احمد منزوى
144
فهرستواره كتابهاى فارسى ( فارسى )
حكمت » از همو ، همانجا 2 / 514 « الايمان الكامل » ؛ اعلام 2 / 2620 ؛ طبقات 11 / 410 . الهيات ، تهران 1 / 245 « رساله در معرفت ايمان و . . . » . ايمان و كفر : كفر و ايمان . ناشناسى پيش از 957 ق كه تاريخنويسى است ، شايد اسحاق فرزند عطاء الله . ( - مشترك ) . در 1 « مقدمه » و 12 « باب » ، 1 « خاتمه » . مقدمه در بيان ايمان و كفر و احكام آن . باب 1 - در بيان كفر كه تعلق به ذات حق و صفات او دارد ، 2 - كفر كسى كه دعوى دانستن علم غيب كند ، 3 - كفر پيامد از بدگويى از فرشتگان ، 5 - آنچه به كتاب آسمانى تعلق دارد ، 7 - كفر ناشى از آنچه به نماز و روزه تعلق دارد ، 9 - كفرهايى كه تعلق به علم عالمان و صالحان دارد ، 10 - در آنچه تعلق به مجلس پادشاهان و بزرگان دارد ، 11 - فاسقان در وقت فسق كردن ، 12 - در متفرقات ، و هر باب در 2 « فصل » : 1 - در آنچه كفر است به نفاق ، 2 - در آنچه خلاف كردهاند در كفر بودن آن . خاتمه در آنچه كفر نيست ، اما عالمان آن را خطا دانستهاند . آغاز : مقدمه . در بيان ايمان و كفر و احكام آن . باب اول در بيان كفرها كه تعلق به ذات حق . . . مشترك 2 / 1044 - 1045 . گنج 2 / 531 ش 1165 « كفر و ايمان » نوشتهء 957 ق . ايمان و كفر - بخش فقه « ب » الباب الحاديعشر ، شرح . متن از علامهء حلى ، جمال الدين حسن ( د 726 ق ) كه پس از گزين كردن « مصباح المتهجد » شيخ طوسى ، در دعاها و برخى از احكام ( ذريعه 21 / 118 ) كه آن را به خواهش محمد وزير محمد قوهدى در 10 باب تنظيم كرده اين كتاب را نگاشته است بخشى در اصول دين كه مىبايد هر مسلمان آن را رعايت كند . كه ترجمه و گزارشهاى بسيارى از آن در دست است ( ذريعه 3 / 5 ) . گزارش فارسى آن از « مولانا سلطان حسين بن محمد الدوشنى [ چنين ] اليزدى ، كه در 1133 ق نويسندهء نسخه از وى به « قدس سره » ياد مىكند . وى مىتواند سلطان حسين ندوشنى يزدى فرزند محمد ، از مردم ندوشن زنده در 1026 ق باشد ( ذريعه 6 / 52 ) . آغاز : اين شرح فارسى در باب حاديعشر تأليف الفاضل الكامل المدقق كاشف . . . الباب الحاديعشر . . . يعنى باب يازدهم از مختصر مذكور كه واجب است بر جميع مكلفين . همدان ، آخوند ، مقصود 342 « شرح باب حاديعشر » . باب الحاديعشر ، ترجمه - نشئهء سرشار . بارقهء حيدريه ، ترجمه - ترجمهء بارقهء . . . بارقهء ضيغميه : حملهء مختاريه . از سيد محمد ملقب به سلطان العلما فرزند دلدار على نصيرآبادى لكهنوى ( 199 - 1284 ق / 1785 - 1867 م ) . به دستور نواب معتمد الدوله مختار الملك يعنى سيد محمد خان بهادر ضيغم جنگ وزير حيدرآباد . در روا بودن « متعه » ، در 12 « فايده » : 1 - اجماع بر جواز آن به روزگار پيامبر ، 2 -