ابراهيم اصلاح عربانى

199

كتاب گيلان ( فارسى )

از راست به چپ : يكى از مجاهدان جنگل ، كربلائى حسين ، دكتر حشمت ، آقا سيد تقى مدنى . روى چوبه دار چشم از جهان فروبست . ساير مبارزان ابتدا به تهران و سپس به كلات نادرى اعزام و محبوس شدند . وقتى خبر اعدام دكتر حشمت به ميرزا كوچك خان و افرادش رسيد روحيه آنها بيش از پيش تضعيف شد اما آنان را در تصميم خود نسبت به پايدارى و استقامت و ادامه مبارزه راسخ‌تر ساخت . آنها مجبور بودند دائما تغيير مكان داده به نقاط دورافتاده و ناشناس عقب‌نشينى نمايند . قواى دولتى با سرسختى و جديت هرچه تمامتر مجاهدان جنگل را تعقيب مىكرد . عقب‌نشينيهاى متوالى و جنگهاى پراكنده مرتبا بين گروهها جدايى مىافكند و تماس ميان آنان را قطع مىكرد به طورىكه غالبا از وضع يكديگر بىاطلاع بودند . هرروز كه مىگذشت تعداد جنگليها كاهش مىيافت ؛ عده‌اى از بيمارى و خستگى تلف مىشدند . تعدادى در برخورد با قواى دولتى به قتل مىرسيدند يا دستگير مىشدند ؛ بعضى نيز فرار كرده به نقاط امن پناه مىبردند . سختى و مشقات فوق العاده و غيرقابل تحمل موجب شده بود كه تعدادى از مجاهدان نيز به كلى از ادامه مبارزه نااميد شده خود را به قواى دولتى تسليم نمايند . ميرزا به منظور تقويت روحيه مبارزان و جلوگيرى از فرار و تسليم نفرات به قواى دولتى ، آنها را در گاوبن به دور خود جمع كرد و طى نطقى مجاهدان جنگل را به مقاومت در برابر سختيها و شدائد و ادامه مبارزه تشويق و تحريض نمود . ابراهيم فخرائى كه خود از همگامان ميرزا بود خلاصه بيانات او را در اثر خود « ميرزا كوچك خان سردار جنگل » چنين نقل مىكند : « رفقا ، اين‌روزها بهترين اوقات آزمايش است ؛ بعضيها تفنگ را برداشته با اسلحه تسليم مىشوند . هرچند وضعمان بد است ، همه خسته و فرسوده‌ايم ، بىپول و بىآذوقه مواجه با انواع مشكلات و در معرض تندباد حوادثيم ولى از شما مىپرسم آيا براى عاشقان ميهن و آنهايى كه داراى درد وطن‌پرستيند اين گونه سختيها داراى اهميت است ؟ آن‌روز كه ما تفنگ به دوش گرفته براى دكتر حشمت و دكتر سيد عبد الكريم كاشى . استقلال ايران قيام كرديم و جنگل‌گردى و بيابان‌نوردى را پيشه ساختيم صدها بار وضعمان از اين بدتر بود . چه‌چيز در مقابل آن‌همه سوانح و مخاطرات ما را حفظ كرد ؟ آيا جز ثبات و استقامت علت ديگر داشت ؟ امروز وثوق الدوله در ايران گردوخاك مىكند و براى بردن كشور زير يوغ استعمار انگليس به محو وطن‌پرستان همت گماشته است . يك عده برادرانمان را به جنگ ما روانه كرده به طورىكه مىبينيد براى پرهيز از برادركشى دفاع را به تجاوز ترجيح داده‌ايم و جز عقب‌نشينى اقدامى نمىكنيم ، در حالىكه وثوق الدوله و كارگردانانش از اعمال هيچ قسم آزار و شكنجه حتى اعدام درباره احرار دريغ ندارند و ارتكاب هرنوع جنايت را مجاز مىشمارند . چراكه جنگل نقطه اتكاء آزادمردان و بزرگترين سدّ پيشرفت مقاصد وطن‌فروشان است . به اين جهت است كه دو اسبه به ما مىتازند تا هرچه زودتر ما را از بين ببرند . اكنون به شما برادران عزيز خطاب مىكنم آنها كه خواهان ترقى و تعالى وطن هستند مانند گذشته نبايد از هيچ‌چيز پروا كنند . بايستى با فداكارى هرچه‌تمامتر با مشكلات ساخته در كنارمان باقى بمانند . كوه‌نوردى و بيابان‌گردى و گرسنگى و بىخوابى هريك سلاح درخشنده‌اى است كه ما را در راه وصول به هدف بايد سخت‌تر و آبديده‌تر نمايد . در اين‌صورت چه بيمى از اين و چه هراسى از آن داريم ؟ فقط از آنهايى كه بيش از اين در گام‌پيمايى در اين راه مقدس قدرت مقاومت در خود نمىبينند تمنا دارم در صورت تمايل به تسليم و يا كناره‌گيرى اسلحه‌شان را تحويل نمايند تا ما را از تنها وسيله دفاع محروم نكنند و تأثر مفارقتشان را ، كه براى ما بسيار غم‌انگيز است با فقدان وسائل دفاعى ضميمه نفرمايند . » « 18 » با ادامه جنگ و عقب‌نشينى به نقاط دورافتاده و ناشناس وضع جنگليها

--> ( 18 ) . همان كتاب ، صفحه 178 و 179 .