محمد مهريار

561

فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )

باختر اصفهان تا به خود شهر انشاى اين نهرها ( ماديها ) از روى شيب رودخانه كه ، از مغرب به مشرق جريان دارد ، جدا مىشد و احتياجى به بند و سد بزرگى نبود . در هركجا از مغرب تا مشرق با ايجاد مانع مختصرى از شن و خار و خس يك مادى ( نهر ) از رودخانه جدا مىشد و يكى دو سه كيلومتر پايين‌تر و گاهى با طى مسافت بسيار طولانى به ديه‌ها مىرسيد و اين شبكه همچنان ادامه داشت تا در غرب اصفهان به پل مارنان ، يعنى در اين فاصله اصلا احتياجى به سد نبود . پل مارنان « پل - بند » است يعنى هم « پل » است و هم « بند » . كف رودخانه را كمى بالا آورده‌اند و شالوده ريخته و ساروج كارى كرده‌اند و هم پى « پل » زيباى مارنان است و هم « بندى » است كه به وسيلهء آن مادى نياسرم ( نياصرم ) در شمال رودخانه جدا مىشود . از اينجا به بعد براى شرب اراضى هرچه سوى مشرق به روى احتياج به بند هست . اولين بند ، بند كراج و دنارت است و همين‌طور كه رو به پايين برويم مىرسيم به بند مروان و بند گلى و بند جنديج « 1 » و بند شانزده ده و بند شاخ‌كنار كه آخرين بندهاست و از همه مرتفع‌تر . در شبكهء قديم هر مادى نامى داشت و اين نامها قديمى ، كهن و زيبا بود . مثل مادى گركن و همين مادى قمش و از جمله اين ماديهاى ديگر كه از شهر اصفهان عبور مىكرد مادى نياصرم است و بعد مادى فرشادى و مادى فدن و بسيارى ديگر . از جملهء اين ماديها مادى قميش است كه نظر به قدمت آن اينك به توصيف آن و بعد به وجه تسميهء آن مىپردازيم . ولى قبلا اين نكته را متذكر شويم كه چون اين شبكهء آبيارى بسيار قديمى است نام تمام اين ماديها و سهم آبى كه از رودخانه دارند و بالطبع تمام رودخانه از باب تقسيم به سهام و اندازه و هريك سهم در دفتر و طومارى ثبت شده اين دفتر و طومار از خيلى قديم وجود داشته است و آخرين طومار معروف است به طومار شيخ بهائى كه ظاهرا در زمان شاه طهماسب صفوى ( 930 - 984 ه . ق ) ، تنظيم شده و بعدها در زمان شاه عباس ( 1038 - 995 ه . ق ) به نام طومار شيخ بهائى شهرت يافته و سپس در دورهء قاجار در آن تغييراتى داده شده است و عجالتا نام تمام ديه‌ها و سهم آب آنها در اين طومار ثبت شده است . از جملهء اين ماديها مادى قميش ( برحسب تداول عامه ) ماست . برحسب طومار

--> ( 1 ) - ن . ك . ذيل همين عناوين در اين فرهنگ .