ابراهيم اصلاح عربانى

228

كتاب گيلان ( فارسى )

شده به هيچكس اجازه انتريك و تبليغات سوء داده نمىشود و متخلفين به جوخه اعدام سپرده خواهند شد . دو روز بعد اعلاميه ديگرى از طرف خالو قربان منتشر گرديد كه سخن - چينان را از فتنه‌گرى و ايجاد نفاق بر حذر مىداشت . پس از انتشار اعلاميه‌هاى مزبور جلسه‌اى در فومن با حضور ميرزا ، احسان ، خالو قربان ، حيدر عمو اوغلى و چند تن ديگر تشكيل گرديد و كميته جديد انقلاب تعيين شد . اعضاء كميته روز اول تيرماه 1300 طى اعلاميه‌اى بدين‌شرح معرفى شدند : ميرزا كوچك خان - حيدر خان عمو اوغلى « 50 » - خالو قربان - ميرزا محمدى - احسان الله خان . اما در اعلاميه‌اى كه روز بيست و سوم مرداد 1300 از طرف كميته انقلاب ايران منتشر شد نام احسان الله خان حذف شده و اسم سرخوش درج گرديده بود . همانطوركه گفته شد مشير الدوله در زمان صدارت خود هيئتى به جنگل فرستاد تا از طريق مذاكره راه حلى پيدا شود و جنگ بين قواى دولت و جنگليها خاتمه يابد . همزمان با اعزام هيئت به جنگل نمايندگانى نيز به شوروى اعزام گرديدند تا با دولت انقلابى لنين مذاكره كرده زمينه توافق بين ايران و شوروى را فراهم نمايند . يكى از نمايندگان دولت عليقلى خان مشاور الممالك بود كه از طريق بادكوبه به مسكو عزيمت كرد و ديگرى نادر آراسته بود كه به تركستان رهسپار شد . هيئتهاى مزبور كه در مهر و آبان 1299 به شوروى رسيدند يك سلسله مذاكرات را با مقامات مسئول شوروى آغاز كردند . مشاور الممالك از باكو گزارشى به تهران فرستاد و سپس عازم مسكو شد . وى نتيجه اقدامات و مذاكرات خود را بدين‌شرح گزارش داد : 1 - « مأمورين رسمى دولت ايران را كه توقيف كرده بودند مرخص كرده و رسما معذرت خواستند . 2 - اموال اتباع ايرانى كه غارت شده بود تحت نظر كميسيونى به رياست ساعد مداغهء تحويل و آنچه مفقود شده بود قيمت آن را مسترد داشتند . 3 - راجع به اعزام قوا به ايران دستور مراجعت داده‌اند . 4 - از محبوسين ايرانى آنهائى را كه بىتقصير بودند مرخص و مقصرين سياسى را به ايران اعزام داشتند . » دولت انقلابى گيلان نيز براى خنثى كردن اقدامات تهران نمايندگانى به شوروى اعزام داشت . نمايندگان گيلان كه عبارت بودند از سردار محيى و خالو قربان در بادكوبه با سران حزب كمونيست قفقاز تماس گرفته تقاضا كردند دولت شوروى نمايندگان اعزامى از تهران را نپذيرد و با تحويل مقاديرى اسلحه و مهمّات دولت انقلابى گيلان را يارى دهد . سردار محيى و خالو قربان از مذاكرات و تماسهاى خود در بادكوبه نتيجه‌اى نگرفتند و ناچار به مسكو رفتند تا با سران كشور از جمله لنين تماس بگيرند . اما اقدامات آنها در مسكو نيز به نتيجه نرسيد و لنين هم آنها را نپذيرفت . بدين‌جهت پس از مدتى توقف در مسكو به گيلان مراجعت كردند . اما مذاكرات مشاور الممالك بىنتيجه نبود . در تاريخ بيست و ششم ديماه دولت شوروى توسط او متن موافقتنامه‌اى را به تهران ارسال داشت . اين موافقتنامه در تهران جرح و تعديل شد و مجددا به وسيله