ابراهيم اصلاح عربانى

187

كتاب گيلان ( فارسى )

ميرزا كوچك خان و ساير همگامان او ، در مسائل سياسى و اقتصادى و اجتماعى مطالعات دقيق علمى و نظرى نداشتند و آگاهيهاى آنان نسبت به سياست جهانى اطلاعاتى عميق و وسيع نبود ولى بااين‌حال مرامنامه جنگل نشان مىدهد كه رهبران نهضت داراى روشن‌بينى و جهان‌نگرى قابل تحسينى بوده‌اند . توجه و علاقه به عدالت اجتماعى و مساوات و برابرى و نيز انديشه‌هاى آزاديخواهى از مواد مختلف مرامنامه به خوبى آشكار است . پيدايش كانون انقلاب در جنگل موجبات تشويش و نگرانى خاطر روسها را فراهم ساخت . ميرزا كوچك خان به همراهى افرادش كه ابتدا هفده تن بودند عمليات چريكى و مبارزات مسلحانه را آغاز كردند . عمليات مبارزان جنگل با حملات پراكنده به نقاط سوق الجيشى آغاز شد ؛ آنها در يكى از نخستين حملات خود زنى از اهالى كلهر را كه در اسارت روسها بود نجات دادند . روسها كه از گسترش نهضت جنگل سخت بيمناك بودند مقامات دولتى گيلان را براى سركوبى و از ميان بردن جنگليها زير فشار قرار دادند . ابتدا عده‌اى پليس به سرپرستى محمود خان رئيس نظميه رشت و به اتفاق نماينده كنسول روس براى يافتن محل اجتماع جنگليها اعزام شدند ؛ سپس چند تن از مأموران پليس و آگاهى در دهكده پسيخان ( 6 كيلومترى رشت ) مستقر گرديدند تا رفت‌وآمد عابران را زير نظر قرار دهند . همزمان با اين اقدامات بنا به تقاضاى كنسول روس ، عبد الرزاق شفتى يكى از خوانين شفت كه با روسها روابط نزديكى داشت به حكومت فومنات منصوب گرديد . وى به اتفاق افراد خود عازم سركوبى جنگليها گرديد ولى در برخورد با آنها دچار شكست شد و پس از به جاى گذاشتن چند كشته و اسير راه فرار اختيار كرد . شكست عبد الرزاق به بالا بردن حيثيت و شهرت جنگليها كمك كرد و موجب شد كه عده‌اى از مردم به عنوان داوطلب به آنان بپيوندند و عده ديگر سيل كمكهاى مالى را به سوى آنها روان سازند . دو حزب سياسى رشت به نامهاى « دموكرات » و « ترقى و اتفاق » نيز كه افراد خوشنامى عضويت آنها را داشتند اقدامات جنگليها را در نهان و آشكار مورد تأييد و پشتيبانى قرار دادند . عده‌اى از رهبران اين دو حزب بعدها به نهضت جنگل پيوستند . توسعه و گسترش روزافزون نهضت جنگل و رواج شايعات فراوان ، مسئولان امور را متوجه ساخت كه بايد موضوع را به طور جدى مورد تعقيب قرار دهند . محمد على مفاخر الملك رئيس نظميه وقت رشت كه از دست‌نشاندگان كنسول روس بود همراه گروه عظيمى از افراد مسلح و چوبدار و مأموران تأمينات عازم جنگل گرديد . جنگليها كه توسط طرفداران خود از جزئيات اين مأموريت اطلاع داشتند مفاخر الملك و افراد او را در كسما مورد حمله قرار دادند و در بازار آنها را به محاصره درآوردند . چون محاصره‌شدگان به مقاومت پرداختند جنگليها بازار را به آتش كشيدند و مفاخر الملك و افراد او را وادار به تسليم ساختند . مفاخر با آن‌كه تسليم شده و اظهار پشيمانى و ندامت كرده بود به ضرب گلوله يكى از افراد جنگل به قتل رسيد . ميرزا اسيران را مورد بخشش قرار داد . عده‌اى از آنها به جنگليها پيوستند و بقيه به رشت مراجعت كردند . پس از شكست مأموران نظميه رشت نصرت اللّه خان طالش معروف به امير مقتدر به نيابت حكومت فومنات منصوب شد و همراه برادرش سالار شجاع به مقابله با جنگليها برخاست امّا كارى از پيش نبرد بدينجهت كنسول روس تصميم گرفت خود ابتكار عمليات را در دست بگيرد و نهضت جنگل را توسط قزاقان روسى سركوب نمايد . او كه از اقدامات ايرانيان مأيوس شده بود سيصد قزاق روس را همراه با پنجاه تن سرباز ايرانى به فرماندهى ياور ابو الفتح خان روانه جنگل ساخت . نيروى اعزامى پس از عبور از كسما در قريه ماكلوان با جنگليها برخورد كرد . مبارزان جنگل كه در تپه‌هاى گسكر سنگربندى كرده بودند با شجاعت و از جان‌گذشتگى به نبرد پرداختند و با آن گروهى از مجاهدان جنگل در حال عبور از پل قديمى پسيخان . كه تعداد آنان بيش از هفتاد نفر نبود توانستند گروه سيصد و پنجاه نفرى دشمن را كه مجهّز به توپ و تفنگ و نارنجك بود دچار شكست سازند . از اين گروه فقط 134 تن موفق به فرار شده خود را به صومعه‌سرا رساندند بقيهء افراد كشته ، زخمى يا اسير شدند . اين پيروزى اعتبار و نفوذ جنگليها را افزايش داد و موجب گرديد كه تعداد قابل توجهى از مردم گيلان به نهضت جنگل روى آورند . ديرى نگذشت كه چهار هزار قزاق سوار و پياده روسى به فرماندهى كالچوكف افسر روس مأمور سركوبى جنگليها شدند . اين سپاه به كمك افراد امير مقتدر طالشى و برهان السلطنه طارمى و نيز يك گروه هفتصد نفرى از سربازان ايرانى به فرماندهى مامانوف از چند طرف مبارزان جنگل را در محاصره قرار دادند . جنگ سختى آغاز شد اما جنگليها كه آذوقه و مهمات كافى نداشتند دچار شكست شدند . عده‌اى به قتل رسيدند ؛ گروهى اسير شدند و بقيه به غارها و كوهها پناه برده مخفى شدند ؛ اما بعد از سه ماه بار ديگر از پناهگاهها خارج گرديده به دور هم جمع شدند و فعاليت چريكى را از نو آغاز كردند . قزاقان روس به جبهه‌هاى ديگر اعزام شده بودند و قواى دولتى نيز به حمله مهمى دست نيازيد . روسها كه از بازسازى نهضت جنگل دچار بيم‌وهراس شده بودند مستوفى الممالك رئيس الوزراى وقت را تحت فشار قرار داده سركوبى نهضت را مصرا خواستار شدند . از طرف ديگر دكتر حشمت نماينده جنگليها