محمد مهريار

68

فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )

مىنمايد و من خود وقتى اين انديشه را داشته‌ام و در جايى هم ( نامهء سخنوران اصفهان ) به همين‌گونه اظهار عقيده كرده‌ام ، ولى با تأملات بعدى متوجه شدم كه نام اين ديه از « آش » مشتق نشده است و ريشهء آش و مشابه آن اش و اشن همهء اينها از ريشه « او » و حرف « ش » تشكيل يافته و ترتيب اشتقاق آن در نام بسيارى از ديه‌ها و جاها مىآيد چنان كه مىتوان فكر كرد اصلا حرف « ش » با آب در واژه‌هاى اشن ، آشنستان و نيز اشيان و يا آشيان يك تركيب كهنه را نشان مىدهد مفيد معنى آب . در مورد آشنستان بايد دانست كه واژه از سه جزء تركيب يافته است . « آ + شن + ستان » . جزء اول همان واژهء « آو » است به معناى آب و جزء دوم « شن » به معنى جا و محل و خانه است چنان كه در گلشن و جزء سوم « ستان » به معنى افزايش و كثرت در محل است چنان كه در گلستان و كوهستان و روى هم رفته به معنى آب‌ستان يا جايگاه آب است كه آب در آنجا فراوان است . آشيان S iy n امروز در عرف عامه و لهجهء رايج دهات اصفهان اين كلمه را بيشتر اشيان با همزهء مضموم اوشيان با « واو » تلفظ مىكنند و بيشتر به صورت اشيون مىآورند كه باز صورت تلفظ عمومى اصفهان در مورد « الف » ماقبل آخر است و ابدال آن به « واو » . در نشريهء شمارهء 289 مركز آمار ايران اين واژه را هم نام ديهى قرار داده‌اند و هم نام بلوكى كه اين ديه در آن واقع است . خود ديه از قرار مذكور در آن نشريه ، جمعيتى حدود 531 نفر دارد و در ميان ديه‌هاى بلوك بزرگ لنجان ديهى معتبر به‌شمار مىآيد . كوچه‌ها و معابر خاكى ، ديوارهاى گلى و ساختمانهاى برآورده از خشت خام و بدقواره و زشت با سقف‌هاى چوبى نشان بارز معمارى روستايى ديه است . مسجدى و مدرسه‌اى و همه به همين صفات و ديگر هيچ . اين خصوصيت در ساير ديه‌هاى بلوك لنجان نيز به چشم مىخورد و وقتى از بالا به ديه نگاه كنيم مجموعه‌اى از ويرانه‌هاى گلى ديده مىشود كه دور آن را مزارع سبز و درخستانهاى زيبا فراگرفته است . در قبرستان آن هم نشانى ، سنگى و علامتى از روزگار كهن به‌دست نيامد . هرچه بوده است در طومار زمان محو شده . عجالتا در حال حاضر با زراعتى نه چندان بزرگ و نه‌چندان خوب مردمى روستايى زندگانى مىكنند . آنچه مهم است نام آن است .