ابراهيم اصلاح عربانى

133

كتاب گيلان ( فارسى )

شوروى حاكى است كه حزب سوسيال دموكرات از مدتها قبل به ايران توجه داشته و نريمان نريمانوف را براى تأسيس شعبه حزب به تبريز فرستاده بود . اوّلين شعبه در آذربايجان به كوشش نريمانوف تأسيس شد و عده‌اى از روشنفكران آذربايجان عضويت آن را پذيرفتند . آنها پس از آشنائى با افكار جديد براى قبول يك تغيير و تحول بنيادى در ايران آماده شدند و در راه نهضت مشروطيت ايران صميمانه تلاش كردند . اعضاى حزب سوسيال دموكرات روسيه مخفيانه فعاليت مىكردند و افراد پليس و جاسوسان تزارى به شدت با آنها روبرو مىشدند اما اعضاى كميته‌هاى انقلابى و آزاديخواهان روسيه كه سالهاى مديد در مقابله و مبارزه با پليس استبدادى تجربيات پرارزشى كسب كرده بودند از خطرهاى فراوان نهراسيده با سرسختى به مبارزه ادامه دادند . براى جلب كمك حزب سوسيال دموكرات قفقاز و گرفتن اسلحه كريم خان برادر معز السلطان ( سردار محيى ) كه جوانى تيزهوش و بسيار لايق بود مأمور عزيمت به تفليس گرديد . در قفقاز از مدتها قبل عده‌اى از آزاديخواهان ايران آرزو مىكردند در گيلان نيز مانند تبريز شورش و قيام مسلحانه آغاز شود زيرا ستار خان بارها گفته بود : اى كاش يك شهر ديگر نيز مىشوريد تا محمد على ميرزا نمىتوانست همه نيروهاى خود را بر سر تبريز بيازمايد . كميته سوسيال دموكرات قفقاز و آزاديخواهان ايرانى مقيم آن ديار بدان جهت كه با سهولت بيشترى مىتوانستند به گيلان دسترسى پيدا كرده و با آزاديخواهان تماس برقرار سازند بىدرنگ به يارى آزاديخواهان گيلان برخاستند . كريم خان با استقبال گرم كميته سوسيال دموكرات و آزاديخواهان ايرانى مقيم قفقاز مواجه شد و طى مدت دو ماه اقامت در تفليس و بادكوبه توانست موفقيتهاى قابل توجهى بدست آورد . رهبران كميته سوسيال دموكرات با تقاضاى او موافقت كردند و يكى از رهبران كميته به نام سرگواورژ نيكيدزه را مخفيانه به گيلان فرستادند تا ضمن مطالعه اوضاع ايران راههاى كمك به آزاديخواهان و چگونگى ارسال اسلحه را مورد بررسى قرار دهد . پس از سفر اورژنيكيدزه مقادير قابل توجهى اسلحه به گيلان ارسال گرديد و عده‌اى از افراد متخصص در امر تهيه و كاربرد اسلحه نيز به گيلان اعزام شدند . ارسال اسلحه و اعزام افراد از روسيه به گيلان در اوايل كار با مشكلات چندانى مواجه نشد زيرا از يك سو اعضاء كميته‌هاى انقلابى در فعاليتهاى مخفى باتجربه و كاركشته بودند و از سوى ديگر روسها ، كه در آن زمان گيلان را زير تسلط خود داشتند اين منطقه را به مثابه جزئى از قلمرو حكومت خود مىدانستند و به رفت‌وآمد از سرحدها توجه زيادى نداشتند . اما طولى نكشيد كه مأمورين روسى متوجه عبورومرورهاى مشكوك شده شروع به سختگيرى كردند . در نتيجه مقاديرى اسلحه به دست آنها افتاد و تعداد زيادى از فعالين دستگير و مجازات شدند . كميتهء سوسيال دموكرات قفقاز علاوه‌بر ارسال مقادير قابل توجهى فشنگ و تفنگ چند تن از متخصصين اسلحه و تعدادى داوطلب را براى شركت در مبارزات انقلابى عليه استبداد به گيلان اعزام داشت . اين افراد كه عموما عضو حزب سوسيال دموكرات بودند از مركز حزب در تفليس توسط راه‌آهن به