضمن شكايت از اجحاف حاكم خواستار اجراى قانون و اعطاى آزاديهاى فردى و اجتماعى شدند . چون تعداد متحصّنين هرلحظه افزايش مىيافت سفارت انگليس ، مستر چرچيل كاردار سفارت را براى رسيدگى به رشت اعزام داشت . نمايندگان متحصّنين به چرچيل اظهار داشتند كه مردم گيلان خواهان مشروطه و طالب قانون و آزادى و عدالتخانه هستند . كاردار سفارت به آنان قول داد كه از خواستهاى مردم گيلان حمايت كند و از آنان تقاضا كرد كه به تحصّن پايان دهند و محل كنسولگرى را ترك نمايند . مردم به تحصّن پايان بخشيدند و هنگام ترك كنسولگرى در خيابانها شعار مرگ بر استبداد و زنده باد مشروطه سردادند . بدينترتيب فعاليت انجمنهاى سرّى مشروطهخواهان در جهت مبارزه با استبداد علنى شد . همانطوركه اشاره شد همزمان با آغاز نهضت مشروطيت ، چند كميته و انجمن سرّى در رشت و انزلى تشكيل گرديد كه معروفترين آنها عبارت بودند از كميتهء ستّار در رشت و كميته سرّى ، انجمن عدالت ، انجمن اخوت و كميتهء برق در انزلى . اعضاء اين كميتهها و انجمنها با جديت و كوششى خستگىناپذير و قابل تحسين فعاليت مىكردند . فعاليتهاى آنها تنها به تشكيل جلسات و بحث و گفتگو محدود نمىشد بلكه در راه به ثمر رساندن انقلاب مشروطيت به اقدامات خطيرى دست مىزدند . اين گونه اقدامات نظير تهيهء سلاح و مسلح كردن افراد ، اعزام نمايندگان به قفقاز و تماس با آزاديخواهان آن سرزمين ، تهيهء تفنگ و فشنگ و نارنجك از بادكوبه و برخى شهرهاى قفقاز و حمل آنها به گيلان ، ترور مخالفان و كارهائى از اين قبيل موجب مىشد كه افراد باايمان و فداكار در دام مأموران استبداد و يا پليس تزارى گرفتار شده جان خود را از دست بدهند . همزمان با اين اقدامات آزاديخواهان تصميم گرفتند حاكم گيلان را كه خار راه آنان بود از ميان بردارند . براى اين منظور قرار شد سردار همايون مجلس قمارى تشكيل داده حاكم و دوستانش را دعوت كند و مجاهدين به آن مجلس حمله كرده حاكم را به قتل برسانند ؛ ضمنا گروه ديگرى از مجاهدان دار الحكومه را به تصرف درآورده قواى دولتى را خلع سلاح كنند و بلافاصله حكومت انقلابى گيلان را تشكيل دهند . اين طرح با كشته شدن 18 تن از مجاهدان عينا اجرا شد و رشت به تصرف آزاديخواهان درآمد . در تعقيب اين اقدام از محمد ولى خان سپهدار اعظم كه بعدها سپهسالار لقب گرفت دعوت شد كه از تنكابن به گيلان آمده زمام امور را در دست گيرد و او نيز اين دعوت را قبول كرد . بدينترتيب حكومت مستقل در گيلان تشكيل شد كه اقدامات اصلاحى را آغاز كرد و به تشكيل انجمنهاى مختلف از جمله انجمن ايالتى و سازمانهاى مسئول از قبيل بلديه ، عدليه ، نظميه و كلانتريها پرداخت و تسهيلات زيادى در جهت رفاه و آسايش مردم فراهم ساخت . سپس طى تلگرافى به دربار و دولت تكليف كرد كه مجلس شورايملى را هرچه زودتر افتتاح نمايند . از مركز پاسخ داده شد كه سپهدار سمتى ندارد و دولت ، او را به رسميّت نمىشناسد . اگر او از سمت خود كناره نگيرد دولت ناچار شدت عمل نشان داده مبادرت به اعزام قوا خواهد كرد . انجمن ايالتى و علماى رشت و