احمد منزوى

648

فهرستواره كتابهاى فارسى ( فارسى )

* مونس الفقرا . احمد غريب - بخش عرفان . * مهيج الاحزان . ملا حسن يزدى . همان 3 / 1804 . بيفزاييد : در 1 « مقدمه » در آداب تعزيه و سوگوارى و 14 « مجلس » در سوگوارى و رويداد كربلا . اعلام 1 / 624 ؛ طبقات 13 / 346 . آستان قدس 14 / 588 ش 11175 « مهيج الاحزان و موقد النيران فى قلوب اهل الايمان » . * مىبايد ديد . از محمد حسين طالب‌پورى ( از مضافات مرشدآباد ) فرزند شيخ على فرزند شيخ غلام رسول ، براى فرزندش ميان محمد عبد العظيم ابو الهدى به نام « مىبايد ديد » ( ديباچه ) ، در 1296 ق / 1879 م با سربندهاى « مىبايد ديد » ، به نثر آميخته به نظم . دست‌كم 4 بار چاپ شده است . آغاز : جهان جهان ستايش جهاندارى را سزد كه رايات جهانگيرى . مشترك 4 / 2478 ( 2 نسخه ) ؛ مشار 4 / 5075 ( 4 چ ) با لغزشى در نام نگارنده . آستان قدس 6 / 575 . موزهء بريتانيا ، چاپى ؛ نوشاهى ، چاپى 100 . * مىبايد شنيد . از محمد على فرزند عتيق الله خان حسينى واسطى ، متخلص به رفعت . ( - باغستان ) . از نيمه‌هاى سدهء 13 ق روزگارش بدست نيامد : مشار 3 چ آن را نشانى داده از آن ميان : كلكته ، 1252 ق [ چنين ] . « صبا » نگاشته سال 1296 - 1295 ق مىنويسد : « از مردم هند است . . . . رسالهء « مىبايد شنيد » در وعظ و نصايح به كمال لطافت تأليف نموده » . در ديباچه مىگويد : « براى عزيز فرزند برومند « مير صاحبدل » به نام « مىبايد شنيد » نگاشتم » . با سربندهاى « مىبايد شنيد . » آغاز : حمد له . صلات . اما بعد ، دانه‌چين خرمن درويشان و بندهء كمترين ايشان محمد على رفعت بن . مشترك 4 / 2478 ( 10 نسخه يكى از آن‌ها نوشتهء 1253 ق ) ؛ نسخه‌ها ( 2 ) 2 / 1696 ( 1 نسخه ) ؛ ذريعه ( 2 ) 9 / 376 « ديوان رفعت هندى » ، همانجا 23 / 301 « مىبايد شنيد » ؛ فرهنگ سخنوران 1 / 389 ؛ مشار 4 / 5075 ( 3 چ : لكهنو ، سنگى ، دهلى 1309 ق ، سنگى ؛ كلكته ، 1252 ق ) . دانشگاه 16 / 88 « مىبايد شنيد » ؛ يزد ، شيروانى 5 / 1597 . آسياتيك ، سوسايتى ، چاپى 69 ؛ انجمن ترقى ، كراچى 68 ؛ بشير حسين ، شيرانى 2 / 327 ؛ سرفراز ، انجمن ترقى 20 ش 52 ؛ مرآت العلوم 3 / 274 ؛ نوشاهى ، چاپى 100 ؛ نوشاهى ، موزه 318 ؛ نوشاهى ، انجمن 68 . « مىبايد شنيد » . * ميرزانامه . از ميرزا كامران ، كه مىگويد پس از سير كشمير در 1045 ق ( 1636 م ) به لاهور رسيده ، در آنجا با برخى از مردم كه خود را « ميرزايى » متصف كنند اما از « ميرزايى » انحراف مىورزيده برخورده ، غيرتم برنتافت كه اين چنين انقلابى در رسوم « ميرزايى » واقع شود ، به خاطر رسيد رساله‌اى در اين‌باره بنگارد ، تا دستورالعمل باشد ، اهل روزگار را . آغاز : حمد و سپاس بىقياس مر خدايى را كه