احمد منزوى
2010
فهرستواره كتابهاى فارسى ( فارسى )
تذكرة الاوليا . بها الدين محمود ناگورى ، ناشناسى از سدهء هشتم ، كه نام و نشانىهاى او نيز روشن نيست . در دو جا از وى به نام بهاء الدين ( بن ) محمود بن ابراهيم ، نبيرهء قاضى حمد الدين ناگورى نام برده شده است : ( آصفيه ، هندليست 3 / 362 و ديال سنگه 2 / 120 و بشير حسين ، شفيع 2 ، كه اين يكى او را از اوايل سدهء هشتم و نگارندهء « مصباح العاشقين » ( مشترك 1 / 70 ) دانسته ) . در نسخههاى گنجبخش نام نگارنده به گونهء زير آمده است . تاج الدين روح اللّه ، نبيرهى مخدوم شهاب الدين امام سلطان المشايخ شيخ نظام الحق . و بيش از اين در ديباچهى كتاب از خود نشانى نداده است . بايستى اين « شهاب الدين » همان « شهاب الدين عاشق خدا » پسر و مريد امام الدين ابدال ( د 680 ق / 1 - 1282 م ) و پير و مراد شيخ عماد الدين باشد . و بايستى تاج الدين نبيرهى اين شهاب الدين و مريد و خليفهى عماد الدين بوده باشد . ساخت همهى نسخهها يكى بودن آنها را نشان مىدهد . و در همهى آنها اين عبارت بسيار به كار برده شده است : شنيدم از قطب الاوليا شيخ عماد الدين يا شنيدم از زبان پير دستگير قطب الاوليا شيخ عماد الدين خليفهى شهاب الدين عاشق پانىپتى . خليق احمد نظامى در « تاريخ مشايخ چشت 156 » از عماد الدين و مريدش تاج الدين پيشگفته به كوتاهى سخن گفته است . اين اثر ، نامبوب است با سربندهاى « سر » ، بىشماره ، كه در آغاز بندها و جابجا مىگويد شنيدم از قطب اولاليا شيخ عماد الدين . . . ( و ملفوظات او را ماند ) با سربندهاى كوچكتر « نقلست » در يكى از نسخهها به جاى « سر » واژهى « اسره » است ، و در دو نسخه نيز به جاى « سر » واژهى « ذكر » است . و هر « سر » در سرگذشت يكى از پيران است و با اين بيت مىانجامد : اسرار محبت را ، هر دل نبود قابل * - در نيست به هر دريا ، زر نيست به هر كانى . و آغاز مىشود ؛ 1 - « سر » فى ذكر خاتم النبيين ، 2 - فى ذكر امير المؤمنين ، 3 - خواجه حسن بصرى ، خليفهء امير المؤمنين على ، 4 - شيخ عبد الواحد مريد و خليفهء حسن بصرى ، 5 - خواجه فضيل عياض مريد و خليفهى حسن بصرى ، 6 - ابراهيم ادهم ، 7 - حذيفهء مرعشى ، 8 - شيخ هپرهى بصرى ، 9 - علو دينورى ، 10 - ابو اسحاق چشتى ، ابو احمد چشتى ، شيخ محمد چشتى ، ناصر الدين ابو يوسف چشتى ، شيخ قطب الدين مودود چشتى ، حاجى شريف زنديق خليفهء مودود ، عثمان هارونى ، معين الدين حسن سجزى ، قطب الدين بختيار كاكى ، قاضى حميد الدين ناگورى ( ؟ ) ، بدر الدين غزنوى خليفهى بختيار كاكى ( و در اينجا نسخهء گنج افتادگى مىيابد ) و در نسخهء 4 / 63 گنج به زندگىنامهء امام الدين ابدال خليفهء بدر الدين غزنوى پايان مىيابد . نسخههاى گنجبخش از نظر شمار كسان با يكديگر جدايى دارند . خليق احمد از اين كتاب به « رسالهء حال خانوادهء چشت » نام برده كه نسخهء او از شيخ بدر الدين غزنوى تا شيخ عماد الدين را دربر دارد . گذشت روزگار و ذوق نسخهنويسان در عبارتهاى كتاب نيز جدايىهايى پديد آورده . آغاز : الحمد للّه الذى جعل محمود الزيادة و الملك . . . چنين باشد كه شاه مصطفى محمد ( ص ) بر زبان دربار گوهر نثار خود