محمد مهريار
40
فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )
آخوره xore ( h ) دو آخوره داريم ، آنگونه كه نزد مردم مشهور است و دو ديه را به اين نام مىخوانند . در نشريهء شماره 298 مركز آمار ايران ذيل نام ديههاى دهستان گرجى ، از دهستان فريدن ، آخورهء پايين را هم ضبط كرده و تعداد جمعيت آن را 1756 نفر قلمداد نمودهاند و ديه كوچك ديگرى را به نام « باوجان آخوره » كه داراى 55 خانوار و 302 نفر جمعيت است ياد كردهاند و از آخورهء بالا نامى به ميان نياوردهاند . شايد دليل خاصى در دست داشتهاند . « 1 » ولى از لحاظ بحث ما كه با كلمهء آخوره كار داريم حذف آن به هر دليل كه باشد مانع پژوهش ما نخواهد شد . به هر حال آخوره ديهى است بزرگ و براى خود مردمى و آن مردم نيز براى خود روش تمدن و زندگانى خاص دارند ، و بهتر بگويم اين روش در همهء دهستانهاى فريدن « 2 » واقع در باختر اصفهان رايج و شايع است . اين شيوهء زندگانى يك گونه اكتفاء به خود و معيشت مخصوص است كه زمستانها مرد و دام به علت سرما در زاغهها مخفى مىشوند ، سوخت خود را در تابستان كوتاه از فضولات دامى به صورت خشت و يا قرصهاى كلفت تهيه مىنمايند و اين وظيفهء شاق معمولا بر عهدهء زنان است و منظرهاى سخت ناپسند دارد . انسان در تابستان زنان جوان را مىبيند كه آلوده به اين فضولات گاو و گوسفند مشغول خشتزنى مىباشند و منظرهء ناپسند ديگر وقتى است كه محل چيدن خشتها را كنار هم مىبينيم . به هر صورت اين خشتها جان مردم را در زمستان از سوز و سرماى برف نجات مىدهد . رفتهرفته برف و سرما كم شده ، نزولات آسمانى كمتر و نفت جاى سوخت حيوانى را گرفته است و در اين ديه هم مثل ساير ديهها ديوارهاى آجرى و درهاى آهنى ( نمونهء تمدن جديد ) راه يافته است . ولى هنوز خارها بر سر ديوارها و خانههاى گلى با سقفهاى كوتاه و در زير اين خانهها زاغههاى مخصوص براى نگاهدارى گوسفند ، كموبيش به چشم مىخورد . بايد بگويم كه در بلوك فريدن زبان تركى در بعضى از ديهها خانه كرده و رو به توسعه است . محصولات مهم اين ناحيه گندم است و بيشتر ديم و به موازات كمآبىهاى اخير و قلت نزولات آسمانى و پر شدن قناتها بسيار تقليل يافته است . به دلم مىآويزد اينجا بگويم كه
--> ( 1 ) - ن . ك . به : نشريهء 289 م . آ . ا . ص 68 . ( 2 ) - براى توضيحات راجع به اين كلمه ن . ك . به : همين كتاب ذيل اين واژه .