محمد مهريار

566

فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )

اين قدمت است . قهجاورستان ديهى است قديم و معتبر كه هنگام حملهء عرب ، سپاه بزرگى به سالارى سه شاهزادهء ساسانى از آن بيرون آمد و با فاتح عرب درآويخت و جنگى شديد ميان آنها درگرفت و سپاه شاهزادگان شكسته شد و قهجاورستان كه در آن زمان شهركى به‌شمار مىآمد ، به‌دست سپاهيان تازى افتاد و مردم آن يكسره كشته شدند . « 1 » حافظ ابو نعيم يكى از شهرهاى معتبر اصفهان را در آن زمان قه معين مىكند . اگرچه به اين نام قه محلى در كاشان نيز وجود دارد و كاشان هم از مضافات اصفهان بوده است ، ولى سخت درست به نظر مىآيد كه قه اصفهان همين قهجاورستان يا جايى بوده در نزديكى اينجا در دهستان قهاب . به هرحال قهجاورستان با اين تاريخچهء خونين و خرابى و پراكندگى عظيم كه برحسب قول حافظ ابو نعيم تمام مردم محل ، حتى اطفال و زنان در فتح تازيان كشته شدند و از آنان نماند جز مردم كمى كه به قلعهء جى ( اصفهان پيشين ) كوچ كردند . « 2 » امروز هم ديه معتبر بىشمار است . چون اين همه گفته شد بايد دانست كه اين ناحيه به حكم همين دلايل تاريخى بسيار قديمى است و بسيار آباد بوده و رفته‌رفته حوادث عظيم و پيشامدهاى روزگار آن را به صورت حاضر درآورده است . چون مقصود عمدهء ما بحث لغوى ، تطور و اشتقاق نامهاست . مىپردازيم به مقصود اصلى خود . واژه‌شناسى : تازيان اين محل را جاورسان تلفظ مىكنند « 3 » ولى پيداست كه برحسب همان قاعدهء تعريب ( با اختصار ) به اين صورت در آمده است ؛ ولى جاورسان از دو جزء « جاور » و « سان » مخفف « ستان » تركيب نيافته است ، بلكه اين تركيب به هم ريختهء مفيد هيچ معنايى نيست و بايد ديد كه تركيب اين واژه چگونه است . تقطيع اين واژه سخت دشوار است . در ابتدا تصور مىشد كه تركيب آن چنين است « قه + جاور + ستان » در جزء اول آن شكى نيست كه « قه » عربى شدهء « كه » است به معناى كهريز و قنات و جزء دوم آن « جاور » كه على القاعده بايد معرب « گاور » باشد ، هيچ معنايى ندارد و به هيچ روى نمىتوان براى آن معنايى پيدا كرد . وقتى انديشه مىشد كه « گاور » همان تطور يافتهء كلمهء گور ( Gowr )

--> ( 1 ) - ن . ك . مقدمهء « ذكر اخبار اصفهان » ، ترجمهء نگارنده . منتشره در فصلنامهء زنده‌رود ، شمارهء 12 و 13 . ( 2 ) - همان . ( 3 ) - ن . ك . به : ذكر اخبار اصفهان از حافظ ابو نعيم و ترجمهء محاسن اصفهان از حسين بن محمد بن ابى الرضا آوى .