احمد منزوى

2094

فهرستواره كتابهاى فارسى ( فارسى )

« مفتاح الطالبين » را در همين زمينه نگاشته بوده است ( - « مفتاح الطالبين » در همين بخش ) و اين فقير نيز به عرض مخدومى خود رساند كه اين ناچيز ، نيز خواهد مقامات ايشان و احوالات برخى از خلفا و درويشان كه جناب مولانا محمود در كتاب خود ننوشته‌اند به جهت طالبان نويسد . روزى ديگر در بلدهء بخارا ، در خانقاه سفيدمون ، حضرت ايشان را بسطى بود ، آن عاليحضرت همان سخن فقير را اعاده كردند ، كه شريف ( چنين است ) الدين ما مىگويد : مرا هم به خاطر رسيده است كه از مقامات و حالات درويشان و از سخنان كتاب « مفتاح الطالبين » مولانا محمود انتخاب كرده از براى احباب تذكره نويسم . مولاناى مذكور متغيّر شد بعضى سخنان گفتند . چون جمع اين تأليف به سمع شريف حضرت ايشان رسيده بود ، در مجلس درويشان گفتگو يافته التماس دوستان نيز مقوى افتاد و اين كتاب نوشته شد . مشتمل بر فصول و ابواب . ليكن بعد از نوشتن براى احباب انتخاب كرده شده . پس آنچه نفيسى در 1 / 400 مىنويسد كه « جادة العاشقين » خلاصهء « مفتاح الطالبين » و كار همان كمال الدين محمود غجدوانىست ، درست نيست . و گويا اين خلط از اته 1877 سرچشمه گرفته باشد . درويش شيخ حسين خوارزمى با 300 تن از راه حاجى ترخان ، كريمه ، تركيه به مكه مىرود و در 18 شعبان 958 ق / 1551 م در شهر حلب درمىگذرد . اين كتاب يكى از آثار ارزشمند و روشنگر تاريخ روزگار خود است ، و به وسيلهء مختار اف احرار ( تاجيكستان ) در مجلهء آريانا ( ش 300 سال 1351 خ ) شناسانده شده است كه متأسفانه آن مجله در دسترس من نيست . در 15 « باب » : 1 - مقدمه كتاب ، سه فصل ، 2 - پيران و مقتدايان سلسلهء حسينيه ، سه فصل ، 3 - اصل و نسب حضرت مخدومى ، دو فصل ، 4 - ابتداى رسيدن جذبه‌ى حقيقى از رياضات و مشاهدات ، 5 - مجاهداتى كه پس از شرف انابت . . . ، 6 - رخصت شيخوخيّت حضرت ايشان ، 7 - توجه نمودن آن حضرت از خوارزم و درويشان ، دو فصل ، 8 - در ملاقات و مقالاتى كه با پادشاهان آن عصر واقع شده ، 9 - ابتداى سفر به حرمين ، 10 - گذشتن از خود و رسيدن به مقصد اعلا ، 11 - مراجعت از مكه و مدينه و به شام رسيدن ، 12 - رحلت ايشان در شهر حلب ، 13 - برخى از خوارق حالات ، 14 - نام خلفاى ايشان ، 15 - خاتمهء كتاب ذكر عدد ازواج و اولاد ايشان . آغاز : در حمد و ثناى تو زبانها شد لال ، * - اوصاف كمالات تو بيرون ز مقال . يا رب چه بيان به الماس زبان در بحر عشق در معانى توان سفت . . . اما بعد ، بر سالكان راه و مقربان درگاه إله و بر اهل حلال و طالب سخنان كمال پوشيده و مخفى نماند . مشترك 11 / 850 ( 3 نسخه ) ، 892 ( نامش ) ؛ استورى 974 كه آن را نگاشتهء مولاناى كمال الدين محمود اندوجانى ( غجدوانى ) دانسته است ؛ نفيسى 1 / 400 ؛ مجلهء دانش ، اسلام‌آباد 1364 خ ش 4 ص 82 . دايرة المعارف 166 عكس . ازبكستان 10 / 235 ؛ تاجيكستان ، دوشنبه 3 / 318 ؛ عليگر ، سبحان 18 ش 1 ؛ گنج 4 / 2100 ( 2 نسخه ) ، 2143 ؛ مرآت التصوف 91 ؛ هندوستان 21 .