ابراهيم اصلاح عربانى

193

كتاب گيلان ( فارسى )

رشت و مستر ماكلورن كنسول انگليس در اين شهر از طرف قواى جنگل توقيف و زندانى شدند ، امّا هردو نفر پس از چند ماه اسارت موفق به فرار گرديدند . كاپيتن نوئل نيز دو بار از زندان جنگليها فرار كرد اما در هردو بار توسط افراد جنگل دستگير شد . وى كه در حدود پنج ماه زندانى بود پس از عقد قرارداد بين قواى انگليس و نمايندگان جنگل آزاد شد . ژنرال دنسترويل به منظور حل مشكلات و رسيدن به توافق با سران جنگل كلنل استوكس را مأمور مذاكره كرد و نامبرده به اتفاق نيكيتين كنسول تزارى و نماينده قواى ضد انقلابى روسيه به آتشكا در پنج كيلومترى رشت عزيمت كرده با ميرزا كوچك خان و حاجى احمد كسمائى به مذاكره پرداخت . ميرزا موافقت خود را با عبور قواى روس به نيكيتين اعلام كرد و در مورد عبور نيروهاى انگليسى به استوكس گفت اتخاذ تصميم با كميته اتحاد اسلام است و او در اين زمينه اختيارى ندارد . كلنل استوكس در اين ملاقات مىگويد اگر با شرائط و تقاضاهاى فرمانده نيروهاى انگليس موافقت شود سران جنگل مىتوانند سياست داخلى خود را در ايران تعقيب نمايند . شرايط و تقاضاهاى ژنرال انگليسى بدين‌قرار بود : آزادى فورى اسيران ، بازشدن خط قزوين - انزلى براى عبورومرور آزاد و تأمين و تضمين عبور بلامانع نيروهاى روسى و انگليسى . كنسول انگليس در رشت نيز طى ملاقاتى با ميرزا به وى خاطرنشان ساخت كه اگر جنگليها آنان را در مبارزه با حكومت بلشويكى يارى دهند دولت انگلستان نهضت جنگل را به رسميت شناخته جنگليها را در رسيدن به هدفهاى خود كمك خواهد كرد ؛ اما ميرزا با اين پيشنهاد شديدا مخالفت كرد . پس از شكست مذاكرت ، ژنرال دنسترويل تصميم گرفت به كمك قواى ضد انقلابى روس ، تحت فرماندهى پالكونيك بيچراخوف خط منجيل - انزلى را از وجود مجاهدان جنگل پاك كرده راه عبور نيروى انگليس را هموار نمايد . پالكونيك بيچراخوف فرمانده قزاقهاى روس تزارى بود كه با نفرات وفادار به خود از اطاعت حكومت بلشويكى شوروى سر باززده با ژنرال انگليسى همراه شده بود . وى پس از به ثمر رسيدن انقلاب در روسيه براى تأمين هزينه‌هاى ضرورى قزاقان و نفرات خود سخت در مضيقه بود بدين جهت پيشنهاد همكارى ژنرال دنسترويل را در مقابل كمكهاى مالى با كمال ميل پذيرفته بود . او تصميم داشت با تظاهر به مطاوعت از حكومت بلشويكى ، همراه نفرات خويش به قفقاز رفته عليه بلشويكها به مبارزه برخيزد . مبارزان جنگل ، كه تعداد آنها در برخى از منابع سه هزار نفر ذكر شده ، در منجيل موضع گرفتند و نيروهاى روسى و انگليسى نيز با تجهيزات كامل راه قزوين تا منجيل را بدون برخورد با هيچ مانعى طى كردند . در منجيل ماژور فن پاشن آلمانى از سوى جنگليها مأمور مذاكره با فرمانده قواى روس شد . وى به بيچراخوف خاطرنشان ساخت كه اگر قزاقان روس از انگليسيها جدا شوند مىتوانند بدون نگرانى به انزلى بروند و مبارزان جنگل نه‌تنها معترض آنان نخواهند شد بلكه تسهيلات لازم را نيز براى ايشان فراهم خواهند ساخت . در مورد پاسخ فرمانده روس دو روايت وجود دارد يكى مربوط به ژنرال دنسترويل است كه در خاطرات خود چنين مىنويسد : « جواب بيچراخوف به فن‌پاشن تقريبا بدين مضمون بود : من نمىتوانم