ابراهيم اصلاح عربانى

25

كتاب گيلان ( فارسى )

اظهار نظر كرده‌اند كه گلها همان كادوسيانند . ژ . دوسنت كروآ نيز كه در اثر خود تحت عنوان « تحقيقات تاريخى و جغرافيائى درباره سرزمين ماد » پيرامون كادوسيان اطلاعات باارزشى جمع‌آورى كرده مىنويسد : « دنيس لوپىيريژت » از قوم كادوسى با نام گل سخن گفته است . واسيلى ولاديمير بارتولد مستشرق بزرگ روس در اثر گرانبهاى خود « جغرافياى تاريخى ايران » مىنويسد : « در عهد قديم سكنهء گيلان را كادوسيان تشكيل مىدادند كه در قيد اطاعت دولت هخامنشى نبودند . همين قوم و يا قسمتى از آن را گيل . . . هم مىناميدند و ولايت گيلان نام كنونى خود را از اسم قوم مزبور دارد . بعد در شرق اين سامان ماردان يا اماردان سكونت داشتند و رود سفيدرود به نام آنها آمارد ناميده شده است . . . » « 29 » سر آرنولد ويلسون در كتاب خصائل ملى و نژادى ايران مىنويسد : « اقوام گلاى و كادوس از ساكنان اوليه ايران بودند و اولاد آنها هنوز در گيلان و مازندران ديده مىشوند . » از اين قوم در منابع باستانى ارمنى با نام « كاتىشيان » ياد شده است و بنا به منابع مزبور قبيله‌اى بزرگ را تشكيل مىداده‌اند . دياكونوف دربارهء آنان مىنويسد : « پادشاهى ماد از عهده مطيع ساختن ايشان برنيآمد ، اما نخستين‌بار سر به اطاعت كوروش نهادند . . . قبايلى از كادوسيان و ديگر ان‌آرياكيان ( ان آريائيان ) بوده‌اند كه در كرانهء درياى كاسپى ( خزر ) در فاصلهء خاك اوتيان و آلبانيان از شمال و هركانيان ، از مشرق سكونت داشتند » . بعضى از نويسندگان كادوسيان را غير آريائى مىدانند چنان كه على سامى مؤلف كتاب تمدن هخامنشى به اين نكته اشاره كرده است . هنوز در مورد شناسائى اين قوم باستانى تحقيق كافى انجام نگرفته و محل سكونت دقيق آنان و حدود و ثغور آن مشخص نشده است . احمد كسروى طى مقاله‌اى تحت عنوان « كادوسيان ، كادوشان ، تالشان » اظهار نظر كرده است كه طالشيها همان اخلاف كادوسيان هستند و منطقه طالش در شمال گيلان احتمالا قلمرو حكومتى كادوسيها بوده است . با اين نظر عده ديگرى از مورخان موافق هستند ، امّا راولينسون شمال و جنوب دره قزل‌اوزن و خلخال و طارم را موطن كادوسيان مىداند . مشير الدولهء پيرنيا در كتاب ايران باستان از قول مورخان يونانى در همين زمينه مىنويسد : « كادوسيان مردمى بودند كه در گيلانات سكنى داشتند . بعضى تصور مىكنند كه اينها نياكان طالشيهاى كنونى بوده‌اند و كادوس مصحّف يا يونانى شده تالوش است كه در قرن بعد تالش يا طالش شده . مدركى عجالتا براى تأييد اين حدس نداريم . كادوسيان را چنان‌كه در بالاتر گذشت ، بعضى محققين از بوميهاى ايران قبل از آمدن آريانها به اين سرزمين مىدانند و اينها در گيلان و قسمت شمال شرقى آذربايجان سكنى داشتند . » « 30 » كاسپيها ( كاسيها ) : يكى از معروفترين اقوامى كه به عنوان ساكنان اوليه گيلان معرفى شده‌اند كاسپيها يا كاسيها هستند . كاس با پسوند پى ( كاسپى ) و پسوند سى ( كاسى ) از قديمترين اقوام ماقبل آريائى هستند كه در سواحل درياى خزر مىزيستند . سرزمين آنها در نقشه قديم مشرق ، كناره غربى درياى خزر از ملتقاى رود ارس و كر تا جنوب غربى و