محمد مهريار

583

فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )

كته‌بونچه ديهى بزرگ است و در سال 1355 در اين ديه 400 خانوار زندگى مىكرده‌اند . « 1 » در سال 1345 تعداد خانوار آن 331 و جمعيت آن 1280 نفر قيد شده است . « 2 » در حال حاضر قنات بزرگ اين ديه يا خشك شده و يا آب آن بسيار تقليل يافته است ولى چون در كنار شاهراه اصفهان به شاهين‌شهر واقع شده است و از اين جهت اعتبارى پيدا كرده و آب رودخانهء زاينده‌رود نيز از طريق شبكهء انهار جديد آبيارى به آنجا رسيده است آيندهء نيكى در پيش دارد . دربارهء جامعه‌شناسى اين محل جز آنچه به تفصيل در عنوان برخوار آورده‌ايم و به تفاريق هم به مناسبت اسامى ديه‌هاى آن گفته‌ايم لازم نيست چيز ديگرى اضافه كنيم ازاين‌رو مىپردازيم به نام آن . واژه‌شناسى : اهل محل ديه خود را با تخفيف كت‌بينى ( بكسر اول ) مىنامند و اين خود دليل روشنى است بر اينكه نام آن از « كتايون » نيامده است . اگر كته‌بونچه را تقطيع كنيم به سه جزء « كته » + « بون » + « چه » مىرسيم و جزء نخست « كته » همان واژهء " Kata " اوستايى است كه با همين تلفظ به معنى خانه و كاشانه است . در عين حال در فرهنگهاى موجود ، كت و كته را به معناى كاريز آورده‌اند و واژهء كتكن به معنى مقنى را از آن گرفته‌اند . « 3 » در فارسى نيز به همين معنى و قريب به آن آمده است . « كتانه » ، جايى است كه گندم و دانه‌هاى ديگر را در آن نگاهدارى مىكنند و به معنى جايگاه نگاهدارى ماكيان ( خانهء كوچك ) نيز آمده است و « كتو » به صورت مصغر در خيلى از لهجه‌ها از جمله اردستانى به معنى خانهء كوچك و در برخى لهجه‌ها به معنى اتاق يا اتاق كوچك است . « كد » و « كده » به فتح « كاف » اول ، از لغت " Kata " اوستايى به معنى خانه و جايگاه مىباشد . « كدخدا » ، « دانشكده » و بسيارى امثلهء ديگر همه به اين معانى است . در اوستايى واژهء ديگرى هست . حافظ ابو نعيم در نام شهرهاى اصفهان قبل از اسلام مىگويد : يكى از شهرهاى اصفهان ، كهته بوده است . « 4 » چون كهته اوستايى به صورت كته هم تلفظ مىشود مىتوان فكر كرد كه كهته كهن در همين‌جا بوده است كه بعدها به كته شهرت يافته است . در اينجا « كت » و « كته »

--> ( 1 ) - ن . ك . به : فرهنگ جغرافيايى اصفهان ، ذيل همين عنوان . ( 2 ) - ن . ك . نشريهء 289 م . آ . ا . ص 23 . ( 3 ) - ر . ك . برهان قاطع و لغت‌نامه . ( 4 ) - ن . ك . حافظ ابو نعيم ، ذكر اخبار اصفهان * ترجمهء نويسندهء اين كتاب .