محمد مهريار

568

فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )

صورت مىگيرد و در اين صورت تقطيع واژه چنين است : « قه » معادل « كه » به معنى كهريز و كاريز است و « جاورس » همان دانه كه ذكر آن گذشت و جزء آخر « ان » علامت كثرت و نسبت و بر روى هم يعنى « كه » يا قنات منسوب به « گاورس » . قهساره Qehs re ( h ) قهساره ( كساره ) ديهى بزرگ است در دهستان برزآوند شهرستان اردستان كه در سال 1345 جمعيت آن را 228 نفر و در آمار سال 1375 جمعيت آن را 511 نفر با 151 خانوار ذكر كرده‌اند . دربارهء ديه‌هاى دهستانهاى شهرستان اردستان زير عناوين مختلف سخن رانده‌ايم و از تاريخچه و سابقهء حضارت و آبادى آن به تفاريق گفت‌وگو شده است ، ازاين‌رو اينجا دامان سخن را فراهم مىچينيم و به واژه‌شناسى آن مىپردازيم . همهء ديه‌هاى برزآوند به‌نحو اعم و اغلب با نامهاى قديمى و بسيار كهن نشان‌دهندهء تمدن قديم ناحيهء اردستان است . خود برزآوند ، نيز همين امر را نشان مىدهد ، و ديه‌هاى ديگر آن مثل كهنگ ، گله ، ماربين ، فرّان ، توران و غيره و غيره « 1 » همه نشان دهندهء اين تمدن كهن است كه هنوز آثار بسيارى از آن در كيفيت ساختمانها ، نحوهء معيشت و لهجهء رايج بين مردم اين خصوصيت را آشكارا نشان مىدهد . گفته‌ايم كه اردستان مخصوصا از نواحى قديم تمدن ايران بوده است و آثار بسيارى از اين تمدن در سرتاسر ناحيه به چشم مىخورد . دربارهء لهجه و زبان اردستانى و به تبع آن نامهاى كهن موجود در اين ناحيه به تفصيل و تفاريق گفت‌وگو كرده‌ايم . همهء ناحيه قنات آب است و ايرانى با هنر خاص خود از زير اين ريگزارهاى سوخته از آفتاب تابستان آتشبيز محل ، آب درآورده و ديه‌هاى بسيار آباد كرده است مىپردازيم به نام محل . واژه‌شناسى : قهساره ، در تقطيع به صورت « قه + سار + ه » درمىآيد . گفتيم كه تلفظ ديگر آن كيسار است و مىدانيم كه « كى » تخفيف يافتهء كاريز به معناى قنات است و ديده‌ايم كه « كى » و « كه » در تعريب به صورت « قه » در مىآيد چنان كه در قهاب . و گاه باشد كه به صورت « قه » ( با « قاف » مضموم ) همچنان‌كه باز در قهاب و بايد توجه داشت كه كوهپايه را نيز گاهى

--> ( 1 ) - ن . ك . به : نامواژه‌هاى ماربين و كهنگ در اين فرهنگ .