احمد منزوى

1728

فهرستواره كتابهاى فارسى ( فارسى )

ترجمه‌هايى به فارسى از آنها در برگل ( 2 / 764 ) نشان داده است . و از همين‌گونه است : 1 - فتوحات شام از ميرزا محمدبخش ، آشوب شاهجهان‌آبادى ( هف ) ، 2 - فتوحات شام از محمد ظاهر بريلوى اوده‌اى ( د 1278 ق / 1 - 1862 م ) ( هف ) ، 3 - فتوح الشام . ترجمهء محمد عبد اللّه خطيب سروستانى ( افغانستان 31 ) ، 4 - فتوح الشام . ملا عبد الحق فرزند ملا عبد العزيز ( همانجا 151 ) . مشترك 10 / 343 ( 1 نسخه ) ؛ بشير حسين ، شيرانى 1 / 18 . فتوح شام . ن . ( يكى نيستند ) . صدر اسلام ( - بالا ) . نسخه‌ها 6 / 4506 « تاريخ فتوح شام » ؛ برگل 2 / 1021 « تاريخ شام » ترجمه . فيلم‌ها 1 / 35 ؛ نشريه 10 / 293 ؛ اته 134 ؛ وين ، كرافت 97 . فتوح العرب و العجم . صفايى ، محمد سروده‌ى 1310 - 1312 ق / 1893 - 1895 م . تاريخ منظوم كه در 72 سالگى به انجام رسانده است . در خاتمه نام كتاب و سراينده و تاريخ سرودن و شمار بيت‌ها آمده است : در آن وقت تاريخ گشته رقم * - « فتوح العرب با فتوح العجم » . - شده ابيات او جمله پنجاه هزار * - ولى دو هزارش كم اندر شمار - هجرت رسول خداى جهان * - هزار و سيصد و ده ، و دو افزون بدان . . . - به اصرار گفتند . . . كلام * - كه اى شد « محمد ضيايى » لقب - شب تيره‌ات روز از فضل رب . . . و در همين‌جا از « حملهء حيدرى » ياد مىكند . با سربندهاى : حمد ، نعت ، سبب تأليف ، فضايل صحابه ، پيدايش نور آن حضرت ، نور آن حضرت در پشت و پيشانى آدم ، زايش اسماعيل و بناى كعبه ، تولد عبد اللّه والد آن حضرت ، حالات زندگى پيش از هجرت ، و پس از هجرت به ترتيب سال‌ها از يكم تا 36 ، خاتمه . آغاز : به نام خداى إله الصمد * - بود ذات او قل هو اللّه احد - خدايى و شاهى مسلم وراست * - كه او مالك و خالق دو سر است . مشترك 8 / 1357 ( 1 نسخه ) . فتوح العرب و كنوز الادب . چمبر انگليسى - عبد الرحيم خان فرزند محمد نبى شعرى شيرازى . تاريخ تازيان در اسپانيا و مراكش . استورى ، تاريخ 431 ؛ مشار 3 / 3654 ( چ . بمبئى ، 1329 / 1911 م ، سنگى ، 136 ص ) . فتوح عمر . آصف تهانيسرى ( سرودهء 1211 ق / 7 - 1796 م ) كه در تهانيسر مىزيسته است . از روزگار محمد شاه عالم پادشاه ( 1173 - 1221 ق ) آن‌جا كه « ملك الوقت محمد شاه عالم پادشاه » را ستايش مىكند ، مىگويد : بيا « آصف » اى ناظم داستان * - نگارندهء دفتر راستان . و در خاتمه مىگويد : بيا « آصف » اى ناظم اين كتاب * - كه هست اينچنين نادر و مستطاب . و در مدح پيرچشت مىگويد : جلالى كه تهانسيرش مسكن است * - هم آن شهر آرامگاه من است . و در جايى ديگر « در كيفيت وطن مألوف » خود مىگويد : بدين شوخ وضعى كه آن دلبرست * - مگر مولدش خاك تانيسر است . . . كه هست آن وطن‌گاه مألوف من * - به ترفيع و تعظيم موصوف من . . . مثنوى است حماسى دينى ، در تاريخ صدر اسلام : چون اين نظم بر صدر عزت نشست * - ز تاريخ ( 1211 ) تاريخش آمده به دست ( خاتمه ) . با سربندهاى : مناجات ، نعت ، مدح پيرچشت ،