يك نفر صاحب منصب آلمانى را به سمت نمايندگى ميرزا كوچك خان بشناسم و حضور شما را با لباس رسمى آلمانى در مقابل خودم يك قسم اهانت مىشمارم . من نمىخواهم داخل هيچگونه مذاكرات و عقد ائتلافى با جنگليها بشوم و تصميم دارم به محض اين‌كه شما از نظرم غايب شديد فورا فرمان آتش بدهم . » « 9 » روايت ديگر مربوط به ابراهيم فخرائى در كتاب ميرزا كوچك خان سردار جنگل است كه سخنان دنسترويل را بر خلاف حقيقت دانسته مىنويسد : « به قسمى كه از فن‌پاشن در همان تاريخ روايت شده فرمانده روس به وى گفته بود چنانچه مجاهدين جنگل از سر راهش برداشته شوند و او مطمئن گردد كه سربازانش به سلامت از منطقه گيلان دور مىشوند او حرفى ندارد و مايل به خونريزى نيست و در اين باب تضمين نظامى مىخواهد . فن‌پاشن استمهال مىكند كه ظرف 24 ساعت مراتب را به ميرزا اعلام و ترتيب عملى به اين كار بدهد و هنوز چيزى از مهلت 24 ساعته نگذشته بود كه بيچراخوف به اغواى فرمانده انگليسى تعرض نظامى خود را در چهارم رمضان 1336 قمرى آغاز مىنمايد . » « 10 » به هرترتيب جنگ در بالاى پل سابق منجيل ، محل فعلى سفيدرود ، آغاز شد . دو هواپيماى اكتشافى انگليس كه در قزوين آشيانه داشتند قبلا به عمليات اكتشافى پرداخته و مواضع دفاعى جنگليها را شناسائى كرده بودند . ابتدا توپخانه كوهستانى روسها سنگرها و خندقهاى جنگليها را زير آتش گرفتند و دو اتومبيل زره‌پوش انگليسى نيز به يورش و تعرض پرداختند گروههاى تيرانداز پياده روسى و انگليسى بلافاصله سطح جلگه را اشغال كرده شروع به پيشروى نمودند . سواره‌نظام قزاق و اسكادران هوسار انگليسى نيز از دو سو به حمله پرداختند . جنگليها با شليك گلوله‌هاى تفنگ و مسلسل پاسخ مىدادند . وقتى نيروى دشمن به پل منجيل رسيد جنگ تن‌به‌تن آغاز شد . عده‌اى از مبارزان جنگل از جمله محمود خان ژوليده با هجده تن از افرادش كه در نخستين سنگر موضع گرفته بودند به قتل رسيدند . جنگليها شروع به عقب‌نشينى كردند . شليك بدون وقفه توپخانه روس كه مجال تفكر را از آنها سلب كرده بود آنان را مجبور كرد از مقاومت در جلوى خط آتش دست بكشند . تعداد قابل توجهى از جنگليها كشته و مجروح شدند و تعدادى نيز به اسارت نيروهاى دشمن درآمدند . « 11 » تلفات دشمن چندان قابل ملاحظه نبود . « 12 » جنگ در پل منجيل با شكست افراد جنگل خاتمه يافت و نيروهاى روس و انگليس به سوى رشت و انزلى روان شدند . بيچراخوف همراه نفرات خود از انزلى به روسيه رفت . انگليسيها تا مدتى بر منطقه مسلط شدند . جنگليها گاه و بيگاه به حملات پراكنده‌اى عليه سربازان انگليسى دست مىزدند . اعضاى كميته سرخ مركب از چليابين ، لازارف و بوبوخ كه در انزلى مستقر بودند به اتهام داشتن ارتباط با مبارزان جنگل توسط انگليسيها توقيف و به قزوين

--> ( 9 ) . خاطرات ژنرال دنسترويل ، ترجمه حسين انصارى ، انتشارات فرزان ، تهران ، صفحه 232 . ( 10 ) . ميرزا كوچك خان سردار جنگل ، ابراهيم فخرائى ، تهران 1344 ، صفحه 113 . ( 11 ) . بنا به روايت ابراهيم فخرائى در كتاب ميرزا كوچك خان ، 100 نفر مقتول ، 50 نفر اسير و عده بيشترى هم مجروح و ناپديد شدند . ( 12 ) . ژنرال دنسترويل اين تعداد را در خاطرات خود 50 نفر ذكر مىكند .