ابراهيم اصلاح عربانى

106

كتاب گيلان ( فارسى )

يك طرح محرمانه بر اين شهر مسلط شده محمد خان زيادلو را بر كنار كردند . از جانب فتح على شاه اشرف خان دماوندى به سمت كوتوالى قلعه ايروان و مهدى قلى خان دولو به عنوان حاكم اين شهر منصوب شد . به‌هرحال روسها كه همواره به قسمتهائى از خاك ايران از جمله گيلان نظر دوخته بودند به علت نارضائى از جريان ايروان به گيلان حمله كردند . طبق نوشته برخى از وقايع‌نگاران دوره قاجاريه گروهى از قزاقان مسلح روس با دوازده كشتى مجهّز به توپ و تفنگ و سلاحهاى آتشين وارد بندر انزلى شدند . محافظان بندر بدون مقاومت تسليم گرديدند و تعداد كمى نيز فرار اختيار كردند . روسها به وسيله كشتى خود را از انزلى به پيربازار رسانيدند . آنها قصد داشتند از پيربازار به سوى رشت پيشروى كرده اين شهر را تصرف نمايند . ميرزا موسى منجم‌باشى با گروهى از تفنگداران گيلان به مقاومت برخاست . تفنگداران و چريكهاى محلى كه در جنگل موضع گرفته بودند از كمينگاههاى خود قزاقان روسى را هدف قرار داده گلوله‌باران كردند . توپهاى روسى در انبوه درختان جنگل كارى از پيش نبرد . در پيله‌داربن جنگ سختى بين دو طرف درگرفت و روسها ناچار به عقب‌نشينى شدند . گفته شد كه در اين نبرد يك هزار قزاق روسى كشته شد . در گزارشى هم كه ميرزا موسى به تهران ارسال داشت تعداد تلفات روسها يك هزار تن ذكر گرديده است . در تذييل تاريخ نگارستان به اين واقعه اشاره شده است : « در سال 1221 هجرى چند كشتى روس به دسيسه مصطفى خان تالش به لنكران آمده به انزلى تجاوز كردند . مردم گيلان تن به مذلت ندادند ، ( روسها ) به كشتى نشسته برگشتند . » « 242 » اما جنگ در نقاط مختلف ايران ادامه يافت . ايرانيها مدت ده سال تا 1228 هجرى قمرى در برابر روسها مقاومت كردند . بطور كلى جنگهائى كه در زمان فتح على شاه بين ايران و روسيه رخ داد به دو دوره تقسيم مىشود . در دوره اول ايران به موفقيتهائى دست يافت اما بالاخره دچار شكست شد و به عقد معاهده صلحى در محال گلستان قراباغ تن درداد كه به عهدنامه گلستان معروف شد . طبق اين عهدنامه ، باكو ، شيروان ، شكى ، دربند ، قراباغ و قسمتى از تالش كه در اشغال قواى روس بود ، از سوى ايران به روسيه واگذار گرديد و ايران بطور غيرمستقيم قبول كرد كه در درياى خزر نيروى دريائى نداشته باشد . طبق نوشته برخى از وقايع‌نگاران و مورخان هنگامىكه راجع به اين ماده در تهران مذاكره مىشد حاجى ميرزا آقاسى كه بعدها به وزارت محمد شاه رسيد فرياد كرد : ما از آب شور دريا چه مىخواهيم ؟ ! « 243 » در فصل اول قرارداد گلستان جنگ بين دو دولت تا ابد متروك شمرده شده بود اما چهار سال بعد يعنى در سال 1232 يرملوف از جانب دولت روسيه به ايران آمد و تقاضا كرد دولت ايران در جنگ روس و عثمانى وارد شود ، همچنين يك نماينده تجارتى روسيه در رشت اقامت گزيند و مؤتمنى براى تعيين حدود تالش معين شود . تقاضاهاى روسيه مورد قبول فتح على شاه قرار نگرفت و موضوع تا سال 1240 قمرى مسكوت ماند . در اين سال روسها پيمان خود را شكسته جنگ را آغاز كردند ، پس از يك سلسله پيروزيها و