نمايندگان طبقات مختلف طى پاسخ تندى كه به امضاى 600 نفر رسيده بود اشعار داشتند « اينكه گفتهايد سپهدار اعظم از طرف دولت حكومت ندارد ، راست است . ملت گيلان او را از روى حق و صواب حاكم قرار داده و كمال رضايت و امتنان را از معظم له داريم . اما اينكه فرموديد اگر او را از خود دور نكنيم قشون خواهيد فرستاد و ما را قلعوقمع خواهيد نمود ، هروقت فرستاديد و زن و مرد و بزرگ و كوچكمان را قلعوقمع كرديد ، سپهدار نيز يكى از آحاد مقتولين خواهد بود . . . و اگر خداى نخواسته باز وضع آذربايجان و غيره را در پيش داريد تمام دنيا را شاهد مىگيريم و تا آخرين قطرهء خونمان دفاع خواهيم نمود و شما را حاكم عدل ندانسته اداى ماليات را به شما حرام مىدانيم » . « 49 » پس از آنكه مجاهدين گيلان آماده شدند و امور گيلان تحت نظم و قاعدهء مرتبى درآمد ، سپهدار دستور عزيمت به تهران را صادر كرد . شاه طى پيام تهديدآميزى مجاهدين را از دست زدن به چنين اقدام خطيرى برحذر داشت . سپهدار در پاسخ تهديد شاه نوشت از فكر اعزام قوا به گيلان و مبارزه با ملت منصرف شويد چه با استعدادى كه فعلا موجود است و با هيجانى كه در مردم ديده مىشود به خواست خداوند يك نفر از قواى اعزامى زنده نخواهد برگشت . شاه دستور داد ستون مجهزى از قزوين به سوى رشت حركت كند و از رشيد الممالك شاهسون خواست در ساحل دريا به مجاهدين حملهور شود . شاهسونها در نخستين برخورد احساس كردند توانائى مقابله با مجاهدين را ندارند ، لذا عقبنشينى كردند . مجاهدين به سوى قزوين رهسپار شدند . در ميان راه سه بار با قواى دولت و ايل غياثوند برخورد كردند اما در هرسه نوبت بر دشمن غالب شدند . در اين برخوردها تعدادى از مجاهدين گيلان به قتل رسيدند . بالاخره قواى مجاهد وارد قزوين شد . در قزوين نيروى قزاق ، تفنگچيهاى يورتچى شاهسون و افراد مسيح خان كاكاوند در برابر مجاهدين به سختى مقاومت نشان دادند و تعدادى از آنان را به قتل رساندند ، اما بالاخره مجاهدين گيلان با كمك و يارى آزاديخواهان قزوين پيروز شدند و چند تن از مسئولان كشتار از جمله حاكم قزوين را تيرباران كردند . در فتح قزوين ميرزا كوچك خان ، يپرم خان ، واليكو ، پانف بلغارى ، سالار فاتح كجورى ، عبد الحسين خان معز السلطان ، عليمحمد خان تربيت و اسد اللّه خان مير پنج شركت داشتند . محمد على شاه كه فوق العاده عصبانى بود تلگرافى خطاب به سپهدار اعظم مخابره كرده او را از كليهء امتيازات دولتى خلع نمود ؛ اما چند روزى نگذشت كه محمد على شاه احساس خطر كرد ناچار به تغيير كابينه مبادرت نمود و فرامينى چند در مورد استقرار مشروطيت و احترام به حكومت قانون و غيره منتشر ساخت . ضمنا سپهدار اعظم از سوى دولت به حكومت مازندران و گيلان منصوب شد ولى تمام اين كارها جز حيله و تزوير براى منحرف ساختن و درهم كوبيدن مبارزات آزاديخواهان نبود . سپهدار عملا از قبول فرمان دولت سر باززد و قواى مجاهدين گيلان به
--> ( 49 ) . گيلان در جنبش مشروطيت ، ابراهيم فخرائى چاپ سوم ، شركت سهامى كتابهاى جيبى ، تهران 1356 ، صفحهء 137 .