محمد مهريار

633

فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )

واژه‌شناسى : در سابق به مناسبات مختلف تذكر داده شده است كه تكرار و تعدد نامها علامت اين است كه نامى محبوب و مطلوب واقع شده و در همه‌جا خواسته‌اند آن را به كار ببرند و وقتى دربارهء اشتقاق و كيفيت تركيب اين واژه گفت‌وگو به عمل آمد خواهيم ديد كه علت محبوبيت آن‌چه بوده است . واژهء « كرى » ممال « كرا » است « 1 » و دربارهء « كرى » مىدانيم كه به معناى سود و بهره « 2 » و استفاده است . اگر تصور شود كه « كرا » همان واژهء « كراء » عربى به معناى اجرت كرايه و عاريه دادن حيوان و غيره است ، بىشك اشتباه است و از واژهء « كرامند » و بسيارى استعمالات ديگر « كرا » و همچنين از استعمال آن در تداول عامه معلوم مىشود كه معنى « كرا » بيش از معناى كرايه و اجرت عاريت حيوان است و همين جهت هم در واژهء « كرامند » آن را آشكار مىبينم كه به معناى پرقدر و اجر و بها و چيزى كه گران‌قيمت و سنگين‌بها باشد مىآيد و نمىشود تصور كرد كه از « كراء » عربى آمده باشد ، بلكه واژه فارسى است و با واژهء عربى ارتباطى ندارد . و نام چندين ديه و نام رودخانه قرار دارد « 3 » و در معنى همه به هم نزديك است . چون‌كه كرى و كرا دو صورت از يك واژه است . به‌هرصورت واژهء « كرى » به حكم هم علامت بودن حرف « ر » و « ل » در خط پهلوى « كلى » هم تلفظ مىشود ؛ بنابراين كليشاد همان واژهء كريشاد است و با واژهء كرى و كره ، به انواع مختلف ، اسامى بسيارى از ديه‌ها و امكنه در اطراف ايران نامبردار مىباشد . كرى ( بجنورد ، بندر شاپور ) ، كريان ( باختران ، ميناب ) ، كريچى ( اصفهان ) ، كريحانى ( چابهار ) ، كريق و كريك و كريكان ( اردبيل ، ايزه ، بافت ، بجنورد ، جيرفت ) و غيره و غيره و به صورت كلى و كليچه ( اهر ، سميرم ، فريدن ، همدان ) و به

--> ( 1 ) - ن . ك . فرهنگ معين ، ذيل واژهء « كرا » ( 2 ) - دهخدا در لغت‌نامه ، در مادهء « كرى » فرمايد : كرى سود و ارزش باشد و سپس شواهدى را نقل مىفرمايد كه از آن جمله است : گو بيايند و ببينند اين شريف ايام را * تا كند هرگز شما را شاعرى كردن كرى منوچهرى تو را كه حشمت ذاتى و هرچه خواهى هست * به كعبه گر كند اين زادها به جمله كرى اديب صابر ( 3 ) - ن . ك . به : نامواژهء كرج و كره در همين فرهنگ .