احمد منزوى
اختصارات از منابع 16
فهرستواره كتابهاى فارسى ( فارسى )
خوبى دارند . اين را بهعنوان مقدمه عرض كردم و اما مطلبى را مختصرا مىخواستم به عرض برسانم . نقش ايشان در بارورى فرهنگى است . مىدانيد كه فرهنگ از آن مقولههاييست كه در جوامع جهان سوم تقريبا مىشود گفت مغفول عنه است . بر خلاف كشورهاى پيشرفته كه توجه ويژهاى به فرهنگ مىشود ، در كشورهاى جهان سوم يا در حال رشد يا عقب مانده يا هر اسمى كه مىخواهيم بر آن بگذاريم ، نسبت به فرهنگ آن توجهى كه لازم است نمىشود . با اينكه فرهنگ اساس و پايه پيشرفت است ، يعنى اينكه ما در طول هزاران سال در تجربهء زندگى ، در زندگى فرديمان ، در زندگى اجتماعىمان ، به عادات و رسومى مىرسيم ، تجربههايى مىاندوزيم ، مفاهيمى را در طول زندگى انتزاع مىكنيم و جزء درك و فهم ما قرار مىگيرد ، مجموعهء اينها يك وجدان و خرد اجتماعى را به وجود مىآورد ، كه ما مىتوانيم به آن بگوييم دانايى اجتماعى . اين دانايى اجتماعى است كه پايهء پيشرفت و حركت جامعه به سوى تعالى است . اگر جامعهاى به اين جنبه از زندگى انسان توجه بكند ، آن جامعه در مسير پيشرفت قرار مىگيرد ، كشورهاى پيشرفته اين راز شگفتانگيز و ساده را كشف كردهاند و به همين دليل روى توسعهء انسانى سرمايهگذارى مىكنند ، براى بالا بردن خرد جامعه سرمايهگذارى مىكنند . چرا ما فكر مىكنيم استبداد بد است ، براى اينكه استبداد درست انگشت روى همين نقطه مىگذارد ؛ يعنى همين نقطهء قوتى كه باعث پيشرفت جامعه مىشود ، كه همان خرد جمعى يا دانايى جامعه است ، مىخواهد اين خرد را ، اين دانايى را در كنترل خودش بگيرد . به همين دليل كار يك مستبد فقط اين نيست كه مانع بهرهورى افراد از حقوق سياسى آنان مىشود ، بلكه مانع رشد فكرى جامعه مىشود و موجب مىشود فساد در ابعاد مختلف در جامعه رسوخ پيدا بكند و جامعه به تباهى كشيده شود . در نتيجه استعدادها تلف مىشوند ، هيچ استعدادى در جو استبدادى نمىتواند شكوفا بشود . شكوفايى فرهنگى ، آن فرهنگى كه من از آن صحبت كردم ، فقط و فقط در يك جامعهء آزاد در جامعهاى كه تعامل اجتماعى ، تعامل بين افراد ، بين گروهها ، بين سازمانها ، بين نهادها ، آزادانه به وجود بيايد ، مىتواند حاصل شود . اين درك و فهم جامعه را بالا مىبرد ، خرد جامعه را بالا مىبرد وجدان جامعه را بالا مىبرد و اين باعث پيشرفت مىشود . عكس آن ، درست مثل بند و زنجيرى است كه به دست و پاى ملت بسته مىشود ، صاحبان فكر ، صاحبان انديشه ، خدمتگزاران به فرهنگ ، مثل آقاى احمد منزوى از اين نقطه نظر بسيار قابل تقدير و تحسين و ستايش هستند ، كه به اين جنبهء بسيار مهم انسانى ، يعنى به فرهنگ و بارورى فرهنگى خدمت مىكنند ؛ با كار خودشان باعث مىشوند كه اين جامعه از لحاظ دانايى و خردمندى رشد بكند . نسبت به چنين كسى بايد ما قدردان باشيم . جوانان جامعه بايد از چنين كسانى بياموزند . در اين دنياى مادى كه همه به دنبال زندگى بهتر ، دنبال به دست آوردن ثروت و قدرت هستند ، يك فردى مثل شمع مىسوزد و خودش را فداى فرهنگ مىكند و شب و روزش را در خدمت فرهنگ قرار مىدهد . من تاكنون دوازده سالش را ناظر بودهام و مسلم است كه به اندازهء عمر بنده ، ايشان مشغول كار فرهنگى است . واقعا ايشان مىسوزد ، ولى چيزى را خلق مىكند ، چيزى را به وجود مىآورد ، كه براى دهها سال و صدها سال در خدمت همه پژوهشگران قرار مىگيرد و در بارورى فرهنگ جامعه ، نقش اساسى دارد و اميدواريم كه ايشان