جنوب درياى مزبور نشان داده شده است . كاسپيها به دليل شهرت و اهميت خود ، بزرگترين درياچه روى زمين يعنى درياى خزر يا كاسپين را كه در كناره‌هاى آن در طول تاريخ اقوام مختلفى زندگى مىكردند به نام خويش ثبت نموده‌اند . هنوز غربيها اين دريا را با نام قوم مزبور مىشناسند و به آن درياى كاسپين مىگويند . برخى عقيده دارند كه نام شهر قزوين نيز مأخوذ از همين ريشه است زيرا شهر مذكور دروازه ورود به قلمرو كاسپيها بوده است . ارنست هرتسفيلد و سر آرتور كيث مؤلفان كتاب « بررسى صنايع ايران » معتقدند كه كاسپيها در هزاره چهارم و پنجم قبل از ميلاد مسيح كشاورزى را در درياكناران و اطراف سند و سيحون و دجله و فرات منتشر كرده‌اند . هنرى فيلد مؤلف كتاب مردم‌شناسى ايران نيز با عقيده هرتسفيلد و كيث موافق است . دكتر گيرشمن مؤلف كتاب ايران از آغاز تا اسلام مىنويسد : « قديمترين مراجعى كه در آنها ذكر كاسيان به عمل آمده متون مربوط به قرن بيست و چهارم قبل از ميلاد است كه متعلق به عهد پوزورو - اينشوشيناك است . » « 31 » گرچه اين قوم را با كاسيهاى غرب ايران نبايد اشتباه كرد ولى و . بارتولد عقيده دارد كه : نام كاسپى جمع واژه كاس است و پسوند « پى » علامت جمع مىباشد . بنابراين كاسپيان همان كاسيان هستند ، به عبارت ديگر كاسپيان تيره‌اى از كاسيها ( كاسيتها ) بودند كه سواحل درياى خزر را به كوهستانهاى غرب ايران و زاگرس مركزى ترجيح دادند و به همراه ساير تيره‌هاى اين قوم به غرب كوچ نكردند . شايد بتوان پاره‌اى عناصر مشابه موجود ميان آثار تمدنى دوره‌هاى متأخر گيلان و تمدنهاى مفرغ لرستان را كه تنى چند از صاحبنظران چون آندره گدار به كاسيها نسبت داده‌اند ، در همين ريشهء مشترك جستجو كرد . گروهى كاسپى را مشتق از كاس ، كه در زبان گيلكى به مفهوم سفيدچهره و زردموست ، دانسته‌اند زيرا اين قوم داراى چنان مشخصاتى بوده‌اند . عده‌اى از مورخين دنياى باستان همچون پلين اين نام را به تمام قبايل و اقوام ساكن سواحل جنوبى بحر خزر ، كه يك گروه زبانى مشترك را در مقابل گروه زبانى مادى تشكيل مىدادند ، اطلاق مىكنند . نام قوم مورد بحث در هيچيك از اسناد و كتيبه‌هاى هخامنشى ذكر نشده ولى هرودوت در فهرست مالياتى خود كه از ايران‌زمين تدوين كرده ، ضمن شرح استان يازدهم از كاسپيها نيز نام مىبرد و مىنويسد آنان سالانه 200 تالانت نقره به دولت هخامنشى خراج مىدادند . همچنين در بندهاى 67 و 68 كتاب هفتم تاريخ هرودوت از كاسيان به عنوان گروههاى مسلحى كه براى سپاه خشايار شاه در جنگ با يونانيان كمك رساندند ياد شده است . ماردها ( اماردها يا امردها ) : گفتيم كه استرابون جغرافيادان و مورّخ

--> ( 29 ) . جغرافياى تاريخى ايران ، واسيلى ولاديمير بارتولد ، ترجمه حمزه سردادور ، انتشارات طوس ، چاپ دوم ، تهران 1358 ، صفحه 233 . ( 30 ) . ايران باستان ، حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) ، انتشارات دنياى كتاب ، چاپ دوم ، تهران 1362 ، جلد دوم ، صفحه 1128 و 1129 . ( 31 ) . ايران از آغاز تا اسلام ، دكتر گيرشمن ، ترجمه دكتر محمد معين ، بنگاه ترجمه و نشر كتاب ، چاپ چهارم ، تهران 1355 ، صفحه 55 .