ابراهيم اصلاح عربانى
178
كتاب گيلان ( فارسى )
براى درهم شكستن طغيانها اردوئى به فرماندهى جعفر قلى خان سردار بهادر پسر سردار اسعد و يپرم خان از طريق زنجان به اردبيل عزيمت كرد . در عكس يپرم ( نشسته سمت راست ) و سردار بهادر ( سمت چپ ) با جمعى از افراد مسلح خود ديده مىشوند . سپهدار پس از ورود به تهران كابينه جديدى تشكيل داد كه صمصام السلطنه بختيارى وزير جنگ آن بود . وى پس از معرفى كابينه قانون حكومت نظامى را براى مقابله با تشنج و آشوب و قيام محمد على ميرزا به قيد دو فوريت تقديم مجلس كرد كه به تصويب نمايندگان رسيد . وزير جنگ و رئيس نظميه در صدد توقيف عدهاى از رجال كشور ، كه مخفيانه به نفع محمد على شاه فعاليت مىكردند برآمدند ولى سپهدار و برخى از وزيران به ملاحظات سياسى و مخصوصا اعتراض شديد سفارتخانههاى روس و انگليس با توقيف آنها موافقت نمىكردند . بدينجهت اختلاف شديدى بين وزيران كابينه به وجود آمد . سپهسالار يك بار ديگر از مقام خود استعفا كرد و صمصام السلطنه وزير جنگ مأمور تشكيل كابينه شد . در اين موقع نيروهاى استبداد از چند طرف به تهران نزديك مىشدند . ترس و وحشت بر تهران مستولى شده بود ، رجال مملكت مخفيانه با محمد على شاه مخلوع تماس گرفته مراتب جاننثارى و عبوديت خود را به وى اعلام مىكردند . نيروهاى دولتى قدرت مقابله با ايلات و عشاير طرفدار محمد على ميرزا را نداشتند . تنها اميد مشروطهخواهان مجاهدان گيلانى و بختيارى بودند . اگر فداكارى و رشادت سران مجاهدين گيلان مخصوصا سردار محيى ، سالار فاتح و يپرم نبود محمد على شاه بار ديگر بر تخت سلطنت مىنشست و بساط استبداد را با شدت بيشتر پهن مىكرد . سالار فاتح در مورد وقايع اين ايام مىنويسد : « كمتر كسى بود كه در سلطنت دو بارهء محمد على ميرزا ترديد كند ولى مسيو يفرم ، كه در شجاعت بىنظير بود اين اخبار را ارجى نگذاشته اقوال و آراء وزراء را رد مىنمود و خود در پنهانى با نهايت جديت مشغول ترتيب و آرايش سوار و منتظر پيكار بود . صبر و سكون او همهء ما را متحير مىداشت . از يكطرف رؤساى بختيارى را دل مىداد از طرف ديگر مناقشات وزراء را حل مىكرد و ناصر الملك نايب السلطنه را مطمئن مىساخت و با نقشهاى كه طرح كرده بود ثابت مىكرد كه پيروزى با ماست . » « 132 » براى درهم شكستن طغيانها و خنثى كردن تحريكات و دسايس فراوانى كه عليه حكومت ملى به وجود آمده بود ابتدا اردوئى مركب از سيصد سوار بختيارى ، صد و پنجاه مجاهد گيلانى و صد تن قزاق به فرماندهى جعفر قلى خان سردار بهادر پسر سردار اسعد و يپرم از طريق زنجان به اردبيل عزيمت كرد . اردوى مزبور ابتدا در زنجان با افراد ملا قربان على از روحانيان متنفذ طرفدار محمد على شاه روبرو شد و پس از چند ساعت متمردين را شكست
--> ( 132 ) . فتح تهران و اردوى برق ، على ديوسالار ، صفحه 111 و 112 .