بادكوبه مىرفتند و از آنجا به وسيله كشتيهاى تجارتى به بندر انزلى اعزام مىشدند . پس از پياده شدن در بندر انزلى طبق تعليماتى كه قبل از حركت دريافت كرده بودند به دكان بالاسان ارمنى از اعضاى فعال حزب سوسيال دموكرات روسيه مراجعه مىكردند . بالاسان آنها را به مشهدى باقر يكى از آزاديخواهان گيلان معرفى مىكرد و شخص اخير آنان را با خود به رشت مىبرد . از ميان كسانىكه به گيلان سفر كردند چند تن در مبارزات مشروطيت نقش مؤثرى ايفا نمودند از جمله فيود اهل لتونى كه توپچى بسيار ماهرى بود و در جنگهاى مختلف و فتح تهران شايستگى قابل تحسينى از خود نشان داد ، اليوش روسى كه در ساختن بمب تخصص داشت و سلاحهاى تهيه شده توسط او در پيروزى مشروطه‌خواهان مؤثر بود ، ميشا جاباريتيزه گرجى كه او نيز متخصص تهيه بمب و نارنجك بود و كمكهاى ارزنده‌اى به نهضت گيلان نمود ، برادياك گرجى كه تجربيات فراوانى در انقلابهاى روسيه اندوخته بود و از معلومات و تجربيات او در مبارزات مشروطيت استفاده‌هاى فراوان شد . متخصصين اسلحه و داوطلبان روسى پس از ورود به رشت در سه نقطه سكنا داده مىشدند . يكى باغ معز السلطان ، دوم خانه معز السلطنه و سوم منزل آواديس زرگر . مخارج اين عده تا مدتى توسط معز السلطان و كريم خان و عده‌اى از ياران آنها تأمين مىشد اما پس از تأسيس كميته ستار كليه مخارج و هزينه‌ها توسط اين كميته پرداخت مىگرديد . ميرزا كريم خان هنگام اقامت در تفليس و باكو به جلب كمك سران حزب سوسيال دموكرات قناعت نكرد بلكه با آزاديخواهان ايرانى مقيم قفقاز نيز تماس گرفت و از آنان تقاضاى كمك كرد . ايرانيها نيز كمكهاى ارزنده‌اى كرده در صندوقهاى مال التجاره مقادير قابل توجهى اسلحه براى مبارزان گيلانى فرستادند . مسئولان امور در روسيه تزارى كه محمد على شاه را مورد حمايت شديد خود قرار داده بودند از كمكهاى آزاديخواهان روسى به مجاهدان آذربايجان و گيلان به شدت خشمگين گرديدند و تصميم گرفتند با اعزام نيرو به گيلان ، محمد على شاه را در سركوب كردن انقلاب يارى دهند . با توجه به قرارداد 1907 كه ايران را به دو منطقه نفوذ روسها و انگليسيها تقسيم كرده شمال را در اختيار روسها قرار داده بود حكومت تزارى هيچگونه مانعى براى اعزام نيرو به گيلان نمىديد خصوصا آن‌كه محمد على شاه طرفدار مطلق روسهاى تزارى بود و اوامر آنها را اجرا مىكرد . در مورد اعزام نيرو به گيلان دولت روسيه لازم مىدانست مراتب را به اطلاع هم‌پيمانش انگلستان برساند لذا وزير خارجه روسيه پس از فرستادن نيرو به سوى بندر انزلى سفير كبير انگلستان را در جريان قرار داد . در تاريخ سوم ماه مارس 1909 برابر با 12 اسفند 1287 سفير كبير انگليس تلگرافى به وزير خارجه دولت متبوع خود مخابره كرد كه از قرار زير است : « دولت روس يك عده قشون به طرف بادكوبه و سرحدّ جلفا گسيل داشته و اوضاع در رشت به درجه‌اى تهديدكننده و خطرناك است كه پنجاه نفر قزاق براى حفظ كنسولگرى رشت فرستاده‌اند . » روز بعد مجددا سفير كبير انگليس تلگرافى به وزير خارجه دولت متبوع خود مخابره كرد كه از اين‌قرار است : « مراسله‌اى از وزير خارجه روس به من رسيد به اين‌كه عده‌اى سرباز با