ابراهيم اصلاح عربانى

232

كتاب گيلان ( فارسى )

عقب‌نشينى و تسليم براى وى سخت‌تر از پيش مىشود . رفيق محترم را تصديع مىدهم به اين‌كه آخرين‌بار است كه من در روابط شما با دولت ايران مداخله مىكنم . من از شما خواهش و التماس دارم كه مداخله‌ام را رد نكنيد و باور نمائيد كه من از روى صميميت مىخواهم در اين موقع باريك به ايران كمك كنم و شخص شما را كه سردسته رشيد مليون ايران مىدانم فوق العاده محترم مىشمارم . اگر شما پيشنهاد مرا قبول كنيد و جوابش را وسيله قاصدى كه مراجعت مىكند بفرستيد مطمئنم كه هيچوقت پشيمان نخواهيد شد اما اگر پيشنهادم را رد كنيد من مجبورم از اقدامات خود دست كشيده با دلى دردناك ناظر يك صحنه خونين و يك برادركشى كه لطمه به آزادى ملت ايران خواهد زد باشم . در خاتمه از صميم قلب احترامات فائقه را تقديم مىدارم . « روتشتين » ميرزا كه در جريان وقايع مختلف قرار داشت و از توافق بين انگليسيها و روسها اطلاع حاصل كرده بود با توجه به قرارداد منعقده بين ايران و شوروى و قدرتى كه رضا خان سردارسپه وزير جنگ كسب كرده بود و مخصوصا اختلافات داخلى و ضعف درونى جنگل ، خود را مجبور مىديد راه مسالمت در پيش گيرد . او كه همه‌چيز را از دست‌رفته مىديد در انديشه پيدا كردن راهى بود كه او را از تسليم و اطاعت محض در برابر قدرتهاى خارجى و داخلى نجات بخشد و موقتا از سقوط و متلاشى شدن نهضت جنگل جلوگيرى نمايد بدين‌جهت پس از مشورت با ياران و نزديكان خود پاسخ مسالمت‌آميزى به شرح زير براى سفير شوروى فرستاد : « رفيق محترم ، بسيار خرسندم كه در مراسله اخير كه به وسيله رفيق كلانتراف مرقوم داشته‌ايد كاملا تصديق داريد كه ايران ميدان غرض‌رانى بيگانگان و متعديان عالم بشرى بوده و حيات اجتماعى ما دستخوش استفاده سرمايه‌داران خارجى و نفع‌پرستان داخلى است . ضعف و لااباليگرى زمامداران دوره‌هاى متواليه مركز لزوم اصلاحات داخلى و هرگونه قيام و نهضتى را كه متضمن اصلاحات اساسى كشور باشد مشروع مىسازد . من و يارانم در مشقتهاى فوق الطاقه چندين ساله هيچ مقصودى نداشته و نداريم جز حفظ ايران از تعرضات خارجى و فشار خائنين داخلى ، تأمين آزادى رنجبران ستمديده مملكت و استقلال حكومت ملى . همه فداكاريهاى بنده و احرار جنگل براى وصول به همين مقصود عالى است و بس . شما را كه نماينده رسمى دولت اتحاد جماهير شوروى هستيد و دولت شما را حامى و پشتيبان اين مسلك و عقيده دانسته و مىدانيم و همين عقيده و اعتماد بود كه قشون سرخ سويت روسيه را كه بدون هيچ دعوتى به ايران آمدند با يك عالم اميد و اشتياق پذيرفتيم . متأسفانه رؤساى بىاحتياط قشون شما به كمك مفسدين داخلى نگذاشتند از اين نيرو استفاده كامل شود و انقلاب ايران را پيشرفت دهيم . اگر نظريه‌مان به خلاف مندرجات فوق الذكر بود شايد به اختلافات و هرج‌ومرجهاى توليد شده وقعى ننهاده همان مصائب و زحمات وارده به گيلان را به تمامى خاك كشور تحميل مىكرديم ، اما سعادت مملكت و طرفدارى از رنجبران مجبورم نمود كه از تعرضشان جلوگيرى كرده و انقلاب را در زمينه اساسيش توأم با حوصله و انتظارات عموم سوق دهم . من