احمد منزوى
10
فهرستواره كتابهاى فارسى ( فارسى )
از بيمارى شد ، كار ايشان به پايان نرسيد . كار آن دو تن ديگر با تحرير اين ناچيز ، از سوى مؤسسهء مطالعات و تحقيقات فرهنگى در دو مجلد ، تهران 1362 خ منتشر شد . باقىماندهء كار كريم كشاورز را دكتر پروين منزوى ، سالها پيش به فارسى ترجمه كرده ، كه متأسفانه هنوز ناشرى نيافته است . كار استورى فراگير همهء رشتهها نمىگشت ، و خود در پيشگفتار ، گستردگى نگاشتهها را ، سبب صرفنظر كردن از بخشهايى ياد مىكند . و به نوبت خود ، برگل ترجمهء و تحرير بخش كوچكى از كار استورى را به عهده گرفت و چاپ شدهء ترجمهء فارسى از كار برگل شامل پيرامون نيمى از كار برگل مىباشد و با تأسف و شرمسارى ، اين بود تمام كارى كه ما ايرانيان در زمينهء فراهم ساختن فهرست مشترك از كتابهاى فارسى انجام دادهايم . در ميانههاى سال 1354 خ زندهياد دكتر پرويز ناتل خانلرى ، كه رياست فرهنگستان زبان و ادب آن روزه را داشتند ، و آقاى دكتر محمد امين رياحى را ، كه عمرش دراز باد به معاونت خود داشتند ، ايشان را به تشكيل مركز تحقيقات كتابشناسى گماردند . اين مركز به نام « مركز آثار ايرانى » به رياست دكتر رياحى برپا شد . و تا نيمههاى 1355 خ گامهايى در تدوين كتابنامهء بزرگ كتابهاى فارسى برداشت ، و با انتقال ايشان به « بنياد شاهنامه » اين مركز نيز از كار ماند . اين تجربهء ناموفق اثر بدى در جريان بعدى داشت كه تا به امروز ادامه يافته است . بيش از سى سال است كه اين ناچيز در انديشهء نگارش « كتابنامه » اى از نگاشتههاى فارسى بودهام ، و در اين راه كوشيدهام و گامهايى برداشتهام ، اما هرچه بيشتر كوشيدم دسترسى به آن هدف را دشوارتر يافتم ، به جاى نزديك شدن ، هر روز خود را از كنارهء مقصود دور تر يافتم ، تا به اين انديشه رسيدم كه سازمانى فرهنگى را بيابم كه امكانات مادى و فنى و معنوى خود را در اختيار اين آرزو و يا بهتر بگويم اين نياز جامعهء ادبى ما قرار دهد . از چندى پيش طرح « دايرة المعارف كتابشناسى جهان اسلام » در « مركز دايرة المعارف بزرگ اسلام » دنبال مىگشت . اين ناچيز كه در اواخر سال 1369 خ پس از پانزده سال از پاكستان برگشته بودم . اين كمبود را با جناب سيد كاظم بجنوردى در ميان گذاردم ، خوشبختانه پذيرفته شد و حذب آن طرح بزرگ شدم و بخش « كتابنامهء