محمد مهريار

618

فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )

قهرودى و يا اردستانى و جوشقانى هم تفاوت دارد رايج است كه نشان از وجود اصالت يك نژاد يا طايفهء مخصوص در ميان ساكنان اين نواحى است . زبان قهرودى و نطنزى يك زبان اصيل است كه كمتر تحت تأثير معارفه و ارتباطات واقع شده و اصالت خود را حفظ كرده است . ظاهرا از روى واژه‌هايى كه در دست ماست نطنزى به دسته زبانهاى كهن غربى يا پارسى باستان تعلق دارد . متأسفانه هنوز دربارهء اين زبانها تحقيقاتى انجام نشده و بيم از بين رفتن آنها در ميان است . عموما ديه‌هاى اين دهستان ، جز آنها كه در كنار و ساحل كوير لوت واقع شده ، به‌خصوص ديه‌هايى كه در كوهستان قرار گرفته ، بسيار خوش آب و هوا و به داشتن محصولات خاص خود شهره است . در كيفيات زندگى و عادات و اخلاق مردم علاماتى از سوابق كهن مىتوان مشاهده كرد كه يكى از آنها خود لهجه‌ها و گويشهاى رايج است . ديه‌هاى اين ناحيه عموما كم‌جمعيت است و كشه به روشنى از داشتن چنين امتيازاتى بهره‌مند مىباشد . بپردازيم به معناى نام آن . واژه‌شناسى : كشه همان‌طور كه در بادى امر به نظر مىرسد از دو جزء « ك + شه » تركيب يافته است . جزء اول « ك » تخفيف يافتهء « كه » است به معنى قنات . كه معادل « كى » معادل كهريز و كاريز به معنى قنات است . اين صورت مخفف « ك » اختصاص به اين ديه ندارد و در طى عناوين مختلف اين كتاب با آن زياد برخورد داشته‌ايم . مثلا در واژهء كساره و غيره . به‌هر حال در صورت تخفيف « ك » معادل « كه » شكى نيست و اما جزء دوم « شه » از ريشهء شستن و شوييدن و شست‌وشو آمده كه به صور مختلف « شو » و « شه » ديده مىشود . همين‌جا بگوييم كه تلفظ « شه » و « جه » و « چه » همه از همان ريشهء شستن است و من خود مكرر از دهان روستاييان واژهء آپاچى را به جاى آب‌پاشى شنيده‌ام . تحقيق اين مسأله چنين است كه اين حروف در لهجه‌هاى مختلف به هم تبديل مىشوند . معناى كشه برحسب توضيحاتى كه داده شد « كه » يا كاريز روان است . وقتى قناتى را با هزار زحمت مىكنند چنان نيست كه در همهء موارد آب آن روان گردد ، بسيار مىشود كه سرمايه و هستى كسى كه آن را كنده است از ميان مىرود و آب آن جريان پيدا نمىكند و بنابراين عنوان آب روان يا قنات‌شويان در قناتها به ميان مىآيد و امتيازى مىشود براى قناتى كه آب آن روان است و بدان نام هم نامبردار مىشود .