نماينده ايران به مسئولان دولت شوروى تسليم گرديد . بالاخره در تاريخ هشتم اسفند 1299 قراردادى بين نمايندگان دولت ايران و دولت جمهورى سوسياليستى شوروى به امضا رسيد . دولت شوروى پس از امضاى قرارداد نيروى خود را همچنان در گيلان نگهداشت و احضار آن را به زمانى موكول كرد كه خاك ايران از نيروهاى انگليسى تخليه شده باشد . در تعقيب امضاى قرارداد ، روتشتين سفير دولت انقلابى شوروى روز پنجم ارديبهشت 1300 وارد تهران شد و سه روز بعد استوارنامه خود را به احمد شاه تقديم كرد و نطقى به زبان روسى ايراد نمود كه توسط ساعد مداغهء به فارسى ترجمه شد . احمد شاه در پاسخ سخنان سفير شوروى به مسئله گيلان اشاره كرده گفت : « ما يقين داريم كه قضيه اسف‌آور گيلان در نتيجه مساعى و اهتمامات شما هرچه زودتر خاتمه يافته و طورى نخواهد شد كه سكته به روابط دوستى دو ملت وارد آورد . » « 51 » روتشتين روز شانزدهم ارديبهشت ماه 1300 در مراسم تاجگذارى احمد شاه شركت كرد و ضمن نطق خود گفت : « خاطر اعليحضرت همايونى را مطمئن مىسازد كه دولت متبوعه دوستدار نظر به تعهداتى كه در موقع انعقاد قرارداد نموده است با نهايت صميميت اقدامات لازمه را در تسريع تصفيه مسئله گيلان اتخاذ خواهد نمود . » « 52 » شاه در پاسخ او اظهار داشت : « آرزوى ما اين است كه بر تشييد روابط دوستى موجوده بين دو ملت كه اساس آن بر روى معاهده‌اى كه اخيرا منعقد شده قرار گرفته است افزوده گردد . در اين موقع به شما اطمينان مىدهم كه با هيئت دولت مساعى جميله را براى اجراى اين مقصود به عمل آورده و يقين داريم كه حل و تصفيه فورى قضيه گيلان چنان‌كه اظهار نموديد فوق العاده موجب تسهيل منظور ما خواهد گرديد . » « 53 » مذاكرات نمايندگان شوروى در لندن نيز به نتايج مثبتى رسيد ، انگلستان رژيم جديد شوروى را به رسميت شناخت و طرفين با گرفتن امتيازاتى از يكديگر دست از عناد و دشمنى برداشتند و ظاهرا قدم در راه دوستى و و داد گذاشتند ! قواى انگليس شروع به تخليه ايران نمود و شورويها نيز گرچه هنوز گيلان را ترك نكرده بودند اما روشن بود كه در آينده نزديكى از ايران خواهند رفت . آنها منتظر تصويب قرارداد ايران و شوروى از سوى مجلس شوراى ملى بودند . شگفت آن‌كه اين اتفاقات مهم توجه جدى احسان الله خان و ياران او را در رشت به خود جلب نكرد . موقعى كه روس و انگليس به توافق رسيده بودند و سفير شوروى نيز وارد

--> ( 50 ) . بعد از آن‌كه ميرزا به عنوان اعتراض رشت را ترك كرده به جنگلهاى فومن رفت نمايندگانى از طرف شوروى با وى تماس گرفتند و براى حل قضيه موافقت شد كه حيدر عمو اوغلى به عنوان نظارت از باكوبه گيلان بيايد و به اختلافات پايان دهد . به دنبال اين تصميم وى با يك كشتى اسلحه وارد انزلى شد ولى اقدامى در جهت پايان دادن به اختلافات انجام نداد و همراه احسان الله خان و مأموران شوروى به فعاليت پرداخت . ( 51 ، 52 ، 53 ) . سياست دولت شوروى در ايران ، م . ع . منشور گركانى ، تهران ، بهمن 1326 ، جلد اول ، صفحه 135 و 136 .