محمد مهريار

51

فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )

محكم ، معمارپسند ، با زيبايى خاص باز نشان اين است كه مردم اين ديه از ديرين روزگار صاحب نحوهء حضارت و شيوهء زندگانى مطلوب و خوب بوده‌اند و همين‌جا بگوييم كه در ديه بزرگى شبيه اين ديه و يا بزرگتر از آن چون ديه‌هاى گز و دستگرد و كربكند و غيره وضع زندگى چنان بود كه به بيرون نيازى نداشتند . خود مىكشتند ، مىرشتند ، مىپختند ، مىخوردند . اين نوع شيوهء اكتفا به خود در بسيارى از روستاهاى اصفهان وجود داشته است كه تا همين اواخر قبل از راه يافتن ماشين و راديو و تلويزيون موجود بود و به اتكاى آن مردم عيش خوش داشتند . ولى رفته‌رفته از اصالت افتاد و ديوارهاى آجرى و درهاى آهنى و چيت و چلوار به جاى كرباس و چادرشب دستبافت نشست و شد آنچه شد . عموما مردم آن قانع ، زحمتكش ، درستكار و بسيار به خود متكى هستند . محصولات اين ديه گندم است و جو و پنبه و اخيرا چغندرقند . از فرآورده‌هاى آن بويژه رناس است كه همان مادهء ملوّن معروف مىباشد كه پشم‌هاى قالى را از ديرباز با آن رنگ مىكردند و رنگى سرخ و ثابت و دلنشين دارد . « 1 » اين را هم بگوييم كه ديده شده است كه اهالى بومى ده ، ديه خود را گاهى آمنه‌باد و امنه‌باد تلفظ مىكنند . و اين صورت نشان كيفيت تطور لغات را از صورت كتابى تا به صورت تداول عامه نشان مىدهد ، ولى در دفاتر مالياتى و اسناد مالكيت ، صورت صحيح آن همان آذرمناباد است . آبش از قنات و قناتش سخت طولانى و مردم اين ناحيه در كندن كاريزها تخصص دارند . واژه‌شناسى : اما دربارهء معنى اين واژه چون آن را تقطيع كنيم به دو جزء « آذرمن + آباد » برمىخوريم . با كلمهء « آذرمن » در دين زردشتى آشنا هستيم و « آذرمن » به صورت عموم به روحانيان و كسانى كه با آتشكده سروكار داشته‌اند اطلاق مىشده است . صورت كهن‌تر آن « آترمن » و « آترون » است و اگر معناى موبد را توسعه بدهيم ، آذرمن همان موبد خواهد بود . يك طبقه از كاست‌هاى كهن نيز « آذرمنان » بوده‌اند ، چه در ايران و چه در هندوستان . به هر صورت در اين‌باره هيچ شكى نداريم . جزء دوم كلمهء « آذرمن » به معناى شخصيت و منش

--> ( 1 ) - اين گياه در صنعت قاليبافى و رنگرزى قديم تا اكنون اهميت بسيار دارد و حاوى ماده‌اى است كه در شيمى Elizarin نام دارد .