انقلاب را يگانه راه علاج و نجات قطعى ملت از مشكلات موجوده مىدانم ، اما اكنون كه شما با نظريات صائب حكومت سويت روسيه و اطلاع وسيعى كه در سياست مملكت و قضاياى بين‌المللى داريد و كاملا در مراسله شريفه شرح داده‌ايد صلاح اين جمعيت را در سكوت مىبينيد من به اطمينان صداقت و آزاديخواهى شما هم‌عقيده مىشوم به اين‌كه ادامه انقلاب ، استقلال سياسى و اقتصادى مملكت را جريحه‌دار مىكند و نفوذ امپرياليزم انگليس را تقويت مىنمايد و فكر ملوك الطوايفى را در تمامت خاك ايران قوت مىبخشد ناچارم براى درهم شكستن پنجه‌هاى دسيسه‌كار آنها سكوت را گوارا بشمرم و به اميد حكومت ساويت روسيه كه پناهگاه احرار عالم است جمعيت خود را به صبر و آرامش تشويق و منتظر بمانم كه سياست دولت تا چه پايه منافع توده اصلى را درنظر خواهد گرفت و از استقلال ايران دفاع خواهد كرد ؛ به علاوه مترصد خواهم بود كه حكومت سويت روسيه در زمينه افكار آزاديخواهانه‌اش چقدر به ملت ايران مساعدت خواهد نمود و تعهدات كتبى شما در حيات اقتصادى مملكت چه تأثيرى خواهد داشت . بنابراين شرايطى را در زمينه پيشنهادات شما كه متضمن بقاء و صلاح جمعيت است و جلوگيرى از بدنام شدن خواهد نمود پيشنهاد و حتمى الاجراء مىداند ، البته نمايندگان جمعيت آن را به نظر شريف خواهند رسانيد من شما را مطمئن مىسازم كه تأييد سياست مشروحه در نامه شما من و جمعيت جنگل را تا حدى قانع كرده و اميدوار است كه دولت ايران نيز از سكوت جمعيت سوء استفاده نكند و به اصلاحات منظوره وجود خارجى بدهد . در خاتمه اين نكته را لازم به تذكر مىداند كه مقصود من و يارانم حفظ استقلال مملكت و اصلاح و تقويت مركز است ؛ تجزيه گيلان را كه مقدمه ملوك الطوايفى است همچنين ضعف كشور را خيانت صريح دانسته و مىدانم ؛ چنانچه پيشنهادات هميشگى ما به دولت رفع اين توهم را مىنمايد . ايام موفقيت مستدام كوچك جنگلى از شرايط پيشنهادى ميرزا به سفير شوروى اطلاعى در دست نيست . اين شرايط در هيچيك از كتابهاى مربوط به نهضت جنگل درج نشده است اما آنچه مسلم است اين شرايط تفاوت و اختلاف زيادى با پيشنهادهاى سفير شوروى نداشته است چون ميرزا مطمئن بوده است كه شرايط زياد متفاوتى با پيشنهادهاى مشترك قوام السلطنه و روتشتين به هيچوجه مورد موافقت قرار نخواهد گرفت . امّا نامه ميرزا به طور ضمنى نشان مىدهد كه موافقت وى با سفير به خاطر درستى و صحت و اصولى بودن مطالب نامه او نيست بلكه ضرورت ، او را مجبور به مسالمت و قبول كليات شرايط پيشنهادى كرده است . ميرزا تنها با اتخاذ اين‌روش در برابر توطئه مشترك روس و انگليس و دشمنان ايرانى مىتوانست نهضت جنگل را از شكست و سقوط قطعى و نيز رسوايى تسليم و سازش نجات بخشد . وى در همين‌حال كه گرفتار مسائل خارجى جنگل بود با مشكلات داخلى نيز مىبايست به مقابله پردازد و توطئه‌ها و مخالفتهاى جناحهاى مخالف را خنثى نمايد . بين اعضاء كميته انقلابى اختلاف و دودستگى وجود داشت . چند تن از اعضاء كميته با ميرزا كوچك خان هماهنگى داشتند و چند تن ديگر با عقايد و نظرات او مخالفت كرده از حيدر عمو اوغلى كه داراى افكار كمونيستى بود