احمد منزوى

87

فهرستواره كتابهاى فارسى ( فارسى )

كه خود بر دو قسمند ، طايفهء دوم علما و فقها ، سوم عوام . سپس به بحث خود مىپردازد : حشر و اينكه مذاهب سه است : اهل كتاب ، اهل تناسخ و فلاسفه . و اينجا مىگويد : و ما در آن‌باره رساله ساخته‌ايم و نام آن « بطلان تناسخ و اثبات حشر اجساد » نهاديم و آن را در كتاب « مفاتيح التفاسير » خود جاى داديم ، و براى تأييد آن رساله‌اى بر سبيل ذيل ساخته ، كه نام آن « نفايس افكار » است . از اينجا به دست مىآيد كه وى 3 گفتار دربارهء بطلان تناسخ و حشر اجساد دارد ، كه نسخهء در دست ( گنج ) يكى از آن سه است . و در پايان از « مولانا معظم فخر الدين تفتازانى مدرس شافعى مدرسهء مستنصريه » نام مىبرد ، و اينكه مىخواهد براى او رسالهء چهارم را در اين‌باره بنگارد . اين گفتار در چاپ فاكس ميله ص 3 - 21 جاى دارد . ( - هفتاد مقاله ، ج 2 / 845 - 846 ) . آغاز : [ . . . ] پيش از جواب مقدمه مىگويد كه در اين موضع [ . . . ] . منزوى ، هفتاد مقاله 2 / 845 - 846 ؛ اعلام 2 / 1791 همدانى فهرستواره 2 / 1451 نمايه ؛ نفيسى 1 / 142 ، 143 ، همانجا . دايرة المعارف ش ( 1 ) 721 عكس . گنج‌بخش ش 13789 . * بقاء النفس بعد فناء ( خراب ) الجسد : بقاى نفس انسانى . خواجه نصير الدين طوسى ( د 672 ق / 1273 م ) . در پايدار ماندن روح آدمى پس از تباه شدن تن ، به خواهش مؤيد الدوله والدين رئيس المهندسين عرضى كه در ساختن رصد مراغه با وى همكارى داشته . به عربى و چاپ شده است . ترجمهء تازهء آن از زين العابدين كيانىنژاد ، تهران ، 1325 خ ، 40 ص چاپ شده است . ذريعه 1 / 138 متن ؛ مشار 776 « بقاى روح پس از مرگ » ؛ مشار ، مولفين 5 / 730 ؛ اعلام 2 / 1242 طوسى ؛ طبقات 7 / 168 ؛ احوال و آثار خواجه 337 « بقاء النفس بعد بوران البدن » ، 460 « بقاى نفس انسانى : بقاء النفس بعد خراب البدن » . تبريز ، دانشگاه ، تسبيحى 27 مترجم زين الدين . * بقاى نفس عاقله . بابا افضل - جدايى جان و تن ؛ پايدارى روان پس از مرگ . * بيان احوال نفوس . قاينى - معاد . * البيان فى بيان الروح و الابدان . ن . دربارهء روح و تن . گويا از مهدى فرزند احمد گيلانى لاهيجانى ( زندهء 1294 ق ) نگارندهء « جبر و اختيار » ( هف ) . كه نسخهء اين دو را همراه نوشتهء ديگر لاهيجانى ديدم . نسخه‌ها 2 / 747 ( 1 نسخه ) ؛ اعلام 3 / 2426 . * بيان الواقع . ناشناسى كه آن را به نام وزير زين الدين شيخ على ساخته است ، روزگارش به دست نيامد جز آنكه نسخه نوشتهء 1072 ق است . گفتارى است فلسفى عرفانى حروفى ، به نثر شيوا و سروده‌هاى درخور ، در مبدأ و معاد و نفس انسانى به‌ويژه در معاد كاوش بيشتر كرده ، گفتهء فرزانگان و فيلسوفان و جدايى ميان انديشه‌هاى ايشان را بازگو كرده است . آغاز : حمد حميد و شكر مجيد مر آن مبدى معيد را كه مبدأ و معاد سالكان سالك معرفت .