ابراهيم اصلاح عربانى

19

كتاب گيلان ( فارسى )

با توجه به تحقيقات دانشمندان و شرايط آب‌وهوا نبايد فراموش كرد كه در اين زمينه مازندران ، گيلان و گرگان داراى وجوه مشترك مىباشند . برخى از محققان اروپائى خاطرنشان ساخته‌اند كه ساكنان اوليّه ايران در گيلان و طبرستان يا مازندران زندگى مىكردند . اگر به خاطر آوريم كه دانشمندان فاصله آخرين يخبندان را با زمان ما پنجاه هزار تا يك‌صد و پنجاه هزار سال تخمين زده‌اند بايد قبول كنيم كه در پنجاه يا يك‌صد و پنجاه هزار سال پيش بخش وسيعى از سواحل بحر خزر از جمله گيلان مناطقى معمور و آباد و محل سكونت افراد و اقوام مختلف بوده است « 6 » . تحقيقات زمين‌شناسى در سالهاى اخير نشان داده است در زمانى كه قسمت اعظم اروپا از توده‌هاى يخ پوشيده بود بخش وسيعى از سرزمين ايران دوره باران را ، كه طى آن حتى دره‌هاى مرتفع در زير آب قرار داشتند ، پشت سر نهاده بود . كشف آثارى در سرزمينهاى ساحلى خزر منسوب به دوره‌هاى پيش از آخرين يخبندان به فرضيّه انتقال تمدن آغازين بشر از شمال و كرانه‌هاى خزر به غرب و جنوب ارزش و اهميت بيشترى بخشيده است . دكتر ج . كريستى ويلسون در يكى از آثار خود ، « تاريخ صنايع ايران » مىنويسد : « محلى كه بشر اوليه شروع به زراعت و كشت گندم و جو نموده به طور تحقيق معلوم نيست ولى بالاخره ممكن است ثابت شود كه اين نقطه در ايران يا اقلا در اين طرف دنيا بوده است . استعمال فلز نيز در ايران به زمانهاى خيلى قديم منتهى مىشود . خانه و آثار زندگى اجتماعى كه به دست آمده تعلق به چهار الى پنج هزار سال قبل از ميلاد دارد . اما مردمان در آن زمان به اين درجه از تمدن نمىتوانستند برسند مگر آن‌كه مدارج اوليه آن را طى نموده باشند . بنابراين دلايلى موجود است بر اين‌كه اين تمدن خيلى قديمىتر بوده و مراحل تكاملى داشته كه در زندگانى بدوى آن را نمىتوان يافت . » « 7 » مسلما در زمانهاى دور بشر مناطقى را براى سكونت انتخاب مىكرد كه از نظر فراوانى آب و حاصلخيزى زمين و شرايط دفاعى و ايمنى مناسب و ممتاز باشد . نواحى جنوبى بحر خزر كه گيلان و مازندران را نيز شامل مىشود چنين شرايطى را به حد كمال واجد بوده است . در كتاب « صنايع ايران » دو تن از محققان معروف ، سرآرتور كيث و دكتر ارنست هرتسفلد ، مقاله‌اى تحت عنوان « ايران ، سرزمين و مركز ماقبل تاريخ » منتشر ساخته و از روى برخى اسناد و مدارك و آثار مكشوفه اظهار نظر كرده‌اند كه تمدن و كشاورزى در ايران شروع شده است . اگر كشاورزى از ايران شروع شده باشد احتمالا از گيلان و نواحى ساحلى درياى خزر آغاز گرديده است ، زيرا از يك سو دريا و رودها و چشمه‌سارها و مراتع حاصلخيز و از سوى ديگر كوهها و جنگلهاى انبوه كليه امكانات و نيازهاى آن زمان را براى كار كشاورزى و تشكيل واحدهاى اجتماعى در اين منطقه فراهم ساخته بود . بدين‌جهت مىتوان احتمال داد كه ساكنان اوليه ايران در اين مناطق بسر مىبرده‌اند و به مرور زمان به نقاط ديگر ايران رفته يا كوچ كرده‌اند . تحقيقات آرنولد ويلسون نويسنده كتاب « خصائل ملى و نژادى ايران » مؤيد اين ادعاست . وى معتقد است كه ساكنان اوليه ايران در گيلان و سواحل بحر خزر زندگى مىكردند . هنرى فيلد مؤلف كتاب « مردم‌شناسى ايران » با نقل نظرات او اين ادعا را تأييد مىكند . « 8 » مورخان يونانى نوشته‌اند كه در زمان زرتشت يعنى حدود دو هزار و ششصد سال پيش شهرت و اعتبار گيلان و مازندران زبانزد عامه بوده است . داستانهائى از تشكيلات اجتماعى و سازمانهاى دولتى و تجارب جنگى و استعداد مردم اين نواحى از قرنها پيش به يادگار مانده بود بطورىكه در تهيه اوستا و احياء نام قهرمانان آريائى مورد استفاده زرتشت قرار گرفت . از سوى ديگر وجود دين و پيشوايان دينى در ناحيه « ورن » و « مازن » ، اگر اين نواحى همان گيلان و مازندران باشد ، « 9 » دليل ديگرى است بر اين‌كه ساكنان سواحل جنوبى خزر هنگام مقابله با آريائيها از لحاظ همبستگى اجتماعى و رشد فكرى به مقامى رسيده بودند كه وجود قوانين و احكام را براى بقاى جامعه خود لازم مىشمردند و مىتوانستند نظم و اطاعت را كه محصول رشد عقلانى و احترام به حقوق و حدود است بين خود جارى سازند و در مقابل قوم دلير و تازه‌نفس آريائى مقاومت نشان دهند . هنوز بطور قطع و يقين معلوم نشده كه كدام نقطه از جهان گهواره تمدن بشرى بوده است ، امّا از روى آثار باستانى مكشوفه برخى از محققان اظهار نظر كرده‌اند كه تمدن از سرزمين سومر به ساير نقاط از جمله شمال راه يافته و بعضى ديگر معتقدند كه سواحل بحر خزر مهد تمدن بشرى بوده و براى نخستين بار تمدن از اين نقطه به رأس خليج فارس رفته است . درباره سومريها و اين‌كه از كجا آمده و تمدن خود را از كجا آورده‌اند عقايد مختلفى وجود دارد . برخى معتقدند كه سواحل خليج فارس قديم‌ترين مركز تمدن سومرى بوده است ؛ برخى از محققان با توجه به اشيائى كه در كاوشهاى باستانشناسى پيدا شده مىگويند سومريها از شمال ايران و كناره‌هاى خزر به سواحل خليج فارس رفته و تمدن را از آنجا با خود برده‌اند . حسن پيرنيا مشير الدوله در اثر ارزنده خود « ايران باستان » مىنويسد : « در حفريّاتى كه در نزديكى عشق‌آباد به توسط پوم‌پلى امريكائى به عمل آمد ، در گوركان آنو ، بعضى اشياء يافتند كه شباهت به اشياء سومرى و عيلامى داشت ، بنابراين حدس مىزنند كه شايد سومريها و عيلاميها در كوهستانهاى شمال ايران بوده‌اند و بعد به واسطهء مهاجرت مردمانى به ايران يا از جهت ديگر ، از اين‌جاها به طرف مغرب و كنار فرات مهاجرت كرده‌اند . . . » « 10 » مؤلف تاريخ ايران باستان در جاى ديگر همين موضوع را مورد تأييد قرار داده مىنويسد : « مقارن اين زمان ( 1907 ) در حوالى حدود ايران حفرياتى در مرو و عشق‌آباد به توسط مؤسسه كارنه‌جى امريكائى به دستيارى پوم‌پلى به عمل آمد

--> ( 6 ) . برخى از محققان با توجه به نشانه‌هاى كرانهء درياى خزر بر كوه معتقدند كه خشك شدن درياى داخلى بين هفده تا پانزده هزار سال پيش بوده و سرزمين گيلان و قسمت وسيعى از سواحل درياى خزر پس از آن زمان مسكونى شده است . ( 7 ) . تاريخ صنايع ايران ، دكتر ج . كريستى ويلسن ، ترجمهء عبد الله فريار ، انتشارات فرهنگ‌سرا ، صفحهء 40 . ( 8 ) . مردم‌شناسى ايران ، هنرى فيلد ، ترجمه دكتر عبد الله فريار ، انتشارات ابن سينا ، صفحه 176 . ( 9 ) . قبلا يادآورى كرديم كه برخى محققان انتساب ورن و مازن را به گيلان و مازندران درست نمىدانند . ( 10 ) . ايران باستان ، حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) ، انتشارات دنياى كتاب ، تهران 1362 ، جلد اول ، صفحهء 33 .