احمد منزوى
2206
فهرستواره كتابهاى فارسى ( فارسى )
ذريعه 13 / 181 . شرح حال ابن مقفع - شرح حال عبد اللّه بن مقفع . شرح حال ابو الدنيا معمر مغربى . محمد هاشم اصفهانى ، برادر صاحب « روضات » . ابو الدنيا كه آب حيات نوشيده بود . اصفهان 1 / 120 . شرح حال ابو سليمان منطقى سجستانى . ميرزا محمد خان قزوينى ( علامه ) . چاپ : به كوشش شالون سورن ، پارس ، 1352 ق ، 46 ص . استورى ، زندگى 1178 ؛ مشار 3 / 3217 ؛ تبريز 1 / 193 . شرح حال اوليا . ن . استورى ، زندگى 1063 ؛ تذكرهنويسى 763 ؛ ليندسيانا 116 ش 790 . شرح حال شيخ ابو الفتوح رازى . ميرزا محمد قزوينى ( علامه ) ، كه به دنبال مجلد پنجم « تفسير ابو الفتوح » تهران ، 1315 خ چاپ شده . مشار 3 / 3217 . شرح حال بابارتن . ن . - مشترك 3 / 1544 « سخنان بابارتن » . ملك 9 / 197 . شرح حال بيهقى و آثار او . سيد محمد مشكاه بيرجندى . ذريعه 13 / 181 . شرح حال حاج اسد اللّه خان قوام شيرازى . خودنوشت . وى پسر ابراهيم خان بوده . اصفهان 1 / 360 . شرح حال حاجى ميرزا عبد اللّه . خود نوشت . وى حاج ميرزا عبد اللّه سلماسى است كه به گفتهى خودش چندى پيشخدمت ناصر الدين شاه ( 1264 - 1313 ق ) بوده ، كه پس از رانده شدن ، از بسيارى افسردگى به نگارش سرگذشت خود مىپردازد . و آن را بهگونهى « شكوائيه » به عبد العلى خان نامى كه گويا از دوستانش بوده پيكش كرده است . و دربرگيرندهى آگاهىهاى پشت پرده است . آغاز : ستايشى كه رود سرشك از ديده ريزد ، و نيايشى كه دود رشك از سينه انگيزد هديهى . ملى ، تهران 1 / 325 . شرح حال حسن بيگ بهادر خان . ناشناسى كه از وابستگان دستگاه ابو النصر حسن بيگ بهادر خان بوده ، به دستورش به نگارش حال او و سفرش به شيراز مىپردازد ، و از او ستايش مىكند . در مجموعهاى از رسالههايش كه گويا 999 / 942 ق نوشته شده است . آغاز : اللهم صل على محمد و آله اجمعين . قال اللّه سبحانه و تعالى . ملى ، تهران 5 / 529 . شرح حال خاتونآبادى - سرگذشت خاتونآبادى . شرح حال خواجه عبد اللّه انصارى . ميرزا محسن حالى اردبيلى ، خوشنويس مشهور به عماد الفقرا . چاپ : شيراز ، 1351 ق . مشار 3 / 3219 ، همانجا 4 / 4567 « مجموعه رسايل » ؛ ذريعه 9 / 226 « ديوان حالى » . شرح حال خواجه عبد اللّه انصارى . سلطان حسين تابنده گنابادى ( زاده 1332 ق ) . چاپ : تهران ، 1319 خ . مشار 3 / 3219 ؛ مشار ، مؤلفين 1 / 346 . شرح حال خواجه نظام الملك . خواندمير ،