احمد منزوى
420
فهرستواره كتابهاى فارسى ( فارسى )
« چ » * چهار باب . محمد اهل الله - بخش عقايد . * چهار چشمان . از ميرزا ملكم خان ، ناظم الدوله ( جلفا 1249 - سويس 1326 ق ) . ( - سياحى گويد ) . آغاز : بعد از آنكه از منزل مفسده بيرون آمدم . رفيقم مرا برد ميان چند فرقهء غريبه . نسخهها ( 2 ) 2 / 1593 ؛ پيشگفتار چاپ مجموعه آثار ملكم ، از محيط طباطبايى : مد ؛ اعلام 3 / 2355 ؛ فهرستواره 1 / 721 نمايه . رشت ، محمد روشن 135 « چهار چشمان » ؛ مجلس 15 / 224 ش 5 / 5154 « سياحى گويد » . آغاز : بعد از آنكه از منزل مفسد بيرون آمديم ؛ ملك 5 / 286 ش ( 13 ) 1539 « چهار چشمى » ، همانجا 6 / 19 ش ( 9 ) 2455 ، « چهار چشمى » . هند ، كاما 79 . * چهارصد حديث . محمد فرزند على فرزند حيدر فرزند حسن مقرى . شايد برگرفته از كارهاى همان قطب الدين مقرى نيشابورى ( د 573 ق ) باشد . آغاز : حديث شكربار پروردگار كه طوطيان سراچهء دل . . . ، اما بعد چنين گويد فقير حقير محمد بن على بن حيدر بن حسن مقرى . اعلام 3 / 2204 ؛ طبقات 6 / 272 . همدان ، آخوند ، مقصود 453 . * چهار عنوان . بابا افضل - بخش فلسفه . * چهار فصل : وصيتنامه . حاج محمد كريم خان كرمانى ( 1225 - 1288 ق / 1810 - 1871 م ) . پندها و سفارشهاى اوست به پيروان خود از گروه شيخيان ، در 9 ع 1 / 1269 ق ، ( - وصيتنامه ) در 4 « فصل » به پايان رسانده است . خود بدان نامى نداده جز آنكه بدين نام چندبار چاپ شده است : فصل 1 - در معامله با خدا و پيامبر ص و امامان ع ، 2 - در معامله با مشايخ و علما ، 3 - معامله با حكام و پادشاهان ، 4 - معامله با ديگر مردم . آغاز : حمد له . صلات . اما بعد ، چنين گويد بندهء . . . كريم بن ابراهيم ( وى همهجا از خود به كريم ياد مىكند ، و اين مىرساند كه نام او كريم بوده نه محمد كريم . و اين نمونهاى است از مواردى كه نشان مىدهد « محمد » بر سرآغاز بسيارى از نامها پيشوندى است براى بزرگداشت ) كه اين رسالهاى است از من به سوى يكيك از كسانى كه در امور دين تقليد مرحوم شيخ احمد احسايى . نسخهها ( 2 ) 2 / 1594 ؛ اعلام 3 / 1903 ؛ فهرست مشايخ 393 ؛ مشار ، فارسى 2 / 1686 نشانى 3 چ ؛ مشار ، مؤلفين 5 / 57 . آستان قدس ، نامگو 81 ( 2 نسخه ) ، همانجا 6 / 405 ؛ اشكورى ، احياء 3 / 63 ؛ دايرة المعارف ، سلطانى 1 / 81 ش ( 3 ) 197 ، همانجا ، كرمان ش ( 3 ) 2099 در پايان نام « وصيتنامهء كريمه » آمده ، همانجا ش ( 3 ) 1412 عكسى ، در پايان به نام « وصيتنامه » آمده ؛ يزد ، شيروانى 5 / 1815 . سالتيك ، شدرين 1 / 127 . * چهار گلشن . از بشنداس ، به نام مختار الملك مير تراب على خان بهادر سالار جنگ وزير دكن ( د 1300 ق / 2 - 1883 م ) . در 4 « گلشن » : 1 - شأن