شكستها بالاخره تبريز به تصرف روسها درآمد و قواى ايران متحمل شكست شده تن به انعقاد معاهده جديدى داد كه به عهدنامه تركمانچاى معروف شد . طبق معاهده تركمانچاى كه در سال 1243 منعقد گرديد پادشاه ايران كل الكاى نخجوان و ايروان را در دوسوى رود ارس و نيز تمامى الكا و اراضى و جزاير و جميع قبايل خيمه‌نشين و خانه‌وار را در ميان خط حدود معينه و قلل برف‌دار كوه قفقاز و درياى خزر براى هميشه به دولت روسيه بخشيد . طبق ماده هشتم قرارداد ، ايران بطور ضمنى از داشتن نيروى دريائى در بحر خزر محروم گرديد ولى به كشتيهاى تجارتى آن اجازه تردّد داده شد . در ماده مزبور آمده است : « كشتيهاى تجارت دولتين روس و ايران از هردو طرف اجازه دارند كه در بحر خزر و طول سواحل آن به طريق سابق سير كرده به كناره‌هاى آن فرود آيند و در حالت شكست كشتى از هردو طرف امداد و اعانت خواهد شد . در باب سفاين حربيه كه علمهاى عسكريه روسيه دارند مثل سابق اذن تردد در بحر خزر دارند و به غير از دولت روس دولتهاى ديگر اين اذن را ندارند . » خوشبختانه تالش جزء الكا و اراضى مورد بخشش ايران به روسيه نبود و از مصيبت عظيمى كه بر آن وارد شده بود نجات يافت . يكى از وقايع مهم در گيلان هنگام سلطنت فتح على شاه شيوع بيمارى طاعون بود . در سال 1246 هجرى قمرى ناگهان بيمارى طاعون در گيلان شيوع يافت و عده زيادى از مردم را به هلاكت رسانيد . اين بيمارى چند ماه به شدت ادامه داشت . مردم از شهرها به جنگلها و نقاط كوهستانى فرار مىكردند . چون آمارى در دست نبود تعداد تلفات معلوم نشد . در همان زمان به حدس و گمان گفته مىشد جمعيت رشت كه هشتاد هزار نفر بود به يك دهم يعنى هشت هزار نفر كاهش يافت . جيمز بيلى فريزر جهانگرد معروف انگليسى در سفرنامه به اين واقعه اشاره كرده است . وى نيز آمارى تقريبى از كشتار طاعون رشت داده مىنويسد : « . . . چيزى از آن جنب‌وجوشى كه به خوبى به ياد داشتم باقى نمانده بود و در كوچه‌ها به ندرت انسانى ديده يا صدائى شنيده مىشد . در خصوص بعضى از كارگاه‌داران محل كه معروف بودند تحقيق كردم ؛ هيچ‌كس زنده نبود ، سازندگان همه از ميان رفته بودند . در واقع همين‌كه طاعون در خانه‌اى در گيلان راه مىجست به ندرت موجود زنده‌اى را در آنجا باقى مىگذاشت . تمام اعضاى خانواده را به ديار عدم مىفرستاد . در سفر سابق كه در رشت بودم البته بيش از شصت هزار جمعيت داشت و اكنون اين رقم بين پانزده و بيست هزار است ، اعم از گيلانى و غير گيلانى . اما اين رقم نيز مورد اطمينان نيست . » « 244 » پس از فتح على شاه در سال 1250 قمرى محمد شاه قاجار به پادشاهى رسيد . در آغاز سلطنت او ، قائم‌مقام به منظور پيش‌گيرى از شورش و طغيان در

--> ( 242 ) . تذييل تاريخ نگارستان ، مرتضى مدرس گيلانى ، از انتشارات كتاب‌فروشى حافظ ، صفحه 453 . ( 243 ) . تاريخ ايران ، ژنرال سرپرسى سايكس ، ترجمه محمد تقى فخر داعى گيلانى ، دنياى كتاب ، تهران 1363 ، چاپ دوم ، جلد دوم ، حاشيه صفحه 456 . ( 244 ) . سفرنامه فريزر ، جيمز بيلى فريزر ، ترجمه دكتر منوچهر اميرى ، انتشارات طوس ، تهران 1364 ، صفحه 